همیشه دعا میکنم که اون سرعقل بیاد.زندگی رو به خودش و بقیه زهر کرده میدونم من مسئول اون نیستم ولی دلم میخواد به آرامش روحی و روانی برسه مثل من بتونه با این قضیه کناربیاد.خودم شمارشو بلاک کردم ولی هرروز یه بار یاهرچندروز میرم نگاه میکنم تو بلاک لیستم و اس ام اساشو میخونم.دوست دارم بشنوم که با نبود من کنار اومده و داره به خوبی زندگیشو میکنه.دقیقا مثل معتادایی میمونه که قراره ترک کنن.گاهی وقتا نفرینم میکنه میگه ایشالله یکی گیرت بیاد زندگیتو زهرکنه میگه من زندگیشو زهر کردم ولی من همیشه سعی کردم احترامشو نگه دارم.جای کناراومدن با این قضیه میگه هر افطار و سحر خودمو نفرین میکنم که چرا اومدم سراغ تو!!!!
نمیدونم ولی احساسم دنبال اون نیست بااینکه دلم میخواد آرامش داشته باشه.