به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 37
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    من کاملا حرفای همتونو قبول دارم. میدونید نامزد من متاسفانه اعتماد به نفس خیلی کمی داره و این به خاطر اینه که دوران نوجوونی و جوونیش از طرف خانواده حمایت نمیشده. یه خانواده به شدت مذهبی یه پدر نظامی و سختگیر و یه فرزند یکی یه دونه که میخوان مثل خودشون بار بیارنش اما این پسر برای این که هدفشو دنبال کنه مجبور میشه تن بده به کارهایی مثل میوه فروشی و نونوایی چون پدر حمایت مالی نمیکنه. مجبور میشه تک و تنها بیاد تهران کار کنه. از انور واسه تحصیلات تکمیلیش تو خارج از ایران مجبور بوده تو رستورانها و بارها کار کنه. اینارو خودش ازش با افتخار یاد میکنه اما من میدونم این مساله چقدر رو اعتماد به نفسش اثر گذاشته جوری که از کوچکترین انتقاد من یا اطرافیان الان ناراحت میشه و به دل میگیره. براش مهمه که همه دوسش داشته باشند و ازش تعریف کنند. اینارو نمیگه من خودم حس کردم. دوست داره همه به هنرش احترام بذارن. ازش با افتخار یاد بکنند. اینا براش مهمه.حالا نمیدونم اما از نظر ابعاد شخصیتی هم زود وارد زندگی اجتماعی شده. زود یه سری کارهارو شروع کرده. اولین دوست دختر تو سیزده سالگی، اولین سیگار تو پونزده سالگی، هجده سالگی تک و تنها بیاد تهران. بیست و دو سالگی ازدواج کنه. خیلی داغون شده. بعضی وقتا واقعا نسبت بهش حس مادری دارمبعضی وقتا حس میکنم با یه پسر چهارساله طرفم.نمیدونم الان چطور میتونم بیشتر بهش نزدیک شم و کمکش کنم.این که اون نیازمند حمایت نیست ربطی به سنش نداره. نامزد من اینقدر بلا سرش اومده که توی همین بحثهای اخیر قلبش درد گرفته بود اما میگفت به اندازه کافی زندگی کردم و دیگه برام مهم نیست اگه بمیرم. راضی نمیشد ببریمش دکتر!من واقعا دوستش دارم و دلم براش میسوزه و میخوام حمایتش کنم اما راهشو بلد نیستم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    سارا جان رفتار مرد 40 ساله را که دیگه نمی شه عوض کرد.
    یه جوری حرف می زنی انگار مامان یه بچه 4 ساله ای. می گی ببرمش دکتر؟
    شیدا جون یعنی واقعا این مساله با پیدا کردن علت و معلولش قابل درمان نیست؟ به هر حال یه آدم نمیتونه تا آخر عمرش اینقدر بی تعهد و بی تاهل عمل کنه. باید یه راهی باشه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamrahi نمایش پست ها
    بعضی ادمها نمیدونن از زندگیشون چی میخوان زن میخوان دوست دختر میخوان عشق میخوان بچه میخوان همش از این شاخه به اون شاخه میپرن
    خیانت های متعدد میکنن همیشه ته دلشون ناراضین احساس میکنن هیچ ادمی براشون کافی نیست برای همین همزمان با چندین نفر هستن
    همسر من دقیقا میدونه از زندگیش چی میخواد. کار کار کار
    براش مهمه تو کارش بهترین باشه. اگر با من ازدواج کرد به اصرار خودم بود. چون عقیده داره که اصلا آدم زندگی مشترک نیست. از یه طرف مادرش بهش اصرار میکرد ازدواج کن از اون طرف وابستگی عاطفی من باعث شد. الانم میگه اولویت اولم کارم، بعدش زنم و خانوادم.
    نمیدونم اسم این مدل شخصیت رو چی میشه گذاشت. ولی مردای زیادی اینطوری هستند.

    - - - Updated - - -

    با توجه به چیزایی که از شخصیتش براتون تعریف کردم چه راهی واسه نزدیک شدن عاطفی بهم پیشنهاد میکنید؟
    اینم اضافه کنم که به خاطر هنرش باید یه وقتایی واقعا تنهاش بذارم. چون به آرامش و سکوت دو برابر مردهای دیگه احتیاج داره. اما چون بهش بدبینم میخوام یه کم اوضاع تو دستم باشه. چطور بیشتر خودم بهش نزدیک کنم که اون خلوتی که لازمه کارش هست به هم نخوره؟

  2. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    سلام سارا خانم
    اول از همه بهتون حق میدم که واقعا شرایط سختی رو دارین تحمل میکنین و واقعا صبوری میکنین
    ولی یه سوال اساسی دارم ازتون ... چرا؟؟؟ واقعا چرا پای این ادم وایستادین؟
    اگر خصوصیاتی که از شوهرتون گفتین درست باشه عقد یا نامزد هم باشین اصلا صلاح نیست زندگی کردن.
    مگر اینکه واقعا دست از این دوستی ها برداره و شمارش رو عوض کنه و به کلی فقط مال شما باشه
    من به شخصه اگه همسرم بشونم دربارم بگه که من به زور باهاش ازدواج کردم دیگه باهاش نمیمونم..
    البته نظر شخصیم بود ببخشید

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  3. 2 کاربر از پست مفید mohammad2012 تشکرکرده اند .

    sara.s (پنجشنبه 27 تیر 92), بهار.زندگی (چهارشنبه 26 تیر 92)

  4. #13
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    جمعه 29 شهریور 92 [ 20:28]
    تاریخ عضویت
    1391-6-26
    نوشته ها
    83
    امتیاز
    982
    سطح
    16
    Points: 982, Level: 16
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    121

    تشکرشده 135 در 54 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درووود
    سارا جان من نمیخوام حرفای تکراری دوستان را بزنم ولی واقعا بعضی ها راست میگن ادامه دادن این زندگی چه طور می تونه به صلاحت باشه؟؟؟؟؟؟
    در این مورد خودت باید تصمیم بگیری یکبار تصمیم اشتباه گرفتی نذار کار خراب تر از این حرفا بشه. با خودت روراست باش. ببین من فکر می کنم یعنی نتیجه ای که از حرفات گرفتم این عشق یک طرفه است اگر این طور نیست پس چرا این همه رابطه؟؟؟؟؟؟ نتیجه یک عشق یک طرفه چیه؟؟؟؟ اگه می شد اگه می تونستی تا الان نامزدتو عاشق خودت کرده بودی؟؟؟؟؟؟؟ به نظرت بعد این میشه ازش عاشق ساخت؟؟؟؟ دیگه کی؟؟؟؟؟؟
    دوست خوبم عاقلانه تصمیم بگیر نه احساسی!!!!! مگه تو زندگی خوب نمیخوای؟؟؟ خوشبختی نمیخوای؟؟؟ آرامش نمیخوای؟؟؟؟؟
    هر کس دیگه جای تو بود چیکار میکرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
    ببین من نمی دونم اگه میخوای باهاش بمونی که یه اشتباه محضه چیکار کنی اصلا چیکار نکردی که باید بکنی تا اون بشه یه مرد عاشق و با مسئولیت برای تو!!!!!!!!
    ببین بهش اهمیت ندادی؟ محبت نکردی؟ عشق خودتو نشونش ندادی؟ قربون صدقش نرفتی؟؟ جوونی تو پاش نذاشتی؟ بهش اعتماد ندادی؟ احترام نذاشتی؟ وقت نذاشتی؟ ....... چیکار نکردی که الان بکنی میشه یه مرد متعهد؟؟؟؟؟
    من که شک ندارم همه این کارا رو کردی!!!!!!
    برید پیش مشاور یه مشاور خوب که راه و چاه رو بهتون نشون بده!!!!
    اصلا بهش گفتی از این اس ام اس بازی هاش از این تلفن هاش به یه نامحرم بدت میاد چی گفته؟؟ چیکار کرده؟؟
    خودت فکر می کنی بهش بگی چیکار میکنه اونقدر دوستت داره اونقدر ادم صالحی است که اولین بارش باشه راهشو کچ رفته باشه و بگه عزیزم دیگه تکرار نمیشه و واقعا دست از این کاراش برداره؟؟؟؟؟
    خودتو به خواب نزن. از این خواب بیدار شو سارررررررررررررراااااااا.. ....
    از خدا کمک بخواه بهت تو این ماه رمضون کمک کنه بهش نزدیکتر شو ازش بخواه راه درست رو نشون بده.
    برات حتما دعا می کنم.
    موفق باشی.
    بدرووووووودذ

  5. 2 کاربر از پست مفید masom تشکرکرده اند .

    sara.s (پنجشنبه 27 تیر 92), شیدا. (چهارشنبه 26 تیر 92)

  6. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اسفند 92 [ 09:57]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    130
    امتیاز
    1,090
    سطح
    17
    Points: 1,090, Level: 17
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 158 در 82 پست

    Rep Power
    27
    Array
    سارا جان نظر شخصی من اینه که تهدیدش کن بگو اگه بخوای به این دوستیات ادامه بدی دیگه یه لحظه هم باهات زندگی نمیکنم سعی کن یه مدت کم محلیش کنی که واسه یه بارم که شده اون بیفته دنبالت آخه وقتی خیلی آویزون یه نفر میشی دیگه جایی واسش نمیذاری که عاشقت شه

  7. کاربر روبرو از پست مفید هلیا66 تشکرکرده است .

    sara.s (پنجشنبه 27 تیر 92)

  8. #15
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    سارا اینجا اگر کسی به شما راهنمایی درست هم بده فایده نداره چوناگر خوشت نمیاد هیچ توجهی نمی کنی .

    یادته چقدر زمین و زمان رابه هم میدوختی که چکار کنی بتونی باهاش ازدواج کنی ؟؟؟ تو که اصلاض به ازدواج و زندگی

    خانوادگی معتقد نبودی !

    یادته دوران نامزدیت اومدی از این مشکلات گفتی ، بهت گفتیم حالا عقد نکن .....

    یادته در تاپیکت اینقدر ناراحت می شدی از توصیه دوستان که رها کنی که من وارد شدم و از دوستان خواستم ادامه

    ندهند و گفتم سارا ایشون را میخواد و حتماً پای تبعاتش ایستاده .

    عزیزم اینهایی که میگی تبعات طبیعی اینجور انتخابی هست و مگر نپذیرفتی ؟> شما اونموقع فقط برات مهم بود

    بهش برسی در حالیکه ما این تبعات رو می دیدیم و ظاهراً هر تبعاتی را پذیرفتی .

    سارای نازنین ، مشکل از ایشون نیست مشکل از شماست . شما نباید خرده به ایشون بگیری .ایشون روشش

    این بوده و هست این شمایی که باید پای پذیرشش بایستی . او را خواستی و به دست و پاش افتادی و ... او بارها

    ردت کرد و حتی گفت بخاطر خودته که ردت میکنه اما شما ول کن نبودی ، پس باید این تبعات را بپذیری . نمیشه

    همه چیز را با هم بخواهی . تو او را بخاطر یک سری خلقیاتش و روابط جنسی خواستی دیگراز این که روش زندگیش و

    راحت با دیگران رابطه داشتنش حرفی نبود و اونچه در او میخواستی که داره و این رویه اش را هم باید بپذیری . اگر میگی

    نمیخوام اینطوری را یا باید جدا شوی یا تغییرش دهی .

    ما می گوییم روی تغییر هیچ حسابی باز نکن . اما مطمئنم جدایی را هم نمی پذیری .

    شما نه فقط با ایشون بخاطر مشکلاتی که خودت داری با هر کس دیگری هم ازدواج کنی به مشکل برخواهی خورد .





  9. 12 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    hamrahi (پنجشنبه 27 تیر 92), meinoush (پنجشنبه 27 تیر 92), sara.s (پنجشنبه 27 تیر 92), shapoor (پنجشنبه 27 تیر 92), tamanaye man (شنبه 29 تیر 92), نگاه (پنجشنبه 27 تیر 92), نازنین آریایی (پنجشنبه 27 تیر 92), بهار.زندگی (چهارشنبه 26 تیر 92), دختر مهربون (پنجشنبه 27 تیر 92), دختری تنها (پنجشنبه 27 تیر 92), شمیم الزهرا (چهارشنبه 26 تیر 92), عسل. (چهارشنبه 26 تیر 92)

  10. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    ممنون فرشته مهربان، از این که به تاپیکم سر زدین. بله من ایشون رو پذیرفتم خیلی هم دوسشون دارم. نمیدونم شاید هم زیادی بدبین شدم به شرایط اطرافم. خیلی از کار و زندگی و پیشرفت عقب افتادم به خاطر این که ذهنمو زیاد درگیر این مساله کردم. به هر حال مردی که چهل سالشه خودش هم میگه یه سری تجربیاتی تو زندگیش داره و کسب کرده. از جمله این روابطه!
    نمیدونم. بهم که قول داده دیگه نذاره شرایط بدمون دوباره تکرار شه. چون واقعا از شان من و ایشون و خانواده هامون دوره که بخوایم بعضی چیزارو تکرار کنیم.
    این چند روز همسرم دچار دپرشن شده و همش میگه قلبم درد میکنه یا تنگی نفس دارم و تو باعثش شدی چون خیلی اذیتم میکنی... نمیدونم ایا این طبیعیه که یه مرد اینقدر اذیت شه و سه کیلو وزن کم کنه بابت چیزی که خودش میگه بهانه گیری و غر زدنای منه؟
    یعنی این موضوع خودشم اینقدر اذیت میکنه؟

    - - - Updated - - -

    من امیدوارم همین که این اتفاقها از سرمون رد شد. خودش دیگه واقعا پشیمون شه و انجام نده. برامون دعا کنید

    - - - Updated - - -

    من متاسفانه بعد از این اتفاقات بد یه مشکل جدید هم پیدا کردم و اون گیر دادن به حامیه. اگه زنگ بزنم باید برداره. وگرنه فکر میکنم با کسیه. باید بدونم کجا میره با کی میره کی میره و میاد؟ با کی کلاس داره.
    اونم تا الان واسه خودش زندگی کرده این رفتار من انگار گذاشتنش زیر گیوتین. همش داره اظهار ناراحتی و قلب درد و مریضی میکنه

  11. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 اسفند 92 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    محل سکونت
    زیرطاق کبود
    نوشته ها
    226
    امتیاز
    1,316
    سطح
    20
    Points: 1,316, Level: 20
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    104

    تشکرشده 162 در 83 پست

    Rep Power
    36
    Array
    به نظرت بابات مردی که عوض بشه ؟که حالاانتظارداری یه مرد40ساله عوض بشه یادت هست قبل ازعقدبهت چی گفته بودم دخترخوب
    واقعافکرمیکنی کارسختی که شوهرت(تودیگه عقدکردی وشوهرت شده)خط تلفنش روبه خاطرزنش عوض کنه که حالاهرکسی که قبلابهش زنگ میزده دیگه تموم بشه بره پی کارش.
    چون تودوستش داری وعاشقشی ومیخوای به پاش بسوزی تونابودمیشی ویکی دوسال دیگه که اوضاع خیلی بدترازالان هستش مجبورمیشی بانفرت تمام ولش کنی وبگی مهرم حلال جونم آزادوبیای خونه بابات بشینی

  12. 2 کاربر از پست مفید نگاه تشکرکرده اند .

    sara.s (پنجشنبه 27 تیر 92), shapoor (پنجشنبه 27 تیر 92)

  13. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نگاه عزیز، همسر من یکی از اساتید برجسته ایران هست. و باور کن اگه اسم اصلیشو تو اینترنت بزنی همین الان شماره تلفن منزل و خط موبایلش به علاوه یک سری عکس از ایشون و بیوگرافی کاملش میاد. من از همچین مردی که با خط تلفنش داره کار میکنه و کلی شاگرد زیر دستشه که هر روز اون شاگردها و تعدادی اساتید بهش زنگ میزنن بخوام به خاطر من خطشو عوض کنه؟

    - - - Updated - - -

    البته حق میدم این که همسرم تو کارش مرد بزرگی شده باعث شده به جذابیت ایشون اضافه بشه و خودشم اونقدر خوددار نبوده و به بعضی از این آدمها به قول خودش زیاد اعتماد کرده. من ازش انتظار ندارم شق القمر کنه. انتظار دارم خودش و زنش و زندگیشو حفظ کنه. در کنار کارش که عزیز ترین چیز زندگیشه

  14. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 اسفند 92 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    محل سکونت
    زیرطاق کبود
    نوشته ها
    226
    امتیاز
    1,316
    سطح
    20
    Points: 1,316, Level: 20
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    104

    تشکرشده 162 در 83 پست

    Rep Power
    36
    Array
    اگه ازمن بپرسی میگم اونقدربزرگ منش نبوده وگرنه زودترازایناازدواج میکرده اینقدربااین زنهای شوهردارودختراتیک زده که ازدواج ازیادش رفته بوده وحالااینکارهاشده طریقه زندگی ایشون
    البته عزیزم معذرت میخوام که اینقدررک گفتم
    شوهرمن هم اگه اسمشوبزنی حتماجزو یکی ازمتخصصین موبایل ونرم افزارتوی اکثرجاها اسم وشماره هاشوخواهی دیداما اونقدربراش ارزشمندبودم که همه روعوض کردوبعدبامن عقدکرد.
    ویرایش توسط نگاه : پنجشنبه 27 تیر 92 در ساعت 00:46

  15. 3 کاربر از پست مفید نگاه تشکرکرده اند .

    masom (پنجشنبه 27 تیر 92), sara.s (پنجشنبه 27 تیر 92), shapoor (پنجشنبه 27 تیر 92)

  16. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    پاک بودن به عوض کردن شماره نیست.. به وجدانه...
    اگر کسی با وجدان باشه هیچ وقت خیانت نمیکنه

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  17. 5 کاربر از پست مفید mohammad2012 تشکرکرده اند .

    meinoush (پنجشنبه 27 تیر 92), sanjab (پنجشنبه 27 تیر 92), sara.s (پنجشنبه 27 تیر 92), shapoor (پنجشنبه 27 تیر 92), دختری تنها (پنجشنبه 27 تیر 92)


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.