به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 39

Threaded View

  1. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 22 شهریور 93 [ 16:08]
    تاریخ عضویت
    1388-12-07
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    3,414
    سطح
    36
    Points: 3,414, Level: 36
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 11 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان عزیز
    از همتون ممنونم
    توی این دو روز فقط رسیدم مطالبتون رو بخونم و بنویسم اما متاسفانه هنوز دقیق بهشون فکر نکردم
    بی دل عزیز ! من هیچ وقت در طول این مدت دلم برای م . ه نسوخته و احساس ترحم نداشتم بهش ، هیچ وقت حتی این فکر به ذهنم هم نرسید که آخی ، الهی ، چرا باید اینطوری باشه ، چرا درد می کشه ، و .... حتی وقتی که پیش خودم درد کشیده فکرمو مشغول کرده و در یا آن همه آینده و شرایط این چنینی رو در زندگی تصور کردم
    پس از این جهت ، مطمئنم که حسم بهش حس ترحم نیست ، بلکه محبته
    سعی کردم هر وقت خواسته تنها باشه ، تنهاش بزارم ، حتی وقتی که ازش دورم ، حتی دیگه نه زنگ میزنم بهش نه اس ام اس می دم ، چنین ساعت بعد یا ختی شده روز بعدش فقط اول با یه اس ام اس از حالش خبردار میشم و با توجه به نوع جواب دادنش می فهمم که آیا وقتشه که دوباره بهش نزدیک بشم یا نه

    این جمله شما :
    البته در طی زندگی مطمئنم زمانی خواهد رسید که حتی ایشان توی دردهاش شما را صدا بزند اما شما حوصله اینکه جوابش را بدهی هم نداشته باشی چون به وضعیت موجود عــــــادت میکنی.
    رو درک می کنم و قبول دارم ، اما عمیق که بهش فکر می کنم ازش میی ترسم . می ترسم که روزی برسه که نسبت به این حالش بی تفاوت باشم ، اما به خودمم می گم که نه اینطور نمی شم ، چون من تجربه بودن یک بیمار توی خونواده رو داشتم ، پدرم 2 ماه سخت بیمار شد البته همین بیماری موجب مرگش شد
    :( و من در طول این دو ماه داشتم از جونم مایه می زاشتم که همه جوره دور و بر بابا باشم و نمی خواستم حتی لحظه ای فکر کنه که تنهاش گذاشتم ، البته بقیه هم همینطور بودن اما من ، من خیلی حساس و وابسته هستم و اگرلحظه ای توی نگاه بابا غم رو می دیدم دور از چشمش زار زار گریه می کردم ، همه می دیدن که من چقدر دارم عذاب می کشم . سعی میکردم به وضعیت نرمال برگردم اما خب دیدن اینکه بابا دیگه اون بابای گذشته نبود عذابم می داد . الان هم اشک تو چشام جمع شده ! نه دیگه اشکام جاری شد !!!!
    به این خصوصیت اخلاقیم هم فکر می کنم ! که من واقعا حساس و وابسته هستم و این منو می ترسونه . می ترسم مقاومت و تحملم کم باشه ! و کم بیارم !!! باید یاد بگیرم چه مهارت هایی نیازه !!
    م . ه مشکلشو پدیرفته و نیازی نیست من در این مورد کاری انجام بدم
    خودش ، اوایل که این مشکل براش ایجاد می شه ، برای پذیرفتن این قضیه خیلی عذاب کشیده ، خیلی ، و با کمک یک روانشناس که خودشو مدیونش می دونه تونسته با قضیه کنار بیاد
    میشل عزیز :
    من تا حدودی در مورد سایر خصوصیات اخلاقی و رفتاریش فکر کردم ، نمی تونم بگم همه چیزش برام قابل قبول بوده ( که اگر اینطور بود باید به خودم شک می کردم که خیلی غیر واقع بینانه نگاه می کنم ) اما می تونم بگم که در مورد همون شناخت نسبی که در از برخی از خصوصیات ایشون به دست آوردم ، مشکلی نداشتم و قابل پذیرش بوده
    من هنوز شناختم در مورد خودم و خواسته هام کامل نیست ، تکلیفم رو با خودم مشخص نکردم هنوز ! رو این بخش خیلی باید کار کنم که ان شاله به کمک شما عزیزان از پسش بر میام
    میشل جان ! نمی تونم بگم که این موضوع بیماری کل فکر منو مشغول کرده اما متاسفانه درصد بیشتری رو به خودش اختصاص داده و همین باعث شده که کمتر بتونم رو چیزای دیگه مانور بدم ، و باید به مسائل دیگه هم دقیقا همینطور نگاه کنم که به این موضوع نگاه کردم !
    اینکه ایشون دارن افراط می کنن یا نه رو ، دیگران هم بهم گفته بودن ، اما خودم نظرم این نیست . م . ه داره چشم و گوش منو باز می کنه که اول این موضوع رو واسه خودم هضم کنم و سر سری و احساسی از کنارش رد نشم . نظرش اینه که من دارم احساسی تصمیم می گیرم
    به عزت نفس خودم و ایشون باید بیشتر فکر کنم ، لطفا بیشتر توضیح بدین
    اینکه ایشون توی برنامه های گروه کمتر ظاهر شدن یکی به علت اینه که حجم کارشون این اواخر خیلی زیاد بوده و می تونم بگم شبانه روزی بوده
    توی پرانتز بگم که توی کار ما در دنیای IT استرس و مسئولیت زیاده ، ایشون هم مدیر یک شرکت بزرگ هستن که شعبات مختلف داره در کل استان ها و بحث ارتباطات و نگهداری و امنیت اطلاعات در اون بسیار اهمیت داره و on call بودن در این کار خیلی مهمه ، اگر جایی به مشک بر بخوره حتی اگر شب باشه یا روز تعطیل ، باید درست بشه
    همین فشار کار که این چند ماه اخیر بیشتر شده بود ، یاعث شده بود که انرژی زیادی صرف کنه ، یک انسان سالم رو خسته می کرد چه برسه به م . ه ( البته خدا رو شکر توانش زیاده و اصلا دوست نداره در برابر مشکلش کم بیاره و همیشه وقتی بهش می گم استراحت کن ، میگه گر من می خواستم وایسم و نرم جلو و پیشرفت نکنم ، خیلی وقت پیش این مشکل زمینم زده بود )

    و چون احساس می کرد که توان بدنش کم شده می ترسید در برنامه چند روزه کوهنوردی بدنش کم بیاره
    این توضیح رو دادم که دو بار د اون برنامه 3 روزه مشکل پیدا کرده بود اما خب کم نیاورده بود

    asemani عزیز میزان تحملم رو همونطور که در بالا گفتم ... ، سخته که بدونم تحملم چقدر خواهد بود ، آیا کم میارم یا نه !!! تو این مورد بیشتر کمکم کنید
    majid_k عزیز ممنون
    چنار عزیز ، می دونم که همه جوانب رو در نظر نگرفتم ، گاهی احساس بر منطقم پیروز می شه ، بین این دو تا جنگه همش ، آخرشم هیچ کدوم بر دیگری پیروز نمی شن
    دوستم بهم می گفت صورت مسئله رو پاک نکن ، عوضش نکن ، فراموشش نکن ، حلش کن ، اما نمی دونم چه جوری !!
    بابان بهاری عزیز ممنونم ، پیش دکتر رفتن و پرسیدن و فهمیدن پبشنهاد خوبیه ببینم می تونم اینکارو بکنم بیا نه !

    فعلا تونستم جواب صحبت های شما رو بدم ، خودم هنوز حرف جدیدی واسه گفتن ندارم
    بازم ممنونم از همه

  2. 3 کاربر از پست مفید setayeshebaran تشکرکرده اند .

    roze sepid (پنجشنبه 06 تیر 92), کامران (جمعه 07 تیر 92), میشل (جمعه 07 تیر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: جمعه 29 خرداد 94, 23:53
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 18 مهر 93, 22:24
  3. دخالت خانواده در امور شخصی
    توسط roze-zard در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 25 مرداد 91, 01:39
  4. کمک فوری:دزدیه شدن وب کم شخصی و تهدید به برقراری رابطه
    توسط sema در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 14 خرداد 91, 02:03
  5. انتخاب شغل و دغدغه های شخصی
    توسط محمد ضا در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 08 بهمن 86, 16:49

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.