شیدا جان راجع به این قضیه و اون دختر هیچ کس هیچی بهش نمیگه و دخالتی نمیکنه.
با من خوبه. ولی وقتی من میبینم مادرم اینقدر اذیت و ناراحته اصلا رغبت نمیکنم باش حرف بزنم.
امروز با مادرم حرف میزدم بهش گفتم یکم بیا بیرون خونه خودم بگردونمت گفت درد من با این جیزا خوب نمیشه. گفت روحیم خیلی بهم ریخته. و بعد هم گریه اش گرفت. خیلی دلم شکست.
واقعا مستاصل شدیم هممون.
تروخدا دعا کنید برادرم سر راه بیاد. دعا کنید مشکلاتش حل شه شاید وضعیتش بهتر شه. خواهش میکنم دعا کنید








علاقه مندی ها (Bookmarks)