خیلی ممنونم sayehجان ازینکه وقت گذاشتید وجواب دادید.
راستش من بار اولم که به ایشون گفتم دوست ندارم رابطه صمیمی باشه نتیجه خاصی نگرفتم وبعد از یه مدت ایشون بازم صمیمی شدن البته رفتار منم سرد نبود چون من یه فرد معاشرتیم وباسایر همکلاسیامم رابطه خوبی دارم ناگفته نمونه که من واسه امتحانا خیلی راهنماییشون میکردم وتنها دلیل ادامه رابطه هم همین بود.ازطرفی دوس ندارم من پیش قدم بشم وازشون بخوام بیان خواستگاری،شناخت ما ازهمدیگه خیلی نسبیه شهر محل زندگیمونم متفاوته یه جورایی امکان خواستگاری رسمی فعلا نیست،ایشونم بار اول همینو گفتن ووقتی مخالفت منو با ادامه رابطه برای شناخت دیدن قبول کرداما گفت که خودش باید درمورد احساسش به نتیجه برسه تو این مدتم حتی باوجود صمیمی شدن هیچ رفتار نادرستی نداشته؛البته اینم بگم باشناختی که نسبتا تو این مدت ازش دارم یه فرد کاملا منطقیه،به هیچ وجه حاضر نیس دروغ بگه حتی اگه به ضررش باشه،عصبی نمیشه وخیلی راحت اشتباهاتشو قبول میکنه،معاشرتی وفوق العاده مودبه.به طورکلی ازنظرشخصیتی خیلی از معیار های منو داره.
ولی با این وجود من از این سردرگمی اذیتم و نمیتونم تا به نتیجه رسیدن ایشون اینجوری ادامه بدم دلمم نمیخواد یه رابطه بی هدف داشته باشم.واقعا سردرگمم واین بلاتکلیفی خیلی اذیتم میکنه ازهمه دوستان عزیز تقاضا دارم راهنماییم کنن چون واقعا نمیدونم باید چیکارکنم.ممنونم