ممنون دوستان. عقلم هم بهم حکم میکنه اون آدم مرد زندگی نبود. منتها احساساتم آسیب دیده. مشاورم گفت همسرم بیمار بوده و چون خودش بیماریشو نمیپذیرفته نمی شده بهش کمک کرد. و به زودی هم سرش به سنگ میخوره. همین الان هم اینقدر بد بخت شده که شبها رو پیش یه دوست مجرد و لاابالیش میخوابه و عیاشی میکنه. اون آدم مسئولیتهای زندگی نبود. برای خودم متاسفم که دو سال از عمرمو باهاش گذروندم و خوشحالم که خودمو از اون منجلاب نجات دادم.
میخوام برای دکتری بخونم. از محل کارم مرخصی گرفتم چون اگر برم مجبورم همسرمو تحمل کنم. همکار هستیم و به نظرم باید دنبال یه کار جدید باشم. از نظر مالی مطمئنا بهم فشار خواهد اومد تو این مدت. ممنونم بابت کمک و همدردی. بازم به این سایت خوب خواهم اومد و با شما درد دل خواهم کرد. باید این دوره رو به سلامتی بگذرونم. دوران سختیه. برام دعا کنید قوی باشم.![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)