به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 32
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط dokhtar نمایش پست ها
    نمیدونسته مشکل داره اگه میدونست حتما ازدواج نمیکرد
    ادم بدی نبود که بخواد سر یکی دیگه رو کلاه بذاره
    بعضی موقع ها فکر میکنم من اصلا زن خوبی نبودم حتما انقدر اخلاق هام بد بود که دوست نداشت باهام رابطه جنسی داشته باشه
    من زن خوبی نبودم اگه بودم حتما من رو دوست میداشت میخواست که باهام بره تو رابطه جنسی :(
    نه عزیزم . این افکارو از خودت دور کن. تو بد نبودی . اگر بد بودی باهات ازدواج نمی کرد . اگر بد بودی تو همون پنج سال می تونست طلاقت بده . ضمن اینکه حتی اگر اخلاق بدی هم داشتی ، اگرچه روی میزان رابطه جنسی ممکن بود تاثیر بذاره ، اما باعث نمیشد که تو پنج سال بعد از ازدواجت باکره بمونی .

    در مورد این موضوع اگرچه نمیشه گفت تو حق داشتی ، اما کارت هم تا حدی قابل درک هست . امام صادق (ع) فرمود : « اگر يكي از شما به همسرش نزديك شود و سپس برخيزد و او را ارضا نكند ، همسر او اگر به يكي سياه زنگي دست يابد ، به او متوسل مي شود . بنا به این روایت این حرف رو زدم.

    حالا خوبه که بشینی و عاقلانه فکر کنی . زندگی تو حتی اگر این مشکل به وجود نمی اومد یا دوام چندانی نمی آورد یا به مرور زندگی روزهای سخت تر و بدتری رو برات رقم می زد. وقتی که می دیدی زنی کودکی رو در آغوش گرفته حسرت اینکه می تونستی مادر باشی نمیذاشت زندگی روی خوشی بهت نشون بده .

    اگرچه از راه درستی به این نقطه نرسیدی ، اما این نقطه رو عاقلانه بپذیر. طلاق سخت و دردناکه . درست . اما این روزهای سخت می گذرن . با این موضوع کنار بیا . سعی کن زندگی تازه ای رو برای خودت شروع کنی .

    چند وقته که از همسرت جدا شدی ؟

  2. 4 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    aysu (سه شنبه 01 مرداد 92), dokhtar (جمعه 28 تیر 92), meinoush (جمعه 28 تیر 92), saraamini (جمعه 28 تیر 92)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 فروردین 93 [ 23:52]
    تاریخ عضویت
    1392-4-28
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    54
    سطح
    1
    Points: 54, Level: 1
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    20

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سه ساله که جدا شدم
    بیشترین چیزی که میخوام برگردم به گذشته ام تنها اینه که طلب بخشش کنم
    میگن خدا از گناهت میگذره ولی بنده خدا نمیگذره نمیخوام اون ادم از من کینه ایی داشته باشه و من رو نبخشیده باشه
    نمیخوام تا اخر عمر تاوان کار اشتباهم رو پس بدم
    کاش خانواده اش به جای این که با همدستی خودش جاسوسی من رو میکردن تا میفهمیدن بهم میگفتن کاش شنود نمیذاشتن دو ماه صبر نمیکردن
    بهم میگفتن تنبیه ام میکردن ولی ابروم رو نمیبردن

  4. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 اسفند 92 [ 01:33]
    تاریخ عضویت
    1392-4-26
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    377
    سطح
    7
    Points: 377, Level: 7
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 19 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    طلب بخشش از خدا کن چون اون دیگه نیست و از خدا بخواه که رضایته اونم برای تو جلب کنه حتما این کارو انجام میده چون بزرگتر از اون چیزیه که فکر کنی
    زیادم به خودت تلقین نکن هر اتفاقه بدی که برات میفته تاوان اون گناهه
    همه ی تقصیرارو گردنه خودت ننداز اونا هم ی جورایی که میگی مقصر بودن پس 100 درصد گناه کار نیستی جرقشو اونا زدن چون تو زندگیت تجسس کردن که از لحاظه دینی کاره بدیه و گناه داره.

  5. 3 کاربر از پست مفید khodam tanha تشکرکرده اند .

    asemani (جمعه 28 تیر 92), aysu (سه شنبه 01 مرداد 92), dokhtar (جمعه 28 تیر 92)

  6. #14
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    بابا بی خیال. خودشون می دونستن تهش جداییه که انقدر همه چیتو کنترل می کردن. می خواستن مچتو بگیرن مدارک داشته باشن که مجبورت کنن مهرو ببخشی و هیچی نخوای و بدون اینکه براشون دردسر درست کنی بری. اینکارم که کردن. حالا این وسط تو واسه چی عذاب وجدان داری؟؟ گذشته رو ول کن. الانم که می گی خیلی وقته جدا شدین. با گذشته ات کنار بیا و اینده رو بچسب. ضمنا مگه میشه خود اقا ندونسته باشه مشکل داره؟؟ حتما می دونسته اما شاید مقدارشو نه. موفق باشی.
    راستی اینا نظرات من بود. ممکنه اشتباه کنم.

    راستی یه روانشناس خوب و متخصص پرس و جو کن برو. بعد طلاق به همه فشار میاد. حالا شما 5 سال زندگیتم که خیلی رو به راه نبوده بیشتر بهت فشار اومده. به خودت برس. یه مدت برو پیش یه روانشناس یا مشاوری که خوب باشه. ورزش کن. به تغذیه ات هم برس. با دوستات برو بیرون. دوستای جدید پیدا کن. احتمالا چیزی که الان گرفتارشی بیشتر عادت کردنه. بهش عادت کرده بودی. اما بری پیش روانشناس متخصص و خوب بهت می تونه کمک کنه.
    ویرایش توسط meinoush : جمعه 28 تیر 92 در ساعت 15:36

  7. 4 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    asemani (جمعه 28 تیر 92), dokhtar (جمعه 28 تیر 92), tamanaye man (سه شنبه 01 مرداد 92), داود.ت (جمعه 28 تیر 92)

  8. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 فروردین 93 [ 23:52]
    تاریخ عضویت
    1392-4-28
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    54
    سطح
    1
    Points: 54, Level: 1
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    20

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    بابا بی خیال. خودشون می دونستن تهش جداییه که انقدر همه چیتو کنترل می کردن. می خواستن مچتو بگیرن مدارک داشته باشن که مجبورت کنن مهرو ببخشی و هیچی نخوای و بدون اینکه براشون دردسر درست کنی بری. حالا این وسط تو واسه چی عذاب وجدان داری؟؟ گذشته رو ول کن. الانم که می گی خیلی وقته جدا شدین. با گذشته ات کنار بیا و اینده رو بچسب. ضمنا مگه میشه خود اقا ندونسته باشه مشکل داره؟؟ حتما می دونسته اما شاید مقدارشو نه. موفق باشی.
    راستی اینا نظرات من بود. ممکنه اشتباه کنم.
    همه حرفهای تو رو تو خانواده بهم میگن
    میگن اگه دوستت داشت احترامت رو نگه میداشت و بی سر و صدا طلاقت میداد
    میگن اگر مومنی رو شب در حال گناه دیدی صبح به چشم دیگه ایی بهش نگاه کن شاید توبه کرده باشه نباید ابروش رو برد
    خودش میگفت نمیدونسته ادم صادقی بود دروغ نمیگفت به جز اون موقع که تو اون دو ماه بهم دروغ گفت و نگفت که دارن مچم رو میگیرن
    شاید هم میدونسته شاید هم من در نظرش زیبا نبودم نمیدونم احساسات متناقض با احساس گناه همراه شده و بعد این مدت نمیذاره درست تصمیم بگیرم

  9. کاربر روبرو از پست مفید dokhtar تشکرکرده است .

    meinoush (جمعه 28 تیر 92)

  10. #16
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    ول کن بابا اون که زندگی نبوده. فکرشو نکن. یه قسمتی به پست قبلم اضافه کردم بخونش.
    این سه سالم هم بیخود عذاب وجدان داشتی. الانم خودتو جمع و جور کن روانشناس و ورزش برو با دوستای خوبت برو بگرد دوستای جدید پیدا کن توی محیط های جدید برو فکر گذشته و اون زندگی رو که از اولش هم معلوم بوده به جایی نمی رسیده بیخودی طولش دادی نکن. دلیلی هم نداره که فکر کنی شوهرت اصلا دروغ نمی گفته. احتمال زیاد از کارهای خونوادش خبر داشته اگه خودش همونی نبوده باشه که کارهای شما رو چک می کرده. قطعا هم می دونسته مشکل داره توی رابطه جنسی. هر کی خودش می دونه دیگه. نمی شه ندونسته باشه. نهایتش هر قدر هم که بی دقت بوده باشه میشه گفت مقدارشو نمی دونسته. شما به خودت برس و فکر زندگی خودتو بکن از الان به بعد. جدا شدین دلیلی هم نداره بهش دیگه فکر کنی. اینده مال توئه. پس سعی کن خوشبخت شی. موفق باشی.
    ویرایش توسط meinoush : جمعه 28 تیر 92 در ساعت 15:43

  11. 3 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    dokhtar (جمعه 28 تیر 92), مهربونی... (سه شنبه 01 مرداد 92), _yalda (جمعه 28 تیر 92)

  12. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 اسفند 92 [ 01:33]
    تاریخ عضویت
    1392-4-26
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    377
    سطح
    7
    Points: 377, Level: 7
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 19 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ی پیشنهاد برات دارم :به دیگران تو حله مشکلاتشون کمک کن شاید حالت بهتر شد من که امتحان کردم تا حدودی جواب داده خوب بوده امیدوارم برای شما هم مفید باشه.

  13. 3 کاربر از پست مفید khodam tanha تشکرکرده اند .

    dokhtar (جمعه 28 تیر 92), meinoush (جمعه 28 تیر 92), tamanaye man (سه شنبه 01 مرداد 92)

  14. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 فروردین 93 [ 23:52]
    تاریخ عضویت
    1392-4-28
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    54
    سطح
    1
    Points: 54, Level: 1
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    20

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی که بهم کمک میکنید واقعا ممنونم
    راستش از خجالتم و از شرمندگیم هیچوقت روم نمیشد این مشکل رو با کسی مطرح کنم تا کمکم کنه
    هزار دفعه تا حالا میخواستم با یکی درد و دل کنم ولی از ترس این که بهم برچسب و تهمت بزنن میترسیدم
    انگاری الان که این راز رو به شما گفتم سنگینیش برام کمتر شد

  15. کاربر روبرو از پست مفید dokhtar تشکرکرده است .

    مهربونی... (سه شنبه 01 مرداد 92)

  16. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 خرداد 99 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    7,750
    سطح
    58
    Points: 7,750, Level: 58
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    887

    تشکرشده 279 در 146 پست

    Rep Power
    43
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط dokhtar نمایش پست ها
    مرسی که بهم کمک میکنید واقعا ممنونم
    راستش از خجالتم و از شرمندگیم هیچوقت روم نمیشد این مشکل رو با کسی مطرح کنم تا کمکم کنه
    هزار دفعه تا حالا میخواستم با یکی درد و دل کنم ولی از ترس این که بهم برچسب و تهمت بزنن میترسیدم
    انگاری الان که این راز رو به شما گفتم سنگینیش برام کمتر شد
    dokhtar عزیز مگه میشه 1 مرد از مشکل جنسیش خبر نداشته باشه!!!! میشه واقعا!!!!!
    شما از خدا کمک بخاه و تلاش و هدف برا زندگیت بزار ، از این ستون به اون ستون فرجه

    توکلتو بخدا کن و تلاش کنن ، میگن گر ز حکمت ببندت دری ز رحمت گشاید در دیگری

    براتون از خدا طلب آرامش و خوشبتی میکنم

  17. کاربر روبرو از پست مفید mercedes62 تشکرکرده است .

    dokhtar (جمعه 28 تیر 92)

  18. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 فروردین 93 [ 23:52]
    تاریخ عضویت
    1392-4-28
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    54
    سطح
    1
    Points: 54, Level: 1
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    20

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mercedes62 نمایش پست ها
    dokhtar عزیز مگه میشه 1 مرد از مشکل جنسیش خبر نداشته باشه!!!! میشه واقعا!!!!!
    شما از خدا کمک بخاه و تلاش و هدف برا زندگیت بزار ، از این ستون به اون ستون فرجه

    توکلتو بخدا کن و تلاش کنن ، میگن گر ز حکمت ببندت دری ز رحمت گشاید در دیگری

    براتون از خدا طلب آرامش و خوشبتی میکنم
    بله باور کنین میگفت خبر نداره تا حالا با هیچ دختری اخه تو رابطه نبوده خیلی پاک بوده نمیدونسته
    میگفت این کار خیلی حال بهم زن و چندشه
    شایدم هم اعتماد به نفسش رو نداشت نمیدونم
    منم شاید زیاد جذاب نیستم شاید اون زنی که اون تو رویاهاش بوده من نبودم نمیدونم واقعا
    شاید میترسید از رابطه جنسی شاید از مسئولیت پذیریش میترسید واقعا خیلی دوست دارم بدونم ایا الان با زنی تو نسته تو رابهط باشه یا نه
    مرسی به خاطر دعاتون

  19. کاربر روبرو از پست مفید dokhtar تشکرکرده است .

    مهربونی... (سه شنبه 01 مرداد 92)


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.