به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 46
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 شهریور 92 [ 13:39]
    تاریخ عضویت
    1392-4-22
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    60
    سطح
    1
    Points: 60, Level: 1
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خجالتم ندین لطفا
    از خودم تعریف نمیکنم ولی به خدا هرکی دیگه جای من بود دیپلمشم به زور میگرفت
    بخدا هر کاری کردم که دختر بودن و خانم بودنم حفظ بشه
    بخدا رفتارم جوریه که همه آقایون با نجابت باهام رفتار میکنن
    برخلاف دخترای دیگه به یاد ندارم مه یه مرد بهم جسارت کرده باشه
    خوب آدم دلش میگیره میگه با این وضع باز چرا خدا همش ازم دور میشه

    - - - Updated - - -

    سلام سامان جان,از شمام ممنون که وقت گذاشتین
    ارشد شیمی دارم
    از وقتی به یا دارم نمازخوندمو روزه گرفتم
    ولی دروغ چرابگم,این اواخر نمازامو مرتب نخوندم

  2. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 خرداد 99 [ 15:45]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    399
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 833 در 318 پست

    Rep Power
    60
    Array
    خانم خدا ازت دور نیست ،چرا این همه اصرار داری بگی دوره،همین نوع حرف زدنتون یکی از عواملی هست که روزگار اونجور که میخایید پیش نمیره،دیدتو نسبت به زندگی عوض کن،تا وقتی تو غم و غصه باشی و نخای از خودت دورش کنی وضعیت همینه

  3. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط bitab.khaste نمایش پست ها
    خجالتم ندین لطفا
    از خودم تعریف نمیکنم ولی به خدا هرکی دیگه جای من بود دیپلمشم به زور میگرفت
    بخدا هر کاری کردم که دختر بودن و خانم بودنم حفظ بشه
    بخدا رفتارم جوریه که همه آقایون با نجابت باهام رفتار میکنن
    برخلاف دخترای دیگه به یاد ندارم مه یه مرد بهم جسارت کرده باشه
    خوب آدم دلش میگیره میگه با این وضع باز چرا خدا همش ازم دور میشه
    بیا اینقدر خوبی که هیچ کسی جسارت نمی کنه به شما حرفی بزنه انشالله یه روزی از همین روزها خدا یکی مثل خودت و تو مسیر راهت قرار می ده

    نباید دلت بگیره دیگه چون خدا به دعا کردنت نیاز نداره که عزیزم شما باید خودتو به خدا نزدیک کنی با هاش انس بگیری پس چهجوری و اینارو بزار کنار از همین امروز باید شروع کنی بعد نتیجشو می بینی

  4. #34
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 خرداد 99 [ 15:45]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    399
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 833 در 318 پست

    Rep Power
    60
    Array
    ارشد شیمی دارید،چرا نشستید فعال باشید جای غم و غصه دنبال تدریس خصوصی باشید هر جا که فکرشو میکنی که ممکمه نیرو از رشته تحصیلیت جذب کنند حتما سر بزن،میخام بهت بگم یه لحظه هم اروم و قرار نداشته فعالیتت رو زیاد کن بعد ببین دنیا چه جور در اختیار تو هستش،مشکل اصلی شما الان اینه که زانوی غم بغل گرفتی و مطمئن باش تا وقتی که حالتت این باشه بهت تو زندگی بد میگذره اینم بهت بگم هیچ کس جز خودت نمیتونه بهت کمک کنه

  5. #35
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    بله خواهر من شما ارشد شیمی هستید به قول دوست خوبمون می تونید کلاس کنکور یا کلاس تشکیل بدید و یا حتی در اموزشکده ها مشغول به تدریس باشید و از این راه هم خودتان سرگرم میشی و از حال و هوای قبلی بیرون می ای

  6. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 مرداد 94 [ 18:26]
    تاریخ عضویت
    1392-1-19
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    2,578
    سطح
    30
    Points: 2,578, Level: 30
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    395

    تشکرشده 383 در 145 پست

    Rep Power
    32
    Array
    یه شعری هست که یه عاشقی برای معشوقش نوشته فکر کنم مال منظومه ویس و رامینه و از درد فراق و انتظار دیدار گفته تو تمام شعر گفته من با امیده که همه سختی هارو تحمل می کنم و اینا
    اما من این بیت آخرشو یه جور دیگه دوست دارم
    گر امیدم نباشد وای جانم
    که بی امید یک دم هم نمانم

    لحظه ای که امیدمون رو از دست بدیم باختیم
    من همیشه می گفتم ینی چی که میگن نا امیدی بزرگترین گناهه ملت این همه گناه زشت و ناجور میکنن حالا یکی نشسته واسه خودش ناامیده بزرگترین گناهو کرده؟؟!!!!
    تا زد و سر یه قضیه ای من حسابی ناامید شدم و از خدای خودم قطع امید کردم باورت نمیشه دقیقا حس تو رو داشتم به هر دری میزدم بسته بود هر تلاشی میکردم نتیجه نمی گرفتم نماز میخوندم ولی بیشتر شبیه کفر و دعوا با خدا بود زندگی بدون ذره ای امید برای تلاش کردن مثل جهنم بود برام
    تا اینکه به پیشنهاد یکی از دوستان فیلم راز رو دیدم در این فیلم ادعا میشه شما به هر چیزی که فکر می کنید اون رو به زندگیتون جذب می کنید کاری به بقیه ادعاهای این فیلم ندارم ولی اینکه با داشتن افکار منفی من همه بدشانسی ها و اتفاقات منفی و آدمای منفی رو به سمت زندگیم جذب می کردم واقعا درست بود تصمیم گرفتم یه مدت به هر صدایی که تو ذهنم می پیچید که بوی یاس و ناامیدی می داد بی توجهی کنم و به تلاش خودم ادامه بدم تا خودم به دست خودم اتفاقات بد رو به زندگیم دعوت نکرده باشم باورت نمیشه که ظرف یه مدت کوتاه چقققققدر به آرامش رسیدم دیگه خدا اون موجود عصبانی و اذیت کنی که ازش ساخته بودم نبود دوباره یه خدای کریم و بامرام داشتم که ناامیدی ازش زشت و شرم آور بود و فقط زندگی یه سری مشکلات داشت که باید با صبر و امید به خود خدا پشت سر میذاشتم همه چیز بهتر و بهتر و عالی و عالی تر شد و من به اون اطمینان قبلیم از خدای مهربونم رسیدم
    و این بار نظرم درباره جمله ناامیدی بزرگترین گناهه خیلی عوض شده بود ناامیدی خود کفره حالا به جرات میگم هر کاری دلت میخواد تو زندگی بکن ولی از خدا ناامید نشو فکر نکن که اون نعوذبالله بخیله کریم نیست بزرگوار نیست بامرام نیست تو رو نمی بینه اینا صدای نحس شیطونه که توی گوش آدم می پیچه و تا جنون آدمو به پیش می بره وقتی تنها دوست واقعی و همیشگیت رو ازت بگیرن چه حالی میشی؟ خدا رو از دست نده هر سختی ای بهت رسید فقط بگو خدایا چون تو داری منو می بینی نگرانی ای ندارم اگه تو به این سختی کشیدنم راضی شدی حتما برام جبران می کنی آخه تو جباری یعنی جبران کننده ای تو کریمی بعد چشماتو واکن و گوشاتو تیز کن جواب خدا رو می بینی می شنوی مطمئن باش

  7. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 شهریور 92 [ 13:39]
    تاریخ عضویت
    1392-4-22
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    60
    سطح
    1
    Points: 60, Level: 1
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array


    - - - Updated - - -

    واقعا از همتون ممنونم
    بخصوص بی وفا و سامان عزیز
    من واسه کار اقدام کردم ولی همش شده پارتی بازی.حتی با حقوق خیلی خیلی پایین یه جا تدریس کردم با اینکه راضی بودن ازم گرفتنش دادن به یه خانم که از یه خانواده ی سرشتاس بودولی بچه ها شما خیلی چیزارونمیدونیدعزیزانم ما 4 خواهریم که محدوده ی سنیمون بین33-23هست.هممون تحصیل کرده و زیباو بسیار متین هستیم ولی هنوزم مجردیمبخدا شدیم مسخره خاص و عام.آخه یکی بگه مشکل ما چیه؟آخه قربون خدا برم حکمت این چیه؟والاپدرمون ازمون خسته شده.خودمون خجالت میکشیم با این سن و سالمون هنوزم آویزون اونا هستیم.اگه شرایط مادیمون خوب بود بازم یه چیز ولی واقعا همه چی افتضاحه.

    - - - Updated - - -

    حسرت یه اسکی رو دلم موندولی اون به درک,واقعامحیطی که توش زندگی میکنیم مملوازتنش و استرس است.ازطرفی هیچ راهی نیست که وارد محیطهای جدیدبشیم
    خیلی هنر کنیم میریم خیابون یه کم میگردیم ولی آخه خیابون رفتنم یه حدی داره.نمیدونم دیگه چی بگم بخدا.تو یه تاپیکی خوندم که دختره دوست پسرشو ول کرده وبایکی دیگه نامزد کرده ولی هنوزم دوست پسر قبلیش اونقد دوسش داره که با اینحال بهش زنگ میزنه وباهاش حرف میزنه.با این کاراشون بازم خدا به فکرشونه ودوروبرشونوپرمیکنه از مردای کشته مرده ولی ما چی؟
    یعنی از این دخترام که همزمان چند نفرواداره میکنند کمتر و بی لیاقت تریم ما؟یعنی از همه ی دخترای دنیا بی ارزشتریییییییییییییییم؟

  8. #38
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام،بیتاب خسته،همه پستهای تو ودوستان روخوندم.یه جاگفتی هیچ خوشی ندیدم(جملت باتلخیص من).این یه حرفتو قبول ندارم میدونم خ سختی کشیدی ولی اگه یه خوشیهای نباشه هیچکدوم دوام نمیاریم.اگه ۲۴ساعت زندانیت کنن توی یه اتاق ۲در۲.تاریک آخرش یه جک یا خاطره خنده دار میادبه ذهنتو میخندی"هو اضحک وابکی"این عکس العمل طبیعی مغزهم هست............................................ .................................................. .................................................. حوصله ندارم ازمشکلاتم بگم.ولی به نظرم مشکلات پیام دارن منم نمازوروزم قضانمیشه.ولی به عدالت خدا شک ندارم حتی اگه نمود عینیش رونبینم.الان ایمان خودم روقبول ندارم فکرمیکنم همه نمازوروزه هام بچه بازیه.کمال طلب نیستم ولی به نظرم مشکلت(امثال من وتو) اینه همش با "عقل سرت"زندگی میکنی چرا سعی نمیکنی "باعقل دلت"زندگی کنی(نه صرفااحساس)گفتی میخای رابطت باخدا محکم ترکنی ولی من اینطوربرداشت کردم میخای معامله کنی میخای ایمانتو قویترکنی تا ازیه شرایطی بیایی بیرون.شاید اگه باعقل دلت زندگی کنی زمانی که پدرت بسته سیگاروسمتت پرت کردیه جوردیگه فکرکنی(خودمن هم هنوزبا این چالشها درگیرم).من فکرمیکنم کاروازدواج وتحصیل و...مهم هست ولی برای خدا دراولویت حاشیه ای قرار داره یه"چیز"دیگه واسش مهمه که "مستقیما "بهش اشاره نمیکنه."تلویحا"داره به مامیگه.باید نماز وروزش روبجابیاریم ولی بازم اون نیست.به نظرم بهتره خودتو بسپاری دست اون "چیزی"که خداتلویحا اشاره میکنه ولی شجاعت خیلی زیادی میخاداینقد باید شجاع باشی که وقتی پدرت بسته سیگارو سمتت پرت کردبلندشی بری ببوسیش وبغلش کنی شایدبایه عالمه اشک نه ازسرترس که ازسرشجاعت.شاید همون موقع هم اولین خواستگارت زنگ زد...البته زمانی بوس کردن ارزش داره که هیچی بعدش واست مهم نباشه نه به خاطر خواستگارواین چیزابه خاطر"اون چیز"که عقل دل میگه ومن هنوزاسمشو نمیدونم.سعی کردم طوطی وبازرگانی باهات حرف بزنم اگه واقعا غرق مشکلات هستی میدونی من چی میگم

  9. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    بازم این خواهر ما رفت تو فکر اون جور ادما

    100مرتبه گفتم خودتو مقایسه نکن

    از خودم برات مثال میزنم فقط نگو شما پسری فرق میکنه که هیچ فرقی نداره من تو سن جوانی حدود 20 سالم بود دوستانی داشتم که به قول گفته شما با هر دختری بودن و عشقشو داشتن و من مثل کی بودم مثل شما با کسی نبودم چرا؟چون که نمی پسندیدم این کارارو نه اینکه با دخترا بد بوده باشم نه احترامشونو داشتم باهاشون حرف میزدم و ...ولی می خواستم تموم کمال قلبم مال همسر ایندهام باشه

    ایا من نمی تونستم در اون موقع مثل دوستام باشم؟؟؟

    اما حالا اونا کجا رو گرفتن من کجارو؟از نظر کار اونا فعلا دارن خیابونو متر می کنند ولی من تو شرکت خودم مدیر هستم نه اینکه اونا بی سواد هستند نخیر فکرشون تا اخرش پیش دختر بود و بابت این کار بیچاره شدن
    اما من نا امید نشدم هی به این در و اون در میزدم تا برم سر کار هی حقمو می خوردن بازم توکل می کردم نا امید نمی شدم تا بلاخره روزی رسید اون کسایی که حق منو خوردن تو راس کار پایین تر از من شدن و من بالا دستشونم همه ی اینارو برات گفتم تا بار دیگه بدونی که همه هم شکل نیستن همه مشکلاتی دارن فرا تر از مشکلات شما ولی نا امید نمی شن امیدشونو از دست نمی دن و خدا هم اون بالا شاهده و نمی زاره حق کسی ضایع شه اون کسی هم که می بینی فعلا داره زیر ابی میره یه جای خدا خفتش می کنه و اونجا دیگه.....


    اما در مورد حرفت اخه من از اونا کمترم

    چیزیو دارم میگم که تو خانواده ما اینجوری در حال حاظر

    اینقدر سن ازدواج زیاد شده الانه هر کی(از جنس مذکر)پا پیش بزاره برای ازدواج کم کمش 55میلیون باید بزاره کنار تو شهرستان و گفتم اما تهران و شهر های بزرگ 155 میلیون

    خداییش سخته

    شما بودی جای یه مرد حاظر به ازدواج میشدی ؟؟؟نمی شدی با این همه مشکلات بخدا تو فامیل های من از سن 21 سالش تا 35 سالش ازدواج نکردن چرا؟؟؟
    نه دختراشون دخترای بی بندوباری هستن نه مشکلی دارن همشونم ببخش مثالم رو شماست همشونم مثل شما هستند نماز خون و....ولی نمی تونن برن سر خونه زندگیشون و پسراشونم همین طوری هستند همشون دارن پیر میشن ولی پولی در بساط ندارن کار درستی ندارن تا پا پیش بزارن برای ازدواج و نون خور پدرشونن و این طوری شده که همه ی ما ناراضی هستیم و تمام تقصیرات و به گردن خدا میندازیم همه چی ازدواج نمیشه می دونم می گی همه چی ازدواج نیست مشکلات اقتصادی هست اجتماعی هست می دونم می گی تا کی سر بار خانواده ام بشیم اونا تحقیرم میکنند

    ولی هیچوقت نا امید نشو روزی میرسه همرو جبران میکنی عصای دستشون میشی

    نمی خواستم بگم پدر من از اون ادمایی هستش جونشو برا پول میده و تا الانش برای من کاری نکرده تو اون زمان فقط فقط می خواستم دستم بره تو جیب خودم حرفشو نخورم که همین جوری هم شد الانم مستقلم دارم زندگی می کنم ولی پدر و مادرا چه بد چه خوب خوبی بچه هاشونو می خوان در مورد پدر شما هم همین گونه هست مطمئن باش خوبیتو می خواد و راضی به ضرر شما نیست

    در مورد کارتم بزار بهت بگم تا وقتی که تو خونه بشینی بگی کار کار نمیاد برات خودت باید پاشی اگه تو خونه امکانشو داری برا خودت کلاسی جور کنی مثل کلاس کنکور شیمی و از اینا با نصف قیمت شروع کن مردم ببین اگه با کله نیومدن ...اما دیدی نمی تونی باید بگردی تو این اموزشگاه ها دنبال کار ولی نا امید نشو اعتماد به نفستو بالا ببر بگو می تونم الان کار کنم که سر بار خونوادم نباشم و....



    امیدوارم تا حدودی باز هم متقاعد شده باشی اگر هم باز سوالی بود من هستم خدمتت خواهرم در ضمن سن خودت رو هم ذکر کن تا بیشتر یاری برسونیم
    یا حق
    ویرایش توسط بی وفا : یکشنبه 23 تیر 92 در ساعت 12:00

  10. کاربر روبرو از پست مفید بی وفا تشکرکرده است .

    tati (یکشنبه 23 تیر 92)

  11. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 شهریور 92 [ 13:39]
    تاریخ عضویت
    1392-4-22
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    60
    سطح
    1
    Points: 60, Level: 1
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    بازم از همتون ممنون که واسم وقت گذاشتین

    - - - Updated - - -

    بی وفا جان چند وقت دیگه میرم تو26
    نمیدونم از شما بزرگترم یا کوچیکتر ولی شرمنده فقط با اسم صداتون میکنم آخه اینجوری حس صمیمیت بیشتر میشه
    بخدا بی وفاجان پیشنهادم داشتم ,خواستگارم داشتم ولی منم نپسندیدم که رابطه برقرار نکردم ولی خوب آدم حرسشش میگیره با این همه پاکی این حالو روزت باشه

    - - - Updated - - -

    راستیammin.nعزیزم گفتی که باورنداری خوشی ندیدم
    شاید باورت نشه تو اون لحظه که باید از ته دل میخندیدم وخواستم بخندم,نذاشتن عزیزم
    میگم محیط اطرافم به شدت مملو از استرس وتنشه.به شددددددددتتتتتتتتتتتتتتتت تتتتتتتتتتتت
    ویرایش توسط bitab.khaste : یکشنبه 23 تیر 92 در ساعت 14:38


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 30 فروردین 94, 00:54
  2. آيا اين رفتار جرات مندانه است؟مي خواهم منفعل نباشم.
    توسط مهرو در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 بهمن 91, 13:57
  3. آیا این یک فرصت دوباره است؟نمیدانم!
    توسط ehsan-nba در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 26 فروردین 88, 12:07
  4. ثمین کجاست؟کسی ازش خبر داره؟
    توسط m.mouod در انجمن مسائل واخبار اعضاء و تالار
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 19 بهمن 87, 09:17

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.