به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 36

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 بهمن 92 [ 20:27]
    تاریخ عضویت
    1392-4-15
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    503
    سطح
    10
    Points: 503, Level: 10
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    23

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط rozaneh نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز

    زیبایی کلام و منطق رو میشه در کنار ظرافت احساس توی نوشته هاتون دید. راستش شما چیز بدی از ایشون مطرح نکردین. و این یعنی ایشون برای زندگی، انتخاب قابل بررسی هستن. فقط گفتید قیافه شون به دلتون نمیشینه. این موضوع فقط زمانی در زندگی آینده تون حل میشه و قیافه ایشون براتون دوست داشتنی میشه که عاشقش بشید! یعنی تا زمانیکه عاشق اون فرد نشید نمی تونید از آرزوهای الانتون کوتاه بیایید آرزوهایی که مطرح کردید خوبه و این تعادلی که شما تونستید با منطق بین رفتاراتون با ایشون بوجود بیارید ستودنیه.
    رویه خوبی رو پیش گرفتید ضمن اینکه برخلاف تصورتون، سن شما برای ازدواج کم نیست و مناسبه.
    رفتارهایی که از ایشون مطرح کردید نشون میده ایشون واقعاً دنبال ازدواج و تعهد به زندگی هستن و جزو خصوصیات مثبتشون حساب میشه. حتی اینکه قبول کردن 3 سال برای شما صبر کنن هم نشون میده بدجوری خاطرخواه شما هستن. اینکه مادرتون هم در جریانه خوبه. اما نگفتید آیا خانواده ایشون هم موافقن؟ ضمن اینکه من یه جورایی حس کردم شما دلیلی برای ازدواج نمی بینید و خیلی مشتاق ازدواج نیستید بیشتر اهل و دوستدار رسیدن به آرزوهایی مثل ادامه تحصیل هستید گرچه همانطور که گفتید در این زمینه هم حمایتتون خواهند کرد. نظر شخصی من اینه که همین رویه رو ادامه بدید و بگذارید زمان بعضی از سوالاتتون رو پاسخ بده و اگر خواستید ایشون رو 3 سال نگه دارید سعی کنید بیشتر بشناسیدشون تا اگر بالاخره وابستگی پیدا کردید منجر نشه که ضعف های ایشون رو نبینید. صبر ایشون به خودشون مربوطه حتماً به اندازه ای این نتیجه رو گرفتن که تا 3 سال شرایط و امکاناتشون برای زندگی مهیاتر خواهد شد . راستش به نظرم ایشون الان از لحاظ عاطفی به شما وابسته شدن و این نیاز رو همین گونه دارن برای خودشون تامین میکنن و اینکه تا کی میتونن این کار رو بکنن مشخص نیست! خوب زمان معیار خوبی برای محک زدن و تصمیم گیریه واقعیه موفق باشید.
    ممنون که جواب دادینRozanehعزیز
    ایشون یک ماه پیش بهم گفتن میخوان به مادرشون بگن راستش من اولش مخالفت کردم ولی بعد گفتم خودتون صلاح میدونید اینو با حرص گفتم اما ایشون به مادرشون گفتن که یه دختری دیدن و پسندیدن مادرشون در مورد خانواده ام پرسیده ایشونم گفته تحقیق کردم به خانوادهمون نزدیکه از هر نظر ولی هنئز قصد ازدواج نداره و منم میخوام صبر کنم مامانشون گفته اگه دختر مناسبی هست اشکال نداره صبر کن چند سال دیگه میریم خواستگاری.
    درست حدس زدید من عاشق پیشرفتم با اینکه میدونم کمکم میکنند تو تحصیلم اما میترسم راهم بسته بشه شاید کسی درکم نکنه اما من واقعا تو وجودم اینو احساس میکنم که باید پیشرفت کنم
    من الان دانشجو هستم موقعیت ازدواج ندارم اگه ازدواج کنم نمیتونم ارشد و خوب بخونم ایشون خیلی بهم روحیه میدن تا از ارشد اولین سال قبول بشم کلا خانواده شون به تحصیل خیلی ارزش میدن
    فقط از یک چیز میترسم اونم اینکه وابسته نشم یا ایراداشونو نبینم یا این فرق هایی که گفتم تو زندگی مشکل ایجاد کنه بینمون

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط saman sanaye نمایش پست ها
    شما واقعا آدمی هستین که سخت دل میبندین.خیلی هم مغرورین.فکر هم میکنین خیلی زیبایین نه؟شایدم هستین ولی مطمئن باشین زیبایی چیزی نیست که اون آقاهه دنبالشه.
    شما از اون آدم هایی هستین که دوست دارین بهتون باکلاس.اگه ترک یا آذری باشین فارسی حرف میزنین.
    اون آقاهه بهتون وابسته است.Rozaneh جان اگه همین رویه رو ادامه بده اون اقاهی بیشتر بهش وابسته میشه و گناه داره.تصمیم قطعی بگیرین.یا اره یا نه.حالا احساس میکنین این که هست بذار ببینم کس بهتری نیست.
    سخن آخر اینکه یا بهش بعنوان همسر آینده نگاه منین و این همه بهش بی محلی نکنین یا ولش کنین.چون اگه الان ولش کنین از جندسال(یا خدایی نکرده جدایی بعد ازدواج) بعد بهتره.
    در ضمن این همه که شما بی محلی میکنین ممکنه بعد ازدواج تلافی داشته باشه ها!
    ممنون آقای سامان از نظرتون
    من غرورم به خاطر قیافه نیست میدونم چیزیه که ممکنه در لحظه ای از بین بره و این و که گفتم قیافشون به دلم نشست به این معنی نیست که به ایشون بی احترامی میکنم
    در این مورد کاملا برعکس اینی گفتید که هستم من رو چیزایی که دارم خیلی تعصب دارم
    خدا شاهده من نمیخوام ایشونو به خودم وابسته کنم اگه اینو میخواستم نمیومدم اینجا از بچه ها کمک بخوام من میخوام کاری کنم نه سیخ سوزه نه کباب
    شما تاحالا نشده تو انجام کاری دو دل باشین خو منم انسانم الان شک دارم نیاز به کمک دارم و این نیاز به کمک به معنی اینه که نمیخوام ایشونو اذیت کنم

    بی محلیه من با بی احترامی همراه نیست من بی محلی میکنم چون نمیخوام بیشتر از این واسته بشن و نمیخوام احساساتی بشم نمیخوام گناهی مرتکب بشم.البته مهربونی میکنم که فکر میکنم باید این کارو انجام نمیدادم
    آقا سامان در مورد آدما زود قضاوت نکنین شاید اونطور که شما فکر میکنین نباشم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید یانار تشکرکرده است .

    rozaneh (یکشنبه 16 تیر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.