با سلام
خونوادش هم ومده بودن سر بزنن هم رفع کدورت کنن..زیاد نمیاد خونمون تقریبا ماهی 1بار میان.اینم بگم قبلا طی مذاکراتی که داشتیم بابام اینا قبول کردن این وصلت سر بگیره ولی همون موقع گفتن که صددرصدباید داداشام راضی بشن ..روابط عادی نشون میده ولی درواقع خونوادم زیاد مایل نیستن میان اینجا میگن اول بهتره برن پیش داداشم تا هر چی زودتر همه چی خوب بشه و کدورتی پیش نیاد.
-خونوادم نگفتن همگانی برن عذر خواهی ولی میگن ازونجایی که داداشم به باباش احترام خاصی داره بهتره نامزدم با باباش بره تا دیگه کدورتی پیش نیاد.
-من جای شما بودم اصلا با نامزدم فرار میکردم؟راستش خودمم به سرم زده همچین کاری کنم ولی میخوام تا اخر رمضان صبر کنم ببینم چی پیش میاد اگه دیدم به کمک خدا همه چی بخیرو خوشی گذشت که بهتر اگرم خدایی نکرده باز ادامه داشت میزنم میرم هرچند خیلی بی ابرویی میشه واسه خونوادم و نهایت زجر هست واسشون.
- - - Updated - - -
تا حالا چندینو چند بار باخونوادم راجع به این قضیه که نامزدم قبلا رفته پیش داداشم و دلیلی نداره باز بره صحبت کردم ولی قانع نمیشن و میگن ما که از اول بهش گفتی تنهایی نره پیشش باید بحرف ما گوش میدادو با باباش میرفت که بزرگترشه!
یه سوال ؟بنظرتون داداش بزرگم که اومد خونمون داجع به این موضوع چطوری باهاش حرف بزنم؟راستش بحد یعصبی ام ازشون که اصلا دلخوشی ندارم بهشون ولی امکان اینکه دعوای شدیدی اتفاق بیوفته خیلی هست ...ممنونم اکه بهتر راهنماییم کنین که چه برخوردی داشته باشم بهتره ...و اینکه نامزدم باهام کاری نداره و زنگ نمیزنه ...خودم تماس بگیرم باهاش؟چی بگم بهتره و اوضارو خرابتر نمیکنه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)