به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 67
  1. #51
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 03 مرداد 94 [ 21:52]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,033
    سطح
    27
    Points: 2,033, Level: 27
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 93 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام داداش گلم
    فراسو جان اینکه خانومت یک قدم پا جلو گذاشته یعنی یک امتیاز ازش گرفتی ( پس حداقل میدونی رفتارت تا الان درست بوده )
    حالا این شما هستی که با عنایت به عمق مشکلات زندگیت و بی حرمتی های خانومنت باید تشخیص دهی که گرفتن یک امتیاز کافیه یا نه !!!؟!!!

    ببین دوست عزیزم این گونه مشکلات قطعا روزی فراموش خواهند شد اما مدتش متغیره، ممکنه چندین سال هم طول بکشه

    چیزی که بارز هست اینه که شما هم مثل من به خانومت علاقه خیلی شدیدی داری ، چون اگه نداشتیم تا الان طلاقشون داده بودیم

    اما پیشنهاد من به عنوان یه دوست که از ناراحتیت ناراحت میشه و از خوشحالیت خوشحال اینه که:

    1-اول به صدای درونی قلبت گوش بده و با عقلت تصمیم بگیر و ببین که گرفتن یک امتاز کافیه یا نه ؟

    2- قطعا توی این مدت تنهایی به روزهای قبل از اختلافتون فکر کردی و طبیعتا حتی شاید توی شرایط مختلف سطح انتظارات خودت رو محک زدی و زندگیتو با دیگران مقایسه کردی ، ببین با اون زن ( زن قبل از اختلافات ) میتونی زندگی کنی یا نه ؟ چون اگه جفتتون رفتار درستی تو ادامه زندگی داشته باشین ، بالاخره گذشته را فراموش خواهید کرد،اما اگه از اول هم از بودن باهاش لذت نمیبردی و رفتارهاشو به خاطر علاقت تحمل میکردی پس ادامه دادن اشتباهه

    3- اگه تصمیم به ادامه زندگی گرفتی شرط مشاور رو فراموش نکنی

    4- اگه تصمیم به ادامه زندگی گرفتی خواهش میکنم به خاطر حس ترحم به همسرت، ترس از شکست در زندگی بعدی،تنهایی یا به خاطر منفت های مالی و یا شانس دوباره نباشه، بلکه به خاطر اطمینانت از تصمیمت باشه

    دعا میکنم که خداوند صلاحت رو چلوی پات بگذاره ، موفق باشی
    ویرایش توسط milad08 : پنجشنبه 27 تیر 92 در ساعت 22:30

  2. #52
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1392-1-17
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    792
    سطح
    14
    Points: 792, Level: 14
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 30 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آقا میلاد ممنون از راهنماییت همیشه با حرفات آرامش میگیرم.یکی از مشکلات عمده در زندگی من ازدواج با دختری از شهر دیگه و فرهنگی متفاوت بود. این موضوع آزاردهنده بود واسم. زبان وگفتمان مهمترین راه تبادل احساسات و نظره که متاسفانه تو این امر فلج بودیم. من به هیچ عنوان حاضر نمیشم شهرمو ترک کنم. چون واسه خودم و آیندم تو این شهر نقشه ها کشیدم و تصمیم دارم با برنامه ریزی در آینده از رجال سرشناس شهرمون بشم. واسه اون خانم هم مطمئنم ادامه زندگی تو این شهر هر لحظه واسش عذابه نمیدونم اسرار به ادامه این وضع عقلانی هست یا نه. به گفته شما بعضی موقع که خودمو قانع میکنم فقط از سر ترحم و دلسوزی نسبت به اونه. در ضمن ایشون قدمی برنداشته. تماس میگیره با خانم همکارم صحبت میکنه درد ودل میکنه و یه سری مسائل شخصی را که تو زندگیمون اتفاق افتاده را بیان میکنه. این حرفها واسه من سنگینه اما استنباط همکارم از حرفهای خانومش اینه که میخواد بیاد سر زندگیش اما میدونم اون خیلی کله خرابتر از این حرفهاست. آخرین باری هم که باهاش تماس گرفتم من التماس میکردم و اون توهین های ناجور . التماس منم به خاطر آبروم بود اما میگفت مرغ من یه پا داره. میگه کل زندگیتو بزن به نام من تا عشقتو ثابت کنی. این منطقیه؟ در ضمن من اصلا اصلا کینه ای نیستم اما در این مورد عقده بزرگی از خانوادش تو دلم موند بخاطر توهیناشون. فکر کردنمحتاج دو تا تیکه وسایلم. واقعا اگه قصد خراب نکردن زندگی دخترشونو نداشتن نمیومدن اساسشو ببرن. واقعا نمیدونم چی بگم.

  3. #53
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقای فراسو شما به همین روند فعلا ادامه بده ، ببین همسرت خودش چه اقدامی کنه ، بالاخره اون یا یا تسلیم میشه و به زندگیش برمیگرده و یا اقدام به جدایی میکنه
    همین سکوت و همین که ازت خبری نداشته باشه و اینکه ندونه توی ذهنت چی میگذره خیلی خوبه .
    باور کن اون هم راحت ننشسته آب خنک بخوره ، همین که زنگ میزنه و با همکارتون دردودل میکنه یعنی اینکه نمیتونه انقدر سکوت شما رو تحمل کنه ، همش منتظره که از شما خبری بگیره که بالاخره تصمیمت چیه .
    ولی شما باز پا پیش نگذار وگرنه ممکنه که باز برات شرط و شروطی بگذاره .
    فعلا همین روندت رو ادامه بده

  4. کاربر روبرو از پست مفید tamanaye man تشکرکرده است .

    گل آرا (جمعه 28 تیر 92)

  5. #54
    Banned
    آخرین بازدید
    جمعه 28 تیر 92 [ 14:43]
    تاریخ عضویت
    1392-4-27
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    80
    سطح
    1
    Points: 80, Level: 1
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    9

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اگه دنبال راه خودکشی ای و راه خوب که 100 % منجر به مرگ بشه هستی به منم خبر بده ... دنبال یه راه مطمئنم ...

  6. #55
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1392-1-17
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    792
    سطح
    14
    Points: 792, Level: 14
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 30 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان عزیز میلاد گل آرا و تمنای من و شما آقایozouow بابت تمام همدردیهاتون ممنون همسر من الان 8 ماهه رفته تو این مدت سعی کردم خودمو نبازم ورزشم رو ادامه دادم کلاس زبان و برای ترم مهر میخوام واسه فوق لیسانس ثبت نام کنم. اما کم کم دارم از نظر روحی و عاطفی کم میارم. من تاحالا فقط کار کردم و واسه زندگیم تلاش کردم اما عاقبتم چی شد؟ اهل روابط خیابونی هم تاحالا نبودم. اما ببخشید اینارو میگم پیشنهادهای دوستی که از جانب بعضی دختر خانوما تو محیط بیرون بهم میشه منو به فکر میبره. خدا زن و مرد رو آفریده واسه هم. این یه واقعیته . همکارام میگن تو دیوانه ای برو بچسب به عشق و حالت. با این که در حقم خیلی بدی کرده اما حاضر نمیشم بهش خیانت کنم. گاهی با خودم میگم اینم یه جور امتحان الهیه. اما عمرم داره میگذره. من الان باید بچمو بغل میکردم نه پرونده های مهر و نفقه رو. خودتونو بذارید جای من. کلافه نمیشید از بلا تکلیفی! خدایا کمکم کن کنار بیام با این تنهایی.

    - - - Updated - - -

    سلام دوستان عزیز میلاد گل آرا و تمنای من و شما آقایozouow بابت تمام همدردیهاتون ممنون همسر من الان 8 ماهه رفته تو این مدت سعی کردم خودمو نبازم ورزشم رو ادامه دادم کلاس زبان و برای ترم مهر میخوام واسه فوق لیسانس ثبت نام کنم. اما کم کم دارم از نظر روحی و عاطفی کم میارم. من تاحالا فقط کار کردم و واسه زندگیم تلاش کردم اما عاقبتم چی شد؟ اهل روابط خیابونی هم تاحالا نبودم. اما ببخشید اینارو میگم پیشنهادهای دوستی که از جانب بعضی دختر خانوما تو محیط بیرون بهم میشه منو به فکر میبره. خدا زن و مرد رو آفریده واسه هم. این یه واقعیته . همکارام میگن تو دیوانه ای برو بچسب به عشق و حالت. با این که در حقم خیلی بدی کرده اما حاضر نمیشم بهش خیانت کنم. گاهی با خودم میگم اینم یه جور امتحان الهیه. اما عمرم داره میگذره. من الان باید بچمو بغل میکردم نه پرونده های مهر و نفقه رو. خودتونو بذارید جای من. کلافه نمیشید از بلا تکلیفی! خدایا کمکم کن کنار بیام با این تنهایی.

  7. #56
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    با این که در حقم خیلی بدی کرده اما حاضر نمیشم بهش خیانت کنم.



    آقای فراسو. شما یه مرد واقعی هستی که هنوز چون اسم اون خانوم تو شناسنامه ات هست، حاضر نیستی تعهدت رو نسبت به ایشون نادیده بگیری....

    اما به این فکرکن که قبل از اینکه یک مرد واقعی باشی، یک انسان واقعی هستی یک انسان بالغ و اخلاق مدار !!!!

    اینکه شما خودت رو درگیر روابط سطح پایین نمیکنی، قطعا به این دلیله که تو مرام و منش شما این جور روابط جایی نداره و با اخلاقیات شما منافات داره. حتی اگه مجرد و آزاد باشی و تعهدی به کسی نداشته باشی... نه به این خاطر که نمیخوای به خانومت خیانت کنی.

    حق داری. خیلی سخته. اما تمام این 8 ماه رو که به خانومت بی توجه نبودی و کم محلی نکردی درسته ؟
    فکر کن موضوع شما از وقتی جدی شده و قابل پیگیری هست که شما به ایشون کم محلی کردی تا بببینی چه کار میخواد بکنه ؟؟؟ مثلا یه ماهه؟ دوماهه؟
    اینجوری کمتر اذیت میشی....

    باز هم میگم. من یه زنم. من میدونم الان خانومت روز و شبش یکی شده و مثل شما از بلاتکلیفی رنج میبره اگه نه با خانوم همکارت حرف نمیزد.
    اما شما منتظر بمون تا خودش ازت بخواد که بری دنبالش !!! نه با واسطه.
    اونوقت هم مطمئن باش با قاطعیت طوری جریان رو هدایت میکنی که به نفع هردوتون باشه. نتیجه ی صبر هیچوقت بد نیست.

  8. #57
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1392-1-17
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    792
    سطح
    14
    Points: 792, Level: 14
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 30 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان و با عرض سلام و احترام خدمت شما خانم گل آرا
    از اینکه مشکل منو پیگیر هستید و نظر خودتونو خالصانه عنوان میکنید ممنون. باور کنید کار شما ثوابش کم از ثواب جهاد و نماز و........... نداره. اما بایذ بگم ایشون خیلی کله شق تر از این حرفاست. باور کنید مهر علی تو دلش نیست. نوشته های شما را تو تاپیک خانم قلمکار خوندم. واقعا عالی بود. اما میخوام بدونم با توجه به تجربیات شما این حرمتهای ریخته شده چطور بر میگرده؟واقعا فکر میکنید روزی برسه که خانواده شما واقعا با شوهرتون گرم بگیرن و همه چی رو فراموش کنن؟خانم گل آرا شما درگیر مشکلات تفاوت فرهنگ نبودید. واقعا سخته. باور کنید گاها کلمه فدات بشم از دید شخص مقابل شما با فرهنگ متفاوت مثل زهر میمونه. میترسم از روزی که نفر سومی را هم بدبخت کنیم. واقعا گاهی زن خیلی خوبه و مرد همئخوبه ولی به درد زندگی با هم نمیخورن. یکماه دیگه دادگاه مهرشه. نمیدونم چی پیش میاد.روزی که خواست بیاد وسایلاشو ببره خانوادم بهم گفتن حق نداری چیزی از وسایل کم کنی. میگفتن شاید بیاد و بمونه. حتی پدرمرفت و 300 تومن وسیله خوراکی خرید و تو کابینت رو پر کرد. اما موقع بردن باورتون میشه به خمیر دندون نصفه هم رحم نکرد. خونه رو کامل خالی کرد.این کارهارو چطور میشه فراموش کرد؟هر چی میگذره نسبت بهش سردتر میشم. واقعا وضعیت بدیه. انگار داری چشم بسته رانندگی میکنی و از روبروت خبر نداری و هر لحظه انتظار داری تصادف کنی....! به نظر من وقتی یه خانم جهازشو میبره یعنی همه چی تمومه. ف کن باز همه چی گل و بلبل بشه البته فرض کنید! به نظر شما اون مرد حاضر میشه باز بره و اون وسایلو بیاره؟ عمرا........ باز هم بابت همدردی وراهنمایی شما ممنون

  9. #58
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    آقای فراسو،

    امکانش نیست یک فرصت دوباره به هر دوتون بدید؟
    امتحان کن، شاید دوباره تونستید به همدیگه علاقمند بشید.

    البته لازمه اش این هست که این بار عاقلانه تر رفتار کنی، نه از روی احساسات.

    حواست را جمع کن که دیگه بهش باج ندی. چیزی به نامش نکنی و از نظر مالی دیگه ضرر نکنی.
    حواست را جمع کن که الان وقت بچه دار شدن شما نیست و خودت مواظب باش و کنترل کن. ممکنه باز به دلایلی سرت کلاه بذاره.
    تو این فرصتی که پیش می آد مساله مهریه را با خانمت حل کن. مثلا شرط برگشت را بذار این که به شکل قانونی قبول کنه که خونه را به جای مهریه گرفته و دیگه ادعای مهریه نداره یا ...

    این فرصت باعث می شه هم ضرر مالی کمتری بکنی، هم اگر امکانش باشه، زندگیت را نجات بدی.

    اگر می خوای این کار را بکنی، باید طوری رفتار کنی که درخواست از طرف همسرت باشه و شما منت بذاری و قبول کنی.
    یعنی بفهمه که شما داری بهش فرصت دوباره می دی.

    آقای فراسو، اگر دلش با شماست و اگر شما هم دوستش داری،
    یک کاری کن که زندگیتون سر و سامون بگیره.

  10. #59
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1392-1-17
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    792
    سطح
    14
    Points: 792, Level: 14
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 30 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان. خانم شيدا و گل آرا ممنون از پيگيري هاي شما. خانم شيدا اگه امكانش هست در مورد اين جملتون منو راهنمايي كنيد.


    (اگر می خوای این کار را بکنی، باید طوری رفتار کنی که درخواست از طرف همسرت باشه و شما منت بذاری و قبول کنی.
    یعنی بفهمه که شما داری بهش فرصت دوباره می دی. )

    باور كنيد دوستان من لحظه اي و مقطعي تصميم نميگيرم. تمام ترس من از آيندس چون تابحال هر قولي داده يه جورايي زده زيرش. ميدونم تمام سعي و تلاشش بر اينه كه منو بكشونه شهر خودشون و اين امر واسه من به هيچ عنوان شدني نيست.قبلا هم گفتم تمام برنامه هاي من واسه زندگي و آينده به هم ميريزه. از طرفي يه ماه ديگه دادگاه مهريه مونه.منم تمام داراييمو گذاشتم واسه خريد خونه كه نصفشو برداشت وبرد. واقعا پولي واسه پيش پرداخت سكه هام ندارم. فكر ميكنم بايد منتظر زندان باشم. مگر اينكه قاضي باهام راه بياد. واقعا مخم ديگه جواب نميده

    - - - Updated - - -

    سلام دوستان. خانم شيدا و گل آرا ممنون از پيگيري هاي شما. خانم شيدا اگه امكانش هست در مورد اين جملتون منو راهنمايي كنيد.


    (اگر می خوای این کار را بکنی، باید طوری رفتار کنی که درخواست از طرف همسرت باشه و شما منت بذاری و قبول کنی.
    یعنی بفهمه که شما داری بهش فرصت دوباره می دی. )

    باور كنيد دوستان من لحظه اي و مقطعي تصميم نميگيرم. تمام ترس من از آيندس چون تابحال هر قولي داده يه جورايي زده زيرش. ميدونم تمام سعي و تلاشش بر اينه كه منو بكشونه شهر خودشون و اين امر واسه من به هيچ عنوان شدني نيست.قبلا هم گفتم تمام برنامه هاي من واسه زندگي و آينده به هم ميريزه. از طرفي يه ماه ديگه دادگاه مهريه مونه.منم تمام داراييمو گذاشتم واسه خريد خونه كه نصفشو برداشت وبرد. واقعا پولي واسه پيش پرداخت سكه هام ندارم. فكر ميكنم بايد منتظر زندان باشم. مگر اينكه قاضي باهام راه بياد. واقعا مخم ديگه جواب نميده

  11. #60
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    ممنون از لطفی که دارین.
    من داشتم جدا میشدم که با این سایت آشنا شدم ... یعنی تصمیمم به طلاق قطعی بود...خیلییییییییی تو تصمیم من برای زندگیم مؤثر بود. برای همین نمیتونم از کنار مشکلات بقیه ساده بگذرم.

    ببینید آقای فراسو. مهمترین عامل احساس شماست. اگه واقعا به هر دلیلی احساس شما داره سرد میشه و تمایل به جدایی داری، اون یه بحث دیگه است.
    اما این رو در نظر بگیرین که زن و شوهری که با هم مشکل و تنش دارن، وقتی از هم دورن، احساسات منفی به مراتب بیشتر از احساسات مثبت جلوه میکنه. بنابراین، اینکه شما نمیتونی از خطاهای ایشون بگذری و داری اذیت میشی طبیعیه.
    شاید فقط با یک جلسه دیدار حضوری و دو نفره و بیان واقعی احساساتتون ، هر دو نظرتون عوض بشه !!!

    در مورد فرهنگ، میدونم چی میگین چون این مدل ازدواج تو خونواده مون داریم. خیلی مچ شدن سخته و معمولا یکی باید خیلی بیشتر خودش رو وفق بده. معمولا خانوم.
    اما اختلاف فرهنگ چیزی نیست که به خاطرش یه زندگی بپاشه!!! میشه سرپا نگهش داشت.

    اما در مورد حرمت ها.
    به یقین میگم که اگه زندگی شما شیرین بشه، گذشت زمان همه موارد رو حل خواهد کرد.
    ما تو فامیلمون داشتیم. 20 سال پیش یه اختلاف زناشویی که به دادگاه و حضانت بچه ها کشید، یک فامیل رو به هم ریخت!!! که خدا رو شکر با پادرمیونی ریش سفیدها حل شد. اون زن و مرد بعد از اون همه آبروریزی چنان سفت چسبیدن به زندگیشون که الان تو کل فامیل، خونواده نمونه هستن.
    3 تا بچه سالم و تحصیل کرده و موفق دارن.
    به لحاظ مالی و همه جوره پیشرفت کردن و آرامشی که تو خونه اونا هست، تو خونه هیچکی نیست و زبانزد همه فامیل هستن.
    خود من! وقتی رفته بودم منزل پدریم تو اون 4 ماه، حتی تصور هم نمیکردم که یه روز بخوام دوباره تو همین خونه و همین محله و کوچه یه ساعت بمونم ! چه برسه به اینکه زندگی کنم !!! حتی شرط برگشتم این بود که شوهرم خونه رو عوض کنه !
    ایشون هم پذیرفت و قرار شد با هم دنبال خونه بگردیم اما روزهای شیرینی که برامون رقم خورد چنان این خونه رو برای من امن و آروم کرده که با تمام وجود از زندگیم دارم لذت میبرم ( اینو در مورد جهیزیه ای گفتم که مثال زدین که عمرا برم بیارمش )
    اینا همه میگذره.

    آقای فراسو.
    انشاالله که خدا به پدر و مادر شما 120 سال عمر با عزت بده. اما چه این خانوم چه هرکس دیگه ... این همسر شماست که تا ابد برای شما میمونه. زندگی خودت و خونواده دو نفره خودت رو دریاب.

    حرمت هایی که شکسته شده بین کیا بود؟ اگه فقط خونواده هاتون بودن که مطمئن باشین پدر و مادر همین که رضایت و خوشبختی فرزندش رو ببینه همه چی رو فراموش میکنه. اگه هم دوستان و فامیل بودن که مطمئن باشین چنان درگیر زندگی خودشون هستن که زندگی شما رو فقط در حد اخبار پیگیری میکنن!!! و چند سال دیگه کسی یادش نیست شما مشکل داشتین.
    اما اینکه شما احساسات منفی ای داری که داره سرد میشه ... این یه بحث دیگه است.
    هیچ چیز کشنده تر از تردید نیست.
    صبور باش تا خبری از خانومت بشه. ببین چی میگه؟؟؟ اگه هنوز دوستت داره و شما هم یه ذره هم احساس داری، واسه جدایی عجله نکن.
    ویرایش توسط گل آرا : یکشنبه 30 تیر 92 در ساعت 02:30


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.