به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Threaded View

  1. #1
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    یکشنبه 23 تیر 92 [ 03:21]
    تاریخ عضویت
    1392-4-22
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    13
    سطح
    1
    Points: 13, Level: 1
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    5
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    مرد زیبا من و مشکلات من در زندگیم

    سلام دوستان
    راستش اولش که مشکلات دیگران رو تو سایت میخوندم ،روم نمیشد مشکلم بنویسم.قبول دارم مشکلم اصلا حاد نیست ولی زندگیمو بهم زده.
    موضوع اینه من حدود 2 ساله با همسرم ازدواج کردیم.من 27 و اقای همسر 29.اقای همسر چهره بسیار مردانه و زیبایی دارن(زیبایی ها ی مردونه نه زنونه).روز اول که من باهاش اشنا شدم.خودمم جذب ظاهرش شدم.تقریبا بلا استثنا تمام خانم ها جذب میشن
    از طرفی هم تحصیلات بالاش فن بیان خوبی براش رقم زده و کسانی که از ظاهر جذب نمشن،از گوش جذب میشن مطمئنا.اعتماد به نفس بالا هم این وسط همه کار ها رو ردیف تر میکنه به طوری که وقتی تو جمع و مراسم هستیم کاملا متوجه نگاه ها عاشقانه اطرافیانم میشم.شاید باورتون نشه اما بیتشر وقت ها جوری بهش خیره میشن که من خجالت میکشم
    من خودمم از لجاظ ظاهری خیلی خوبم وتقریبا با همسری یکی هستم.
    چند وقت پیش هم یکی از صمیمی ترین و قدیمی ترین دوستام سر همین موضوع از دست دادم.بعد ازدواجم،چند با اومد خونمون،بعد مدتها که دیگه نمیدیدمش،بهم میل زد که عاشق همسرم شده و از اونجایی که هیچ وقت نمیتونسته در حق من خیانت کنه،رابطشو با من قطع کرده تا این عشق شیطانی رو فراموش کنه.

    من تو دانشگاه تدریس میکنم،چند بار اومده دانشگاه سر زده(معمولا اگر خبر داشته باشم نمیذارم بیاد تو،خودم میرم جلو در دانشگاه).دانشجو های دخترم جوری نگاه میکنن که آتیش میگیرم.

    متاسفانه یا خوشبختانه ما هر دو مون از نظر خانوادگی تقریبا غیر مذهبی هستیم و مراسم و عروسی و... مختلط برگزار میشن.تو مراسم های این مدلی که دیگه واویلاست.یک مدت تصمیم گرفتم نرم،اما خوب نشد.کلی حرف و حدیث در اومد پشتمون.

    با خودش هم مشورت کردم،میگه حساس شدی،اصلا بذار اتقدر نگاه کنن تا کور بشن.ولی من چند بار دیدم که طرف که خیلی نگاه میکرده همسرم هم یک فیدبک بهش داده و همچین بی تمایل نبوده.خوب بعضی وقتی خودمو میذارم جاش میگم منم شاید اینجوری بشم پام بلغزه.
    این چند وقت مغزمو مشغول کرده این موضوع و کلا زندگیمون رو یکم بهم زده.خدا رو شکر من هیچ مشکل دیگه ای ندارم و میشه گفت بهترین همسر دنیا رو دارم.همه جوره

    یک بارم بهش پیشنهاد دادم از لحاظ تیپ و لباس کمی معمولی تر بپوشه،بدتر شد.چون شلختگی بیشتر بهش میومد


    چه طوری تمرکز نکنم روی این موضوع؟من که نمیتونم چشمای مردم رو کنترل کنم

  2. کاربر روبرو از پست مفید باران تند تشکرکرده است .

    سان آی (یکشنبه 23 تیر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 54
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 تیر 94, 18:47
  2. سرد شدن نسبت به همسر بدلیل مشکلات زیاد
    توسط سناریا در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 16 خرداد 94, 18:34
  3. از اینکه خیلی زیاد عاشق شوهرمم خسته شدم چون مشکلات زیادی برام ایجاد کرده
    توسط مهشید93 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 دی 93, 15:23
  4. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 خرداد 93, 10:55
  5. استرس شدید -تنبلی زیاد -بی حوصلگی زیاد باعث شده همه اش بخورم
    توسط پونه در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 دی 92, 23:06

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.