اللهم رب شهر رمضان الذی انزلت فیه القران
وای بر حالم شکستم توبه ام را بارها
باید از این گونه استغفار، استغفارها
همتی ای دل که بندم دیده از دیدار دل
تا بود با یار در هر لحظه ام دیدارها
آن که جان دارد ولی از یاد جانان غافل است
کم بود از نقش، بی جان بر روی دیوارها
بار معبودا مرا با ذکر خود جانی ببخش
ور نه میمیرد دلم همچون تن مردارها
تیری از تقوا و شمشیری ز طاعت بایدم
تا کنم با دیو نفس خویشتن پیکارها
وای بر حالم اگر این جرم های بیشمار
در لحد پیچند دور گردنم چون مارها
مستحق آتشم یا رب نسیم رحمتی
کز دلم شعله به بیرون آورد گلزارها
روزهای ما همه شب می شد از دود گناه
گر نبود این ناله یِ العفوِ شب بیدارها
یا مبر در دوزخم یا چشم گریانم بده
تا ز اشک دیده ام خاموش گردد نارها







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)