به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 48
  1. #21
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 خرداد 92 [ 10:31]
    تاریخ عضویت
    1392-3-24
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    74
    سطح
    1
    Points: 74, Level: 1
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    25

    تشکرشده 18 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    تایپیک هایی که معرفی کردید رو خوندم .

    خصوصیات فرد کمالگرا این است که عزت نفس او پایین هست. چنین فردی برای جبران عزت نفس خودش، باید چیزی را کسب کند، باید اشکالی را برطرف کند. و مرتب در نقشه کشیدن برای کسب چیزی یا زدودن چیزی هست.
    پیشرفتهای تحصیلی ، شغلی ، اجتماعی و ... فرد کمالگرا از روی عشق درونزاد او نیست. لذت فرایند کسب تحصیل و شغل و موقعیت را خوب درک نمی کند. او صرفا می خواهد نتیجه ای را کسب کند تا عزت نفس پایین خود را وصله کند.
    این خصوصیت رو قبول دارم که خیلی برای خودم و زندگی ام برنامه می ریزم و یک موقع هایی خودم هم از دست این رفتارهام کلافه می شم. بیش از حد به آینده فکر می کنم و به چیزهای بی خود الکی گیر می دم . جدیدا خودم هم متوجه ای موضوع شدم و دارم سعی می کنم مثله یک آدم نرمال زندگی کنم
    البته هنوز هم فکر می کنم می تونستم بهتر از این باشم . فکر نمی کنم عزت نفسم پایین باشه . شایدم توی ناخودآگاهم احساس می کنم عزت نفسم پایینه .

    راهکار هایی که معرفی شده


    ۱ مدتی دست از تلاش برای شدن بردارد. و خود را بشناسد و خود را دوست بدارد. و به خود بگوید که من مساوی آنچه به دست می آورم نیستم. من مساوی هستم با آنچه که اکنون هستم.
    ۲ تمرین لذت بردن از فرایند و مسیر به جای هدف.
    ۳
    دست کشیدن از کسب آگاهی بیشتر، ارزیابی خویشتن و به جای آن عملگرایی کردن.
    ۴
    هدف ها را
    اولا : بر اساس لذتی که می برید( نه برای اینکه با آن شخصیت خودتون را وصله کنید)، انتخاب کنید.
    ثانیا: هدف خود را به زیر هدف های کوچکتر تقسیم کیند. به نوعی که سهم یکسال به یکماه بشکند، سهم یک ماه به یک هفته بشکند، سهم یک هفته به یک روز و در نهایت سهم هر ساعت دقیقا مشخص شود.
    ۵
    به کمک یک روانشناس، بررسی کنیم تاچه اندازه هدف گذاری هایی که در زندگی داریم تحت تاثیر نیازهای ناشناخته درونی ماست



    زمانی انرژی احساسی، غیر صلح آمیز و تخریبی محسوب می شود که مرکز تصمیم گیری و انتخاب فرد را اشغال کند و قوه منطق و حل مسئله را در جهت ارضاء خود و احساس لذت به کار گیرد و "عکس العملهای لذت طلبانه آنی" جایگزین دوراندیشی ، صبر، تحمل و همه جانبه گرایی گردد و شیوه احساس محوری رویه غالب فرد باشد.
    بیاییم احساسات را در غلظت کم غنی سازی کرده و بدینوسیله اعتماد دیگران را به خودمان جلب کنیم.
    تسلط به احساساتم برام سخته ولی فکر می کنم تا الانم تونستم تاحدودی بشون تسلط داشته باشم . اما اگه می شد تسلط بشون برام سخت نبود خیلی بهتر بود .
    البته توی تایپیکی که معرفی کردید راهکاری ارائه نشده برای احساس مخوری

    یک سوال : می شه بگید من چه تعرضات شناختی دارم ؟ چون خودم متوجه نمی شم ؟
    توی بخش دوم درمان ناسازگاری های شناختی که در مورد خط قرمز ها حرف می زنه من هیچ خط قرمزی رو که بر مبنای اون سایر رفتارام رو باید شکل بدهم پیدا نمی کنم .

    - - - Updated - - -

    وای من توی هر تایپیکم دو یا سه تا غلط املایی دارم و تازه بعد از اینکه نوشته ام رو ارسال کردم نگاه می کنم چی نوشتم و متوجه اون ها می شم .
    با عرض معذرت از جمیع دوستان :o

    - - - Updated - - -

    باید می نوشتم توی هر ارسالم نه هر تایپیکم . خواستم به غلط های املایی گیر بدم غلط محتوایی هم تو ارسالم ایجاد شد

  2. 4 کاربر از پست مفید ahmadi.00 تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 26 خرداد 92), reihane_b (یکشنبه 26 خرداد 92), roze sepid (یکشنبه 26 خرداد 92), بهار.زندگی (یکشنبه 26 خرداد 92)

  3. #22
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط هدف نمایش پست ها
    شما خودت دوست دختر داشتی و توقع داری زنت قبلا دوست پسر نداشته باشه ؟
    دوران مرد سالاری گذشت
    زنم کار نکنه و خونه دار باشه ؟
    حتما توقع داری هرچی هم گفتی سریع بگه چشم !
    با این تفکر ازدواج نکن چون زندگی زنتو نابود میکنی

    هدف عزیز یعنی چی اخه ؟؟؟؟
    مرد با زن فرق می کنه اینو یادت باشه اگر مرد تو زمان قبل ازدواجش حتی با کسی رابطه ای داشته باشه مطمئنا تو جامعه با چشم بد نگاش نمی کنن اما در مورد دختر به چشم بی بندوباری میشه نگاه کرد منم به کل با دوستی های قبل ازدواج مخالفم ولی این حرف شما یکم مشکل داره

    ولی ahmadi00 تو می خوای روزی زندگیتو بسازی سعی کن با دروغ پایه هاشو پی ریزی نکنی بشین با طرفت قشنگ حرف بزن بگو من اینجوریم خلاصه یا قبول می کنه یا پس میزنه دیگه بگو من تعصبی ام رو پوشش زنم حساسم و اینا

    ولی یه نصیحت برادرانه بهت کنم خانوم yalda89فکر کنم بود تیکه اخر حرفاش واقعا قشنگ بود وقتی میخوای با کسی وصلت کنی باید خودش شعور و درکش بالا باشه که چه کاری درسته و چه کاری درست نیست تو ام باید سعی کنی رو این مسائل حساس نشی چون فعلا فکرت درگیر میشه و به نفعت نیست
    انشالله حل بشه مشکلت

    یا حق

  4. 2 کاربر از پست مفید بی وفا تشکرکرده اند .

    ahmadi.00 (دوشنبه 27 خرداد 92), roze sepid (یکشنبه 26 خرداد 92)

  5. #23
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 خرداد 92 [ 10:31]
    تاریخ عضویت
    1392-3-24
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    74
    سطح
    1
    Points: 74, Level: 1
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    25

    تشکرشده 18 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نکته مهم دیگر
    کمالگرایی هست که وقتی با ناسازگاریهای شناختی و احساس محوری ما همراه شود معجونی سمی و بسیار آسیب زا و در واقع

    کشنده روح و روان و تخریبگر سلامت می آفریند
    و باید بگم شما بخاطر زمینه تربتی مناسب و قوت معنویت و تمایلات دینی در وجودتان از آسیب پذیری

    شدید و حاد در امان مانده ای و بیشتر آسیب ذهنی و روحیه ( از نظر شادابی و احساس رضایت از زندگی ) دیده ای و از نظر روان حفظ شدی ،والا

    این سه که با هم باشند مخاطرات روحی گاه شدید را باعث می شوند
    فرشته ی مهربان شما می گید هم من کمالگرایی دارم هم احساس محور هستم و هم ناسازگاری شناختی دارم . اسمش رو هم گذاشتید معجون سمی و بسیار آسیب زا که کشنده ی روح و روان هست !

    اگر من واقعا هم مشکلاتی دارم که کشنده ی روح و روان هست فکر نکنم درست باشه که صراحتا به من این حرف رو بزنید .
    کسی اگه مشکلی هم نداشته باشه وقتی یک مشاور این حرف رو بش بزنه مشکل دار می شه

    بعدش شما می گید دلیل اینکه من به خاطر به قول شما این معجون سمی دچار مخاطرات شدید روحی نشدم قوت معنویت و تمایلات دینی من هست !

    کی می خواهید جواب سوال های من رو بدید

  6. کاربر روبرو از پست مفید ahmadi.00 تشکرکرده است .

    جوانه؟؟؟ (سه شنبه 28 خرداد 92)

  7. #24
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    .

    .
    .

    .

    آقای احمدی همانطور که گفتم بنیه تربیتی و گرایشهای معنوی شما کمک زیادی به شما کرده . درست مثل کسی که ویروسی کشنده وارد بدنش شده

    باشه اما به دلیل سیتسم ایمنی قوی بدنش فقط عوارضی را بروز داده و دچار کسالت می شود اما از نظر حیاطی در امان مانده .

    با بیان وضعیت ، خواستم بگم ترکیب این سه ،سم خطرناکی برای مسمویت روح و روان هست برای اینکه بدانید اولاً باید این سه را جدی بگیرید و بدانید همه

    مشکلاتتان از همین جاست . و اگر اشاره داشتم در امان ماندید برای اینکه قدر شرایطی که بهتون کمک کرده را بدانید و بفهمید تا چه حد حافظ شما بوده ،

    بخصوص قدر پدر و مادر را .

    و اما از نظر نازسازگاریهای شناختی شما عمدتاً درگیر حالت الف از نوع دوم هستید ، مثلاً حجاب را دوست دارید و یک سری شعائر دیگر مذهبی را اما از

    در موقعیت عمل و مقید بودن به آن ، فرار می کنید و برای فرار از انجامشان به دین و خدا پشت پا میزنید . ( بعضی شعائر دینی را در مقام توقع از دیگران قبول

    می کنی اما عامل بودن خودرا نمی پذیری و ..... )

    دلیل >>> تکالیف برای شما سخت و خشک هست و برای رهایی از ادای تکلیف ترجیح می دهید خود را متقاعد کنید که بی دین هستید تا اینگونه نتیجه

    بگیرید که ، پس چون مذهبی نیستم لزومی به این تقیدات هم نیست و .... اما همیشه درگیر با خودتون هستید . در واقع برای رهایی از سختی تکلیف صورت

    مسئله را پاک می کنید اما باز هم راضی نیستید و ناآرامی دارید چون حل مسئله اتفاق نیافتاده و فقط به عمق درون رانده شده .

    در خصوص کمال گرایی >>> عمده کمالگرایی شما در رابطه با دیگران هست . انتظار دارید با هر کی آشنا می شوید ، دوست می شوید ، هرکسی جزء

    خانواده شماست و .... یا هرکس که همسر شما می شود .... کامل باشد ، درست رفتار کند و هیچ مشکلی نداشته باشد . میل دارید خودتان درگیر انجام

    تکالیف شرعی نشوید ، اما همینها را از دیگران مثلاً مادر یا همسر آینده انتظار دارید و دوست دارید اهلش باشند و اینگونه دچار تضاد می شوید .

    می خواهید بگویید مذهبی نیستید تا راحت باشید و تکلیف نداشته باشید اما در عین حال نمی توانی بپذیری کسی که در رابطه باشماست بی قید باشد و

    می مانید که چه کنید و .... همه سرگردانی ها و مسئله های ذهن شما که براش تاپیکهای مختلف باز می کنید از همین است .





  8. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    ahmadi.00 (سه شنبه 28 خرداد 92), reihane_b (سه شنبه 28 خرداد 92)

  9. #25
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 خرداد 92 [ 10:31]
    تاریخ عضویت
    1392-3-24
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    74
    سطح
    1
    Points: 74, Level: 1
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    25

    تشکرشده 18 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فکر نمی کردم این نسخه ای باشه که بخواهید برای من بپیچید .

    این دلیلی هست که شما برای چیزی که شما اسمش رو گذاشتید تناقض های رفتاری من ذکر کردید :
    تکالیف برای شما سخت و خشک هست و برای رهایی از ادای تکلیف ترجیح می دهید خود را متقاعد کنید که بی دین هستید تا اینگونه نتیجه
    بگیرید که ، پس چون مذهبی نیستم لزومی به این تقیدات هم نیست و .... اما همیشه درگیر با خودتون هستید . در واقع برای رهایی از سختی تکلیف صورت
    مسئله را پاک می کنید اما باز هم راضی نیستید و ناآرامی دارید چون حل مسئله اتفاق نیافتاده و فقط به عمق درون رانده شده .


    به نظر من این حرف شما به نوعی توهین به من هست . یعنی دلیل اینکه من بی دین شدم این هست که تنبل هستم و نمی خوام اعمال مذهبی رو انجام بدم .ازتون انتظار نداشتم که راجب من این طور قضاوت کیند . البته مطمئن هستم که شما هدفتون فقط کمک به من بوده و از اینکه برای تایپیکم وقت گذاشتید ازتون ممونم


    اگه شخص دیگه ای هم نظری داره می تونه بده و این طور نیست که در این تایپیک فقط من و فرشته ی مهربان حق نظر دادن داشته باشیم . حتی اگر نظرش به قول فرشته ی مهربان غیر همگرا با روند مشاوره ای در تایپیک باشد .

    فکر می کنم بهترین راه برای من اینه که از ایران مهاجرت کنم . جایی که توی یک فرهنگ مذهبی و سنتی نباشم . بعدش خودم رو پیدا کنم . ببینم واقعا چی رو دوست دارم و چی رو دوست ندارم . الآن خیلی از رفتار های من به خاطر این هست که توی این فرهنگ بزرگ شدم و زندگی کردم . اگه برم توی یک محیط غیر سنتی زندگی کنم تازه اون موقع می تونم بفهمم که آیا مثلا من واقعا مشروب خوردن رو دوست ندارم یا اینکه دوست داشتم و به خاطر آبروم جلوی خانوادم ،ترس از شلاق خوردن ، غیرقانونی بودن این کار یا ............... این کار رو نکردم .

    البته باید تا دو سال دانشجوی ارشد باشم و اگه بخوام از ایران مهاجرت کنم باید دو سال برم سربازی . تازه به نظرم خوندن دکترا در ایران برام خیلی آسون تره تا اینکه توی یک کشور دیگه بخوام برای دکترا بخونم
    باید توی یک کشوری زندگی کنم که هیچ آشنا و دوستی ندارم . برامم یک کم سخت هست که تا ۴ ساله دیگه بخوام تنها زندگی کنم . تازه وقتی می شه چهار سال که نخوام دکترا رو توی ایران بخونم وگرنه باید تا ۸ ساله دیگه توی ایران بمونم و اون طوری که دیگه باید تا سن ۳۲ سالگی توی ایران بمونم . فکر کنم بهتره همین که ارشدم رو خوندم برم سربازی و بعدش از ایران مهاجرت کنم .

    بعدشم تازه اول دردسره ! حالا باید کدوم کشور غربی رو پیدا کنم که مهاجر بخواهند و برامم مهمه که مردمش انگلیسی زبان باشند .

  10. #26
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    آقای احمدی من از جهات زیادی شما رو درک می کنم اگرچه با تفکرات شما همسو نیستم. من و همسرم از نظر دینی در دو قطب متفاوت قرار داشتیم. من همشهری شما هسنم و الان در یک کشور غربی زندگی می کنم. ولی جالبه بدونید برای اینکه بتونید شناخت درستی از خودتون داشته باشید، لازم نیست حتما شرایطتون رو عوض کنید. کافیه کمی از هیاهوی اطراف خارج بشید، نداهای ذهن سطحی رو خاموش کنید (نمی گویم احساسات چون شناسایی احساس و خود احساس هم گاهی کمک می کنه به شناخت) و بعد از بالا به خودتون نگاه کنید. شاید بودن در یک طبیعت بکر برای مدت زمان کوتاهی هم (مثلا یک هفته) بتونه به شما کمک کنه. می خواهم بگم درسته سرتون شلوغه اما فکر می کنم گاهی لازمه لحظه ای توقف کنیم و خودمون رو بررسی کنیم و بعد دوباره به راه بیافتیم. بعد از اون من از شما تقاضایی دارم. سعی کنید بعد از یک استراحت یک تعریف درست و جامع از دین، مذهب ، سنت، و اخلاقیات برای خودتون پیدا کنید (البته با تحقیق و بررسی) و میزان تداخل و تفاوت این واژه ها رو در عمل پیدا کنید. همچنین تعریفهایی از یک انسان مذهبی و دیندار هم برای خودتون داشته باشید. وقتی اصول رو پیدا کنید پذیرش و روبرویی با واقعیات براتون اسونتر میشه.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  11. 2 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    ahmadi.00 (چهارشنبه 29 خرداد 92), بهار.زندگی (چهارشنبه 29 خرداد 92)

  12. #27
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array



    آقای احمدی ، همینجا در هیمن پست هیجان محوری شما پیداست و تا این را کنترل نکنید و دست از واکنش دفاعی برندارید نمی تونیم به جایی

    برسیم و مثل دفعه های قبل وقتی حرفی باب میلتون نباشه عصبانی می شوید و می گویید تاپیک منو قفل کنید و می روید یعنی باز هم پاک کردن

    صورت مسئله .برادر من ، معنی سخت بودن را درست درک نکردید ، شما ممکنه حتی انرژی کافی هم داشته باشید ئ تنبلی هم نکنید ، اما

    خوندن نماز براتون سنگین و سخت باشد ، چرا چون ارتباط باهاش برقرا نکردید چون درکش نمی کنید . فرق شما با کسی که همین حالت را دارد اما

    نماز را هم می خواند این است که او وظیفه می داند و لذا اون سخت بودن را تحمل می کند حتی اگر تبنل هم باشد باز هم انجم می دهد . و رفته

    رفته عادتش می شود ( به درست و غلط روند کار نداریم ) .

    اما شما برایت سخت هست که چیزی را که درک نمی کنید و ارتباط باهاش برقرار نمی کنید را انجام دهید .

    اگر درست متوجه منظورم شدید و سعی کنید کمی با تأخیر پاسخ دهید تا ادامه دهم .

    با خارج رفتن هم مسئله شما حل نمی شود چون ریشه تعارضات باقی هست به گونه ای دیگر سر بر می کند . حتی اگر رو به مشروب خواری و ...

    هم بیاورید اما باز هم درونتان درگیر خواهد بود .

    موفق باشید






  13. کاربر روبرو از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده است .

    ahmadi.00 (چهارشنبه 29 خرداد 92)

  14. #28
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 فروردین 98 [ 02:42]
    تاریخ عضویت
    1391-9-10
    نوشته ها
    485
    امتیاز
    9,513
    سطح
    65
    Points: 9,513, Level: 65
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,478

    تشکرشده 1,276 در 407 پست

    Rep Power
    75
    Array
    سلام
    مشکل شما برای من قابل درکه! من خودم خواستگاری داشتم که دقیقا مشکل شما رو داشت. یعنی در حالی که خودش اهل نمازو روزه نبود شدیدا روی حجاب و ارتباطات من حساس بود و من با اینکه جواب رد دادم اما این رو ابدا اختلافات مذهبی نمیدیدم بلکه مشکل از نظر من اختلافات فرهنگی بود! بهر حال طبیعیه که وقتی شما توی محیط مذهبی زندگی میکردین فرهنگ مذهبی دارین و این لزوما به معنی داشتن اعتقادات مذهبی نیست! کسایی که شرایط شما رو دارن کم نیستند یعنی دخترایی که توی یک خانواده ی مذهبی رشد کردن و توی این شرایط تربیت و بزرگ شدن و این مسائل رو رعایت میکنن اما خب طرز فکر آزادتری دارن.من پیشنهادم به شما اینه که برای ازدواج دنبال خانواده ای باشین که از نظر فرهنگی با هم مشابهت داشته باشین. نه اینکه قبل از خواستگاری رفتن فقط فاکتور مذهبی بودن یا نبودن خود دختر رو در نظر بگیرین! در مورد کار کردن خانومتون فقط میتونم بگم که سعی کنید بیشتر در مورد مزایا و معایب این معیارتون بررسی کنید.

  15. کاربر روبرو از پست مفید sara 65 تشکرکرده است .

    ahmadi.00 (چهارشنبه 29 خرداد 92)

  16. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 خرداد 92 [ 01:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-28
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    6
    سطح
    1
    Points: 6, Level: 1
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 6 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیز دل برادر اینجور که از صحبتهای شما بر میاد شما مشکل فکری داری...آخه این چه تفکریه؟! تازه بهش افتخار هم مکنی
    اول اینکه مذهبی بودن اصلا چیز بدی نیست و خیلی هم خوبه اما دلیلی بر اسارت زن نیست ..صدها زن فقط دور خود من هستند که در عین مذهبی بودن و متین بودن زنهای خیلی فعال و موفقی هم در اجتماع هستند اتفاقا خیلی هاشون چادری هستن و شوهرهای خیلی مذهبی خفن دارن که نماز اول وقتشون ترک نمیشه اما مذهبی بودن با این متحجرانه خیلی فرق داره ..زن باید عزت نفس و عقل سلیم داشته باشه وگرنه اینکه زن رو بخوای محدود کنی به یه چهار دیواری و کنترلش کنی هیچ فایده ای نداره این رو از من که با چشم خودم دیدم قبول کن ..بعدش هم شما میگی غیرتیم ...غیرت به این حرفا نیست ..غیرت اینه که نذاری هیچ نامردی به زنت زور بگه حقشو بخوره
    غیرت به اینه که نذاری آب تو دل زنت تکون بخوره .. غیرت به اینه که اگه یه ماشین تو خونه بود و زنت و خودت خواستین برین بیرون اولویت با زنت باشه و اولویت راحتی زنت باشه اونوقت میگن این مرد عجب رو زنش غیرت داره نمیزاره یه ذره سختی بکشه وگرنه اینکه به یه زن بدبخت بگی حجابت و رعایت کن این کارو بکن این کارو نکن که نشد غیرت ...یه نصیحت برادرانه بهت میکنم همیشه دنبال زنی نباش که تمکینت رو بکنه چون بعدا که خرش از پل گذشت هزار جور سرت تلافی میکنه ...به جاش دنبال زنی باش که قوی باشه اجتماعی باشه زرنگ باشه ( صد البته این خانم میتونه مذهبیو چادری باشه) چون اون قراره یه وره زندگیتو بگیره دستش قراره بشه مادر فرزندان تو پس اگه بتونه گلیم خوشو از آب بکشه بیرون میشه بهش اعتماد کردو زندگی و بچه ها رو سپرد بهش وگرنه همیشه یه چرخ زندگیت میلنگه و بدون که یه زن موفق و قوی و اجتماعی میتونه یه مادر قوی و موفق باشه و در مواقع سختی یار و یاور تو باشه نه اینکه خودش بشه یکی از مشکلات

  17. 2 کاربر از پست مفید هم دلی تشکرکرده اند .

    ahmadi.00 (چهارشنبه 29 خرداد 92), فرانک بانو (شنبه 08 تیر 92)

  18. #30
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 خرداد 92 [ 10:31]
    تاریخ عضویت
    1392-3-24
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    74
    سطح
    1
    Points: 74, Level: 1
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    25

    تشکرشده 18 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من حداقل ۵ ساله که دارم به طور جدی به اینکه از ایران مهاجرت کنم فکر می کنم . می دونم خیلی سخته .....

    تا الآن یک پولی از کاری که دارم جمع کردم و تا دوساله دیگه هم می خوام همراه با ارشدم کار کنم و همین طور می خوام بسیجی فعال بشم که اگه بشه سربازی شهر خودم بیفتم تا با سربازی هم بتونم کار کنم و یک سرمایه ای تا اون موقع جمع کرده باشم .

    آیا اون موقع می تونم با اطمینان از ایران مهاجرت کنم ؟ می ترسم که چهار سال زحمت بکشم برای اینکه از ایران مهاجرت کنم و بعدش ببینم نمی تونم برم ! اون طوری بدجوری ضربه می خورم .
    مهم نیست کجا برم . آمریکا و انگلیس که نمی شه . یک جایی مثله استرالیا هم حاضرم برم .

    به نظرتون شدنی هست یا اینکه نباید الکی دلم رو خوش کنم ؟


 
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 تیر 93, 10:16
  4. به نظرتون از خدمات موسسه های ازدواج آستن استفاده کنم
    توسط ghalam63 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 28 شهریور 90, 00:47

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.