سلام دوست عزیز
به نظر من مشکلاتی در ارتباط بین شما وجود داره بخاطر رفتار گذشتتون رابطه شما به سردی گراییده و حالا او دیگه ابراز علاقه نمیکنه
اون تمام ناراحتی هاش رو توی دلش نگه داشته و بروز نمیده بلکه توی رفتارش با بی محلی هاش نشون میده
پس شما باید کاری بکنید که هر چی توی دلش هست رو بریزه بیرون تا تخلیه و سبک بشه و شما با صبر و تحمل حرفاش رو بشنوین
راهش اینه که ارتباط کلامی تون رو باهاش زیاد کنین و اون رو به حرف بگیرین البته حضوری
در صورتی که با سکوتش مواجه شدین ازش بپرسین که آیا دلخوری ازتون داره ( به هر قیمت شده کاری کنین حرف بزنه و ناراحتیش رو بیرون بریزه ) اینکار باعث میشه حداقل سکوت بینتون شکسته بشه البته ممکنه رفتار و لحنش کمی تند باشه ولی شما خودتون رو از قبل آماده کنین
تا حالا شما به حرفاش گوش بدین اما حالا سعی کنین با آرامش براش توضیح بدین
بگین که اگه در گذشته اون رفتار رو داشتین الان پشیمونین و میخواین زندگیتون درست بشه و تمام تلاشتون رو میکنین
بهش بگین که دوستش دارین و زندگیتون رو دوست دارین و میخواین بهش تکیه کنین
لحن کلامتون زمانی که باهاش صحبت میکنین خیلی موثره
سعی کنین رابطه تون رو با خانوادش بهتر کنین مخصوصا با زن باباش چون طبق گفته خودتون از زن باباش تاثیر پذیریه بالایی داره
هم برا خودش و هم زن باباش کادو بگیرین
ابراز محبت روشهای زیادی داره. باید اعتمادشون رو جلب کنین
بازهم تاکید میکنم که لحن بیان خیلی مهم هست
در ضمن لازم نیست همه ی این کارها رو یکدفه انجام بدین بلکه به مرور زمان
این کارها با توجه به اینکه آدم درونگرایی هستین ممکن براتون سخت باشه ولی باید برای زندگیتون تلاش کنین
خوش به حالتون که شوهرتون اهل ابراز احساسات هست
به خدا من هم در خانواده ای شبیه خانواده تو بزرگ شدم نمیدونی چقد دلم میخواد به مادرم بگم دوسش دارم ولی بخاطر همین جو خانواده و بعضی دلایل دیگه نمیتونم، امیدوارم در مقابل همسرم جبران کنم
شما الان باید از این فرصت استفاده کنین وگرنه ممکنه پشیمونیش همیشه شما رو رنج بده
توکل به خدا رو فراموش نکن که همه ی دلها در تصرف اوست








علاقه مندی ها (Bookmarks)