سلام دختر مهربون:oحالا من شدم دوستانی که؟!؟!!؟آره عزیزم قبلا بی دل بانو گفته بود آنی جون آغوش پرمهرش برا دوسجوناش باز بود..منم قبلترها با آنی جون تو تایپیک خانوم بالهای صداقت آشنا شدم خیلی دوسشون داشتم یعنی دارم و دلم میخاست یا میخاد بیان و افتخار هم کلامی بدن..چه قلمبه سلنبه حرفیدم;-)...ممنون دترجان لینک دلنشینی بود و بعدش نفسی سنگین:-(... دلم به حال فرشته جون سوخت شما قبلنا هم هی حرصش میدادین و تو حال و احوال میحرفیدین..آخه این باغ چشه ک دستتون فقط تو حال و احوال میتایپه ها؟!!معلومه دیگه عادت به دود و دم درک قشنگی باغ را از شوما سلب می نماید!!بچه ها کجایین پس این قدیمیا;-)ما رو تحویل نمیگیرین;-)موافقین حالشونو بگیریم؟؟!! ریحانجونم، جناب روزنه، جناب صابر، میشلی جونم، پرنده مهربونم(جدیدی بودی؟)،... تا بیشتر سوتی ندادم خودتون بیاین..راستی یه سوال بپرسم جناب محمدابراهیمی (وای چه طولانی شد) واقعا نمیتونن سلیس بحرفن یا برا شوخی اینطور میحرفن؟!؟فکورجون شونصدتا غذا گذاشتیم اونجا یکیشو درستیدی تو روز عادی؟؟!! حالا جدید هم بذاریم تو ماه رمضون و اون گرمای وحشتناک و با اون حال و روزت بدرستی؟؟!!خدا پدرمادر جناب صابرو بیامرزه یکیشو درستید...هرچند مهم انجام وظیفه ی منه ک اگه وقت کنم بازم میذارم اگ میخاستم به این چیزا توجه کنم روز اول جوروپلاسمو از همدردی باید جمع میکردم..ای بابا چقد چرت و پرت گفتم..ببخشید جو باغ رو منفی کردم..راستی واقعا شما تا به حال پر بازی کردین؟خیلی باحاله؟منم میخام چرا بالشهای ما پرنداره:-(...کودک درونو حال کردین;-)برم دیگه چقد فک زدم همینه دیگه جناب کامروا فکرمیکنن واقعا من انقد پرحرفم;-)بروبچ عزت زیاد
- - - Updated - - -
وای اینا چرا باز به هم چسبیدن:-(
دوتایی شدن رو ویرایش کردم اما این نشد:-(








علاقه مندی ها (Bookmarks)