سلام
اسمتون چیه آکوا یا آقوا؟
بهرحال عزیزم احساساتت قابل درکه شما اعتمادبه نفست پایینه چون زندگی و رفتار اطرافیانتون شما رو ناراحت میکنه..اگ به خودت و همسرت اعتماد داشتی از چیزای ظاهری ک اطرافیان پزشو میدن دلت نمیگرفت..
گاهی از هم نشینی با بعضی افراد احساس خوشایندی نداریم و یجور حس راحتی نداریم عزیزم این آدما همسفر زندگیمون نیستن ک بخایم دلخور شیم و زندگیمونو تلخ کنیم اگ اعتماد به نفس داشته باشیم به داشته های مادی و معنویمون قناعت میکنیم و ازش دفاع میکنیم نه ناراحت میشیم چرا فلانی انقد ازم بیشتر داره آخه هدفش راهش باهامون فرق داره ما ک هم هدفش نیستیم..
و اما جناب پژمان از رفتارو حرفای خانومتون این درک میشه ک شما هنوز اعتمادشو جلب نکردین یعنی دوس داشتنتون بهش اثبات نشده و نگران از دست دادن شماست.. این اعتماد خیلی مهمه پس چه زبونی چه عملی بهش اثبات کن ک دوسش داری و به نظراتش اهمیت میدی..
هر چند میدونم محبت دوطرفه دارین اما اونقد مهارتتون زیاد نشده ک محبت مرد و زن فرق داره..
خانومی عزیزم خودت میدونی همسایه بودن با خانواده ها چقد مضرات داره هرچند فواید داره اما ضررهاش غالبه..
حالا چندسال تو این خونه زندگی کردین یکم دیگه صبر کن تا همسرت جایی رو جور کنه هرچند کوچیک باشه..
مامان مهربون آرمان، برای بهتر شدن زندگیتون تو سایت بیشتر بیا و مقالات و کارگاهها و مسائل بچه های دیگه رو بیشتر مطالعه کن خیلی موثرن..همونطور ک من حس میکنم جناب پژمان رشد خوبی نسبت به چندماه قبل داشتند و به هردوتون تبریک میگم..
امیدوارم با کمی دید باز تر به زندگیتون نگاه کنید و با نشستن کنار هم و سنجیدن فواید و مضرات راههای پیشنهادیتون ، راهی رو با هم دیگه انتخاب و پای به پای هم به مقصدش برسونین..
با جواب به سوالایی ک صباجون مطرح کرده مطمئنا ی جور دیگه هم به زندگیتون نگاه میکنید و تصمیم قشنگتری میگیری..
ی چیزی ک خیلی مهمه اصلا پیش آرمان کوچولو دعوا حتی بحث کوچیک نکنید اصلا..بچه ها با ی بحث و صحبت ساده پدرمادرا دنیای ناراحتی و عواقب درپیش دارن..
شادوموفق باشین








علاقه مندی ها (Bookmarks)