ملکه عزیز
ببینید پاسخ رو که همسرتون داده ، نیازش رو مطرح کرده ، محبت و توجه ازتون می خواد
، خیلی ساده ، به زبون اورده ، (تو برخی از زندگیها باید کلی انرژی صرف بشه تا معلوم شه که همسران چه خواسته ای دارن )
"هی از من ایراد میگیره هی میگه تو من رودوست نداری تو واسه من هیچ کاری نمیکنی تو اصلا دوست نداری من رو بغل کنی تو به من توجه نمیکنی شبا که ظرف میشوری صبحها کتاب میخونی اصلا به من توجه نمیکنی هی غر غر غر غر هی دستور دستور دستور ..."
چرا به این نیازش توجه نمی کنی ؟ شاید هم نوع توجهتون به روش خودتونه ! می تونید در این زمینه هم از خودشون راهنمائی بگیرید ، بگید چه جوری نشون بدم دوستت دارم ، شاید نیازی به شنیدن دوستت دارم نداشته باشد و شما هر روز بهش میگید دوستت دارم
روشها رو عوض کنید.
کاملا توجه شما رو میخواد و شما دریغ کردید ازش. برا همینه صدای اعتراضش به عرش رسیده !!
خب دراز بکشید کنارش ، بغلش کنید ، او هم نوازشتون میکنه ، خستگی تون در میاد. هردو به خواسته تون می رسید. حالا دیر نمیشه یه ساعت دیگه (اما با شارژ روحی و نه خستگی روحی و جسمی) کارهای خونه رو انجام بدید. چه بسا اوهم شارژ شده باشه و در کار خونه همراهی تون کنه. امتحان کنید.
اینا باشه برا غرغرغرغرغر کردنای همسر.
راه حل برا - دستور دادناش - برا بعد.
«خدا گوید:تو ای زیباتر از خورشید زیبایم،
تو ای والاترین مهمان دنیایم،
بدان آغوش من باز است،
شروع کن، یک قدم با تو،
تمام گامهای مانده اش با من…»
علاقه مندی ها (Bookmarks)