به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 34
  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 خرداد 99 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    7,750
    سطح
    58
    Points: 7,750, Level: 58
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    887

    تشکرشده 279 در 146 پست

    Rep Power
    43
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsa.. نمایش پست ها
    سلام ممنونم که کمکم میکنی .این اقا 2 ماه پیش برای بار دوم اومدن خواستگاری من و من چندبار با ایشون بیرون رفتم توی اون 2 بار اول نه دلم میخواست بیشتر پیششون باشم و نه اینکه میخواستم برم فقط ایشون مدام میگفت اصلا دلش نمیخواد بره خونه اما یه که رفتم بیرون باهاشون خیلی از رفتاراشون حرص خوردم و ناراحت شدم و دلم میخواست زودی برگردم خونه /ایشون توی اون مدت خیلی به من ابراز علاقه میکردن اما بعدش من به دلایلی که گفتم جواب منفی دادم /نمیدونم چرا دوباره میخوان که من فکر کنم /ایشون میگن سربازیشون که تموم بشه شغل براشون هست اما نمیدونم
    مهسا خانوم از چه رفتاری حرص خورید؟ کامل توضیح بدید؟ از چی نارحت شدید

    نقاط ضعف غیر سرباز بودن و عدم اشتغالشون هست؟ چیزی غیر از اینا حس کردید؟

    کامل توضیح بدید.

    اینجوری که متوجه شدم این آقا نقاط مثبت زیادی خودش و خانوادش داره که انعکاسه همون خانوادست. و میتونه تاثیر گذار باشه (حسم از رو حرفای شما البته اینه )
    ویرایش توسط mercedes62 : جمعه 28 تیر 92 در ساعت 03:48

  2. کاربر روبرو از پست مفید mercedes62 تشکرکرده است .

    mahsa.. (جمعه 28 تیر 92)

  3. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 مرداد 92 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1392-1-18
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    360
    سطح
    7
    Points: 360, Level: 7
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مهسا خانوم از چه رفتاری حرص خورید؟ کامل توضیح بدید؟ از چی نارحت شدید

    نقاط ضعف غیر سرباز بودن و عدم اشتغالشون هست؟ چیزی غیر از اینا حس کردید؟

    کامل توضیح بدید.

    سلام مرسدس عزیز ممنونم از لطفتون/اول نقاط مثبت این اقا رو میگم اینکه چون ایشون من رو از طریق یه دوست شناختن و فامیل دوستم هستند تقریبا نسبت به ایشون شناخت هست و اینکه با هم هم رشته هستیم و این میتونه تو اینده شغلی دو طرف و اینکه اهل همراهی هستند مهم باشه و از نظر اخلاقی منطقی هستند تا جایی که من فهمیدم و با ایمان و اینکه خانوادشون با اینکه خیلی مال ندارند اما واقعا با هم هستند و مهربون و صمیمی اما از نظر مالی ایشون فعلا که شغل ندارند و خانه هم ندارند که خانوادشون گفتند هم شغل براش هست و هم خونه براش میگیرند و از نظر مالی با هم تقریبا فرق داریم و خانواده ی من اوضاع مالی بالاتری دارند و من اصلا از جهت مالی با ایشون حرفی نزدم و کلا توی چند باری که باهاشون حرف زدم اصلا جذب این اقا نمیشم /همه دوستان بهم گفتند که کم کم به دلت میشینه و همه همینطور هستند و حالا تو نسبت بهش جبهه گرفتی و اشتباه نکن علاقه بوجود میاد و از اینجور حرفها اما من ترسیدم از این ازدواج یکی به همین دلیل که گفتم و یکی هم از این جهت که ایشون خانواده ی خیلی مذهبی نسبت به من دارند و طی صحبتهایی که باهم کردیم ایشون خیلی رک به من گفتند توی خانوادشون ممکنه به من به خاطر ظاهرم یه افرادی به من به طور مثال حتی به من سلام نکنند و یه سری موضوعهای دیگه که به خاطر همین یه سری اختلاف عقاید که من با ایشون دارم ..................... از رفتارم که گفتم حرص میخورم به خاطر اینکه ایشون خیلی از خودراضی و رک و اعتماد به نفس بالا دارند و یه سری رفتارای بچه گونه زیاد دارند و اینکه یه جا که من ناراحت شدم و بهشون گفتم که من بی احترامی شده قبول نکردند و بهم گفتند اخلاقم خوب نیست و خیلی بدبین هستند.........................لطفا راهنماییم کنید
    ویرایش توسط mahsa.. : جمعه 28 تیر 92 در ساعت 04:42

  4. کاربر روبرو از پست مفید mahsa.. تشکرکرده است .

    mercedes62 (جمعه 28 تیر 92)

  5. #23
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 خرداد 99 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    7,750
    سطح
    58
    Points: 7,750, Level: 58
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    887

    تشکرشده 279 در 146 پست

    Rep Power
    43
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsa.. نمایش پست ها
    مهسا خانوم از چه رفتاری حرص خورید؟ کامل توضیح بدید؟ از چی نارحت شدید

    نقاط ضعف غیر سرباز بودن و عدم اشتغالشون هست؟ چیزی غیر از اینا حس کردید؟

    کامل توضیح بدید.

    سلام مرسدس عزیز ممنونم از لطفتون/اول نقاط مثبت این اقا رو میگم اینکه چون ایشون من رو از طریق یه دوست شناختن و فامیل دوستم هستند تقریبا نسبت به ایشون شناخت هست و اینکه با هم هم رشته هستیم و این میتونه تو اینده شغلی دو طرف و اینکه اهل همراهی هستند مهم باشه و از نظر اخلاقی منطقی هستند تا جایی که من فهمیدم و با ایمان و اینکه خانوادشون با اینکه خیلی مال ندارند اما واقعا با هم هستند و مهربون و صمیمی اما از نظر مالی ایشون فعلا که شغل ندارند و خانه هم ندارند که خانوادشون گفتند هم شغل براش هست و هم خونه براش میگیرند و از نظر مالی با هم تقریبا فرق داریم و خانواده ی من اوضاع مالی بالاتری دارند و من اصلا از جهت مالی با ایشون حرفی نزدم و کلا توی چند باری که باهاشون حرف زدم اصلا جذب این اقا نمیشم /همه دوستان بهم گفتند که کم کم به دلت میشینه و همه همینطور هستند و حالا تو نسبت بهش جبهه گرفتی و اشتباه نکن علاقه بوجود میاد و از اینجور حرفها اما من ترسیدم از این ازدواج یکی به همین دلیل که گفتم و یکی هم از این جهت که ایشون خانواده ی خیلی مذهبی نسبت به من دارند و طی صحبتهایی که باهم کردیم ایشون خیلی رک به من گفتند توی خانوادشون ممکنه به من به خاطر ظاهرم یه افرادی به من به طور مثال حتی به من سلام نکنند و یه سری موضوعهای دیگه که به خاطر همین یه سری اختلاف عقاید که من با ایشون دارم ..................... از رفتارم که گفتم حرص میخورم به خاطر اینکه ایشون خیلی از خودراضی و رک و اعتماد به نفس بالا دارند و یه سری رفتارای بچه گونه زیاد دارند و اینکه یه جا که من ناراحت شدم و بهشون گفتم که من بی احترامی شده قبول نکردند و بهم گفتند اخلاقم خوب نیست و خیلی بدبین هستند.........................لطفا راهنماییم کنید
    خوب مهسا خانوم رفتارای بچه گانشو مثال بزن و ناراحتیتون رو با مثال و توضیح کامل بده

    از چی دقیقا ناراحت شدید؟ که ایشون گفتن اخلاقتون خوب نیست واضحتر توضیح بدید

    ممنونم

  6. کاربر روبرو از پست مفید mercedes62 تشکرکرده است .

    mahsa.. (جمعه 28 تیر 92)

  7. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 مرداد 92 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1392-1-18
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    360
    سطح
    7
    Points: 360, Level: 7
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم ازتون مرسدس جان، اول بگم اشتباه تایپی شد میخواستم بگم ایشون به من میگن که نسبت بهشون بدبین هستم اما در واقع من به خودم حق میدم برای ازدواج ام اول به طرفم بدبین باشم تو هر موردی تا بعد بتونم اطمینان کامل بکنم، در مورد ناراحتی ام در واقع بیشتر عصبانیتم اینکه در یه جلسه که من با ایشون رفتم پیش یکی از اعضای خانوادشون به پیشنهاد ایشون که گفتند بزرگترم هستند و گفتند دوست دارند با من اشنا بشم منم قبول کردم و رفتم اونجا جو برام سنگین بود و توی صحبتهایی که کردند از همون اول راجع به این بود که تیپ من با خانواده ی ایشون فرق میکنند و ممکنه من با موجی از برخوردها مواجهه بشم (من از نظر ظاهری مانتویی هستم اما سر و سنگین و تیپ ساده ای دارم خود این اقا به من گفتند که تیپ و ظاهرتون رو دوست دارم ) و اینکه فلان عروس مانتویی که اومد برخورد فلانی چه جور بود و فلانی هنوز از اون عروس خوشش نمیاد و خلاصه حرف ین بود که خیلی ها از تیپ من خوششون نخواهد امد و برخورد میشه و من اونجا احساس کردم واقعا یه مشکل خیلی بزرگی دارم که باید یه جوری پوشش بدن که کسی نفهمه این مشکل منو و ناراحت شدم و بعدا که ایشون متوجه شدند گفتند من نباید ناراحت میشدم و تازه بی احترامی کردم به اون فرد خانوادشون که منو دیدن وقتی که ناراحت شدم و گفتنند من خیلی بدبینم .............. اینکه میگم خیلی بچه هستند به چند دلیل یکی اینکه از همون بار اول که فقط جهت اشنایی خانواده ها همو دیدیم و اینکه خانواده ایشون با من اشنا بشن ایشون شروع کردند به من اس ام اس عشقولانه دادند و منو با اسمهای خاص خطاب کردند که اینکارشون که ما هنوز اصلا با هم هیچ حرفی نزدیم و هیچ تفاهمی نرسیدیم بچگیه ........ نمیدونم من اشتباه میکنم یا کسایی که میگن کم کم ازش خوشت میاد و جذبش میشی ............لطفا بهم کمک کنید

  8. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 خرداد 99 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    7,750
    سطح
    58
    Points: 7,750, Level: 58
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    887

    تشکرشده 279 در 146 پست

    Rep Power
    43
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsa.. نمایش پست ها
    ممنونم ازتون مرسدس جان، اول بگم اشتباه تایپی شد میخواستم بگم ایشون به من میگن که نسبت بهشون بدبین هستم اما در واقع من به خودم حق میدم برای ازدواج ام اول به طرفم بدبین باشم تو هر موردی تا بعد بتونم اطمینان کامل بکنم، در مورد ناراحتی ام در واقع بیشتر عصبانیتم اینکه در یه جلسه که من با ایشون رفتم پیش یکی از اعضای خانوادشون به پیشنهاد ایشون که گفتند بزرگترم هستند و گفتند دوست دارند با من اشنا بشم منم قبول کردم و رفتم اونجا جو برام سنگین بود و توی صحبتهایی که کردند از همون اول راجع به این بود که تیپ من با خانواده ی ایشون فرق میکنند و ممکنه من با موجی از برخوردها مواجهه بشم (من از نظر ظاهری مانتویی هستم اما سر و سنگین و تیپ ساده ای دارم خود این اقا به من گفتند که تیپ و ظاهرتون رو دوست دارم ) و اینکه فلان عروس مانتویی که اومد برخورد فلانی چه جور بود و فلانی هنوز از اون عروس خوشش نمیاد و خلاصه حرف ین بود که خیلی ها از تیپ من خوششون نخواهد امد و برخورد میشه و من اونجا احساس کردم واقعا یه مشکل خیلی بزرگی دارم که باید یه جوری پوشش بدن که کسی نفهمه این مشکل منو و ناراحت شدم و بعدا که ایشون متوجه شدند گفتند من نباید ناراحت میشدم و تازه بی احترامی کردم به اون فرد خانوادشون که منو دیدن وقتی که ناراحت شدم و گفتنند من خیلی بدبینم .............. اینکه میگم خیلی بچه هستند به چند دلیل یکی اینکه از همون بار اول که فقط جهت اشنایی خانواده ها همو دیدیم و اینکه خانواده ایشون با من اشنا بشن ایشون شروع کردند به من اس ام اس عشقولانه دادند و منو با اسمهای خاص خطاب کردند که اینکارشون که ما هنوز اصلا با هم هیچ حرفی نزدیم و هیچ تفاهمی نرسیدیم بچگیه ........ نمیدونم من اشتباه میکنم یا کسایی که میگن کم کم ازش خوشت میاد و جذبش میشی ............لطفا بهم کمک کنید
    خوب ایشون هر چه قدر هم نکات مثبتی داشته از نظر اخلاقی که من اشتباه کردم از صحبتای شما برداشت من 1 آقای فول پروتکل بود ولی اینکه خاهراشون یا فامیل و... باید شمارو تایید کنن یا این آقا منتظر تایید این و اون هستن نقاط ضعفی هستش که بعد زندگی میتونه تاثیر گذار منفی باشه و جای فکر و تعمل دیگه ای داره

    اینکه با ظاحر شما مشکل دارن بنظر من درستش اینکه شمارو تو همین غالبی که هستید قبول کنن ، مگر اینکه خودتون قبول کنید و خودتون رو تغییربدهید
    اس ام اس و.... بله حق با شماست و به نوعی کم تجربگی و بچگی هستش و اینکه اختیار عمل رو واضح به خواهراشون یا فامیل اینا در مورد ظاحر و.... بدن عامل بچگی و عدم استقلال و خط فکری ایشون هستش.
    و حرف شنوی و تاثیر پذیری و ... ایشون میتونه تو زندگی خیلی تاثیر گذار باشه و به قوله معروف آشپز که چنتا بشه غذا یا شور میشه یا بی نمک.
    البته من براساس حرفای شما اینارو استنباط کردم.
    براتون آرزوی خوشبتی میکنم

  9. کاربر روبرو از پست مفید mercedes62 تشکرکرده است .

    mahsa.. (جمعه 28 تیر 92)

  10. #26
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 مرداد 92 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1392-1-18
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    360
    سطح
    7
    Points: 360, Level: 7
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم از راهنمایهاتون مرسدس جان / ایشون خودشون میگن من تیپ شما رو قبول دارم و هیچ مشکلی ندارم و اینکه میگن من به حرفهای دیگرون هیچ کاری ندارم و نظر خودم فقط مهمه مشورت میکنم با همشون اما تصمیم نهایی رو خودم میگیرم اما رفتاراشون متفاوته بعدش هم که من میگم شما اینطور رفتار کردی و اینطور میگی بهم گفتن من بد برداشت میکنم و کلا از قبل نسبت به ایشون بدبین هستم
    ویرایش توسط mahsa.. : جمعه 28 تیر 92 در ساعت 21:58

  11. #27
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 خرداد 99 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    7,750
    سطح
    58
    Points: 7,750, Level: 58
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    887

    تشکرشده 279 در 146 پست

    Rep Power
    43
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsa.. نمایش پست ها
    خوب ایشون هر چه قدر هم نکات مثبتی داشته از نظر اخلاقی که من اشتباه کردم از صحبتای شما برداشت من 1 آقای فول پروتکل بود ولی اینکه خاهراشون یا فامیل و... باید شمارو تایید کنن یا این آقا منتظر تایید این و اون هستن نقاط ضعفی هستش که بعد زندگی میتونه تاثیر گذار منفی باشه و جای فکر و تعمل دیگه ای داره

    اینکه با ظاحر شما مشکل دارن بنظر من درستش اینکه شمارو تو همین غالبی که هستید قبول کنن ، مگر اینکه خودتون قبول کنید و خودتون رو تغییربدهید
    اس ام اس و.... بله حق با شماست و به نوعی کم تجربگی و بچگی هستش و اینکه اختیار عمل رو واضح به خواهراشون یا فامیل اینا در مورد ظاحر و.... بدن عامل بچگی و عدم استقلال و خط فکری ایشون هستش.
    و حرف شنوی و تاثیر پذیری و ... ایشون میتونه تو زندگی خیلی تاثیر گذار باشه و به قوله معروف آشپز که چنتا بشه غذا یا شور میشه یا بی نمک.
    البته من براساس حرفای شما اینارو استنباط کردم.
    براتون آرزوی خوشبتی میکنم
    همون پست منو تکرار کردید!! متن جدیدتون نیومده !!

  12. کاربر روبرو از پست مفید mercedes62 تشکرکرده است .

    mahsa.. (جمعه 28 تیر 92)

  13. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 مرداد 92 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1392-1-18
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    360
    سطح
    7
    Points: 360, Level: 7
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم از راهنمایهاتون مرسدس جان / ایشون خودشون میگن من تیپ شما رو قبول دارم و هیچ مشکلی ندارم و اینکه میگن من به حرفهای دیگرون هیچ کاری ندارم و نظر خودم فقط مهمه مشورت میکنم با همشون اما تصمیم نهایی رو خودم میگیرم اما رفتاراشون متفاوته بعدش هم که من میگم شما اینطور رفتار کردی و اینطور میگی بهم گفتن من بد برداشت میکنم و کلا از قبل نسبت به ایشون بدبین هستم.......................................... ..............حالا من سوالم یکی اینکه میگم جذبشون نشدم و احساسی نسبت بهش تا الان ندارم و اکثرا بهم میگن اشتباه میکنم و نسبت بهش جبهه گرفتم و کم کم بهش علاقه پیدا میکنم خیلی ها همینطور بودن این حرفها درسته که میگن و با توجه به اینکه از ایشون از من خواستن من بازم فکر کنم و من نمیخوام ایشون رو اذیت کنم چه کار کنم........................خواهش میکنم بهم بگین ایا این احساس بعدا ایجاد میشه؟؟؟؟؟؟

  14. #29
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 خرداد 99 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    7,750
    سطح
    58
    Points: 7,750, Level: 58
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    887

    تشکرشده 279 در 146 پست

    Rep Power
    43
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsa.. نمایش پست ها
    ممنونم از راهنمایهاتون مرسدس جان / ایشون خودشون میگن من تیپ شما رو قبول دارم و هیچ مشکلی ندارم و اینکه میگن من به حرفهای دیگرون هیچ کاری ندارم و نظر خودم فقط مهمه مشورت میکنم با همشون اما تصمیم نهایی رو خودم میگیرم اما رفتاراشون متفاوته بعدش هم که من میگم شما اینطور رفتار کردی و اینطور میگی بهم گفتن من بد برداشت میکنم و کلا از قبل نسبت به ایشون بدبین هستم.......................................... ..............حالا من سوالم یکی اینکه میگم جذبشون نشدم و احساسی نسبت بهش تا الان ندارم و اکثرا بهم میگن اشتباه میکنم و نسبت بهش جبهه گرفتم و کم کم بهش علاقه پیدا میکنم خیلی ها همینطور بودن این حرفها درسته که میگن و با توجه به اینکه از ایشون از من خواستن من بازم فکر کنم و من نمیخوام ایشون رو اذیت کنم چه کار کنم........................خواهش میکنم بهم بگین ایا این احساس بعدا ایجاد میشه؟؟؟؟؟؟
    در مورد اینکه بعد ازدواج علاقه ایجاد میشه نسبیه ممکنه بشه و ممکنه نشه خیلی علاقه بینشون بخاطر همراهی و وابستگی و روابط و روابط جنسی بیشون ایجاد میشه و بعضی هم نمیشه

    نمیشه براش 1 نسخه براش پیجید.
    ممکنه بشه و ممکنه نشه ولی بحرحال وابستگی معمولا بین 2 طرف ایجاد میشه

    منتها چیزی که بنظر من مهمه اینکه خودشون مستقل تصمیم نمیگیرن جای فکر و آنالیز زیادی داره !!!! ممکنه ایشون ادم خیلی خوبی باشن ولی همین قضیه زندگی آیندشون رو تحت تاثیر قرار بده

    تو مردا استقلال فکر و خط فکری بنظر من خیلی مهمه

  15. کاربر روبرو از پست مفید mercedes62 تشکرکرده است .

    mahsa.. (جمعه 28 تیر 92)

  16. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 مرداد 92 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1392-1-18
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    360
    سطح
    7
    Points: 360, Level: 7
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببینید ایشون در حال حاظر شغل ندارند و تنها یه حقوق سربازی رو دارند و همون طور که گفتم خانوادشون با اینکه اینکه از نظر اخلاقی و محبت خیلی بالا هستند اما از نظر مالی بالا نیستند و اما من با وجود اینکه شرایط مالی تو این شرایط اقتصادی مهم شده من به این موضوع مالی کاری نداشتم و با اینکه ویژگی مالیشون رو میدونستم رفتم و باهاشون صحبت کردم و توی صحبتهام یکی همین به این موضوع رسیدم که از نظر احساسی با اینکه ایشون خیلی به من ابراز علاقه میکردن اما من توی اون چند دفعه که با هم صحبت میکردیم هیچ احساسی ندارم بهشون و جذب ایشون نشدم و اکثرا رفتاراشون حرصم داد و یکی این موضوع که ایشون رفتار بچگونه داشتند با من و اینکه بترسم الان بگن تیپ شمارو قبول دارم اما بعدا نظرشون عوض بشه با توجه به برخورداهای اطرافیان.................................. ..........من به خاطر این دو مساله به ایشون جواب منفی دادم و بهشون گفتم در واقع با اینکه ایشون از نظر اخلاقی پسر خوبی هستند اما من از این ازدواج میترسم احساس میکنم حتی اگر من کم کم به ایشون علاقه پیدا کنم و احساسم عوض بشه ممکنه از جهت اینکه ایشون و خانوادشون (با اینکه واقعا مهربون و صمیمی هستند و این مهربونیشون با هم رو خیلی دوست دارم اما بالاخره اعتقادی هست که دارند و قابل احترام ) از ما مذهبی تر هستند میترسم توی مسایل دیگه زندگی دچار اختلاف بشم با ایشون ........... نمیدونم حالا که ازم خواستن دوباره فکر کنم دوستان بهم میگن این خیلی تو رو دوست داره از رفتاراش معلومه و تو هم بهش علاقه پیدا میکنی اما اگه علاقه ایجاد نشد چی میترسم اشتباه کنم میترسم

    - - - Updated - - -

    مرسدس جان در مورد اینکه میگین استقلال فکری ندارن و منم قبول دارم و میترسم چون همیشه در کنار مادر و خواهراشون بودن و خیلی با جنس مخالف نبودن و در واقع خیلی تو جامعه نبودند دقیقا بر خلاف من که همیشه از بچگی برای کارام که ممکن بود خودم رو میفرستادن جلو اما این اقا از جهت اینکه همیشه خواهراشون رو دیدند و خواهراشون همیشه باهاشون مشورت کردند و مشکلاتشون رو با اونا مطرح کردند و در واقع خواهراشون رو خیلی قبول دارند حتما ایشون زن ایده ال از نظرشون همونها هستند اما میگن در مورد من با همه خواهراشون مشورت میکنند اما تصمیم اخر رو خودشون میگیرند.........................


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.