سلام دوباره به همه دوستان و مدیران عزیز همدردی .
راستش تصمیم رو گرفتم . خیلی فکر کردم .
نمیخوام این احساس قلبی , باعث نادیده گرفتن خیلی چیزا بشه .
من ایشون رو دوست دارم و بهمین خاطر هم نمیخوام کوچکترین ناراحتی براش پیش بیاد . بهمین دلیل هم فکر میکنم بهتره که رابطه ای بینمون نباشه. ایشون فرصتهای زیادتری در این چند سال خواهد داشت که بهش حق میدم هر انتخابی کنه . اگر هم انتخابی نباشه شاید همین که همکلاسی هستیم در این چند سال بمرور شناختمون رو هرچند اندک بیشتر کنه .
درسته که من نسبت به ایشون ابراز علاقه کردم و دلیلم رو هم گفتم و گفتم که میدونم شرایط ازدواج رو ندارم .اما بهتر میدونم که به ایشون هم بگم که بهتره حداقل من صبر کنم .
ایشون دختر پاک و محترم و برای من باارزشی هست .
این دوست داشتن هم برام پاکه و شعار هم نمیدم . اونقدر ارزش داره این احساس که دست به هرکاری نزنم . اینجوری هردومون در آرامش بیشتری هستیم اگرچه این دوست داشتن مثل یه آتیش تو وجودمه اما شاید زمان بگذره و تا اون موقع شاید من هم بتونم به شرایطی که میخوام برسم (اگرچه بسیار سخته و طول میکشه ) و اون موقع اگر فرصتی باقی مونده باشه اقدام کنم .
متاسفانه همیشه شرایط اون چیزی نیست که ما میخوایم .
متاسفانه شرایط من هم طوری است که برای رسیدن به شرایط مطلوبم راه بسیار طولانی دارم ( 5-6 سال دیگه) . از سختیهاش نمیترسم و در خودم پتانسیل بالایی می بینم اما از طولانی بودنش چرا...
شاید این طولانی بودن موجب از دست دادن ایشون بشه اما چاره ای نیست ...
بنظر شما تصمیمم تا چه حد درسته . بهتر نیست همین ها رو به ایشون هم بگم ؟
یا اینکه قبل از گفتن اینها نظرش رو بدونم ؟