ببین پینار. اگه بگی از اینکه اجازه دادی یک بار دیگه روزهای بدی برات رقم بخوره ناراحتی، کسی بهت خرده نمیگیره. اما اینکه بخوای از یه انسان غیرنرمال و بیمار و یه دختر بچه کینه داشته باشی و حس انتقام و این حرفها ... درست نیست تازه خنده دار هم هست.خودمو برات مثال میزنم. من هم تو زندگی چندباری با شوهرم درگیری فیزیکی داشتم و حتی کار به توهین و تحقیر هم رسید. خیلی اعتماد و عزت نفسم تحلیل رفت اما وقتی به گذشته فکر میکنم اون حس بد خورد شدن نمیاد سراغم. چون پذیرفتم که من مقصر بودم. من شوهرم رو روانی کرده بودم. مینداختمش تو بن بست اجازه هم نمیدادم بیرون بیاد ولی توقع داشتم بیرون بیاد!!!! الان که مثل یک انسان محترم باهاش برخورد میکنم هیچ بی احترامی و درگیری پیش نمیاد.نمیگم تو هم مثل من خودت رو مقصر بدون!!! برعکس!!! میخوام بگم تو مقصر نبودی! تو هر کاری کردی، سر زندگیت موندی، باهاشون کنار اومدی، اما نه از سر ضعف و ناتوانی! تو برای خودت این کارو کردی برای نجات زندگیت مردونه تلاش کردی!!!پس الان خودت رو دوست داشته باش و ممنون خودت باش! یه انسان معتاد و بیمار و یه دختربچه بی مادر و بی پناه که دیگه کاراشون توجیهی نداره! اتفاقا اونا ضعیف و بیچاره ان که تو رو با تمام مهر و قابلیت هات از دست دادن. به جای فکر کردن به این چیزا مبارزه کن باز هم بجنگ برای اینکه به بهترین شرایط برسی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)