به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 39
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آبان 94 [ 02:38]
    تاریخ عضویت
    1392-3-27
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    2,072
    سطح
    27
    Points: 2,072, Level: 27
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    75

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم مطلقا بئش ابراز علاقه نکن
    میتونی زنگ بزنی خیلی با متانت و ادب خودتو معرفی کنی و مثلا در مورد یه واحد درسی ازش کمک بگیری ولی دقت کن سوالت طوری باشه که اون مجبور بشه بگه واستون میپرسم و خودم خبرشو میدم اگه زرنگ باشی میتونی این کارو بکنی و کم کم با این کار به هم نزدیک میشین ولی مطاقا ابراز علاقه نکن.منتظرم ببینم چیکار میکنی

  2. 2 کاربر از پست مفید sima.aass تشکرکرده اند .

    تهمتن (شنبه 08 تیر 92), سنجاب بازیگوش (سه شنبه 28 خرداد 92)

  3. #12
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 خرداد 96 [ 08:11]
    تاریخ عضویت
    1392-1-27
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    4,855
    سطح
    44
    Points: 4,855, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    129

    تشکرشده 303 در 118 پست

    Rep Power
    36
    Array
    فرشته ی مهربان جونم ببخشید فکر نمیکردم که این هم جز انجمن ازاد باشه ببخشید واقعا متاسفم میشه تاپیکم رو نبندی؟؟؟
    اخه من دوست ندارم تاپیکم بسته شه و بره تو انجمن ازاد.اخه من خیلی به کمک دوستان همدردیم احتیاج دارم.میشه بگید چه جوری میشه عنوان تاپیکم رو عوض کنم؟؟؟؟
    من خیلی تنهام هیچ کسی هم من رو درک نمیکنه.من اصلا دوست ندارم که با کسی ازدواج کنم که اصلا دوسش ندارم ولی متاسفانه مادرم این رو درک نمیکنه. من خیلی تنهام از بچه گی خیلی تنها بودم نه اینکه خانواده ام بد باشن اصلا اتفاقا اونها خیلی هم خوبند اما به خاطر اختلاف سنی زیادی که با خواهرها و برادرهام داشتم و مادر و پدرم هم خیلی سرشون شلوغ بود.به خاطر همین از بچه گی تنها بودم و فکر میکردم کسی دوسم نداره و درکم نمیکنه.حالا هم نمیخوام تنها امیدم برای خلاصی از این جو رو با ازدواج با ادمی که نه تنها اصلا دوسش ندارم بلکه به خاطر فشارهای مادرم ازش متنفرم از دست بدم.واقعا کسی درکم نمیکنه من همیشه برای خلاصی از مشکلاتم راهی داشتم اما برای این مشکلم عاجزم.خوب من دوسش دارم چیکار کنم من اصلا طاقت یه شکست دوباره رو ندارم.
    فرشته ی مهربانم خواهش میکنم تاپیکم رو نبند؟؟؟؟؟؟

  4. #13
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 خرداد 96 [ 08:11]
    تاریخ عضویت
    1392-1-27
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    4,855
    سطح
    44
    Points: 4,855, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    129

    تشکرشده 303 در 118 پست

    Rep Power
    36
    Array
    کسی نیست من به کمک احتیاج دارم.یکی بهم بگه چیکار کنم؟؟؟؟؟ چرا من نمیتونم مثل بقیه راحت زندگی کنم دل ببندم ازدواج کنم؟؟؟ چرا باید از اول زندگیم فقط طعم تلخ سختی رو بکشم؟؟؟؟
    یکی بهم بگه با این دردم چیکار کنم؟؟؟

  5. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    ستاره جان جواب سوالاتو بده . چیکار کردی ؟ شماره اون آقاست ؟ از کجا آوردی ؟ نظرت درباره چیزهایی که ما گفتیم چیه ؟

    در مورد تاپیکت هم انقدر نگران نباش. فوقش بسته میشه . یه تاپیک جدید باز می کنی . یه خلاصه و لینک اینو هم میذاری توش .

  6. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 بهمن 96 [ 17:14]
    تاریخ عضویت
    1392-2-04
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    3,721
    سطح
    38
    Points: 3,721, Level: 38
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    114

    تشکرشده 56 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ستاره خانم اگه میشد یه دوربین و یه میکروفن میزاشتی تو اتاق دانشجویی همکلاسیت و 24 ساعت اونو زیر نظر میگرفتی میدیدی که ادامها اونطوری که ما فکر میکنیم بیشتر وقتها نیستن . شما بدون شناخت کافی از همکلاسیت بهش علاقه مند شدید که این برای خیلی از همسن و سالهای شما امری کاملا عادی هست چه پسر و چه دختر . وقتی که بیشتر اشنا میشید میبینید که بیشتر شناخت تون رویا پردازی بوده . اگه بهش زنگ بزنی و شما رو بشناسه که در صورت تدوام تماس هم بالاخره میشناسه اولین حرفی که از دهنش در میاد به دوست صمیمیش میگه فلانی یا اینکه یکی رو تو کردم و به فکر اینه که چطور به قول خودش مخت رو بزنه . ببخشید که اینقدر رک و بی رودربایستی صحبت کردم. تقریبا تمام پسرهای جواان اینطورین حالا یکمی پخته تر بشن به احساس دخترها هم فکر میکنن ولی نه تو زمان دانشجویی و اوج احساسات جنسیشون . با این پست خواستم بیشتر با روحیات پسرها اشنا بشین . مخصوصا که تا حالا دوست پسری نداشتین . بازم معذرت میخوام

  7. 2 کاربر از پست مفید mehdihn تشکرکرده اند .

    sanjab (سه شنبه 28 خرداد 92), shapoor (سه شنبه 28 خرداد 92)

  8. #16
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 خرداد 96 [ 08:11]
    تاریخ عضویت
    1392-1-27
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    4,855
    سطح
    44
    Points: 4,855, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    129

    تشکرشده 303 در 118 پست

    Rep Power
    36
    Array
    asemani عزیزم اره شماره ی اون اقاست.یه مدت توی دانشگاه کار میکردم رییسم ازم خواست به خاطر کاری شماره ی این اقارو از پرونده اش دربیارم شماره شو از اونجا دارم.من جواب همه ی دوستان رو خوندم.اکثریت میگن اینکار رو نکن یا مستقیم بهش بگو.بهش زنگ نزدم چون میترسم درموردم فکر بد کنه.در مورد مستقیم گفتن هم تا اونجایی که میشناسم ادم سواستفاده گری نیست ولی باید همه ی جوانب رو در نظر بگیرم مثلا اگه به دوستاش بگه یا مسخره ام کنه چی؟؟؟؟ همش با خودم فکر میکنم اگه اون ازدواج کنه چی؟؟ایکاش میتونستم به خواهرام بگم اما میترسم باهام دعوا کنند؟؟
    یکشنبه مولودی داریم مادر اون خواستگارم هم میاد(راستش یه جوری ادم رو نگاه میکنه که انگار اومده گوجه یا خیار بخره وقتی نگاهم میکنه دلم میخواد خفش کنم) بیشتر از مادرم میترسم اگه خدای ناکرده از طرف من حرفی بزنه یا کاری کنه چی؟؟نمیدونم چرا درکم نمیکنه؟؟ من خیلی باهاش حرف زدم اما مرغش یه پا داره یه بار انقدر اذیتم کرد که با عرض پوزش بهش گفتم اگه خیلی ازش خوشت میاد خودت برو باهاش ازدواج کن.خودم هم باورم نمیشد این رو گفتم اما خیلی عصبانیم کرد. خدا کنه یکشنبه یه کاری برام پیش بیاد برم بیرون از خونه.وای دارم دیوونه میشم یه زمانی با تمام عشقم تو مجلسه اقا امام زمان کار میکردم اما الان دنبال راه فرارم. اخه برادرم هم با مادرم یکی شده باز حداقل خواهرام هستند ولی چه فایده مامانم به حرفه دختر جماعت گوش نمیده.

  9. 2 کاربر از پست مفید setareh 1390 تشکرکرده اند .

    asemani (سه شنبه 28 خرداد 92), shapoor (سه شنبه 28 خرداد 92)

  10. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 خرداد 93 [ 18:10]
    تاریخ عضویت
    1392-3-08
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    925
    سطح
    16
    Points: 925, Level: 16
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    216

    تشکرشده 138 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array
    1- خواستگار با دوست پسر فرق می کنه. ممکن هست شما با هم دوس بشین حتی اوایل دوستی حرف ازدواجم زده بشه اما بعدش شما یا اون اقا بزنه زیرش. ممکن هم هست به ازدواج ختم بشه. می دونی می خوام بگم اینا همش امار و احتماله. به نظر من اگه همکلاسیته خوب می تونی به خاطر جزوه یا یه کار درسی ارتباط برقرار کنی اگر خودش بخواد ادامه می ده بهت پیشنهاد می ده

  11. کاربر روبرو از پست مفید unknown girl تشکرکرده است .

    asemani (سه شنبه 28 خرداد 92)

  12. #18
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز من فشاری را که به شما وارد می شود درک می کنم. شما در حال حاضر دو مشکل دارید. یکی اینکه می خواهند شما را به ازدواج ناخواسته وادار کنند. دوم اینکه به پسری علاقه مند هستید و می خواهید با او ازدواج کنید. شما اول باید مشکل اول را حل کنید و بعد سر فرصت به مشکل دوم بپردازید. با توجه به اینکه ترم بعد آن آقا به دانشگاه خواهد آمد. من حس می کنم مشکل ازدواج اجباری باعث شده شما بخواهید هر چه سریع تر با آن آقا که کشش اولیه به او دارید ازدواج کنید. اما این کار را نکنید که کارها گره کور می خورد.
    اما مشکل اول شما دو حالت دارد: واقعا شرایط خانوادگی و مالی آن آقا را می دانید و شناخت کافی از رفتار و عقاید و شرایط کلی او پیدا کرده اید و بعد خوشتان نیامده و جواب رد داده اید با این حال خانواده بدون توجه به خواست شما اصرار می کنند و می خواهند قرار ازدواج و عقد را بگذارند.
    وجه دوم : شما خواستگاری را قبول ندارید. دوست دارید اول با کسی مدتی رابطه عاطفی برقرار کنید و به اصطلاح عاشق شوید و بعد ازدواج کنید چون از بچگی احساس تنهایی شدید داشته اید و فکر می کنید از این راه هم تسکین دردهای گذشته را می یابید و هم در آینده تنها نخواهید بود. به همین دلیل حاضر نیستید به خواستگار خود فکر کنید و خانواده شما اصرار دارند که بیشتر خواستگار خود را بررسی کنید و سعی می کنند ارتباط با خانواده خواستگار را ادامه دهند شاید شما نظرتان عوض شود.
    منتظر جواب شما هستم.
    یک نکته ی خیلی مهم این است که شما الان تحت فشار شدید روحی هستید. بنابراین تصمیم گیری برایتان مشکل است. پس در حال حاضر هیچ تصمیم قطعی نگیرید. تصمیم گیری را به وقت آرامش موکول کنید. هنگامی که نه نفرتی نه علاقه شدیدی در وجودتان حس کنید. کاملا ریلکس و آرام.

  13. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 15 اسفند 93 [ 13:27]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,979
    سطح
    33
    Points: 2,979, Level: 33
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    747

    تشکرشده 434 در 128 پست

    Rep Power
    31
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sima.aass نمایش پست ها
    عزیزم مطلقا بئش ابراز علاقه نکن
    میتونی زنگ بزنی خیلی با متانت و ادب خودتو معرفی کنی و مثلا در مورد یه واحد درسی ازش کمک بگیری ولی دقت کن سوالت طوری باشه که اون مجبور بشه بگه واستون میپرسم و خودم خبرشو میدم اگه زرنگ باشی میتونی این کارو بکنی و کم کم با این کار به هم نزدیک میشین ولی مطاقا ابراز علاقه نکن.منتظرم ببینم چیکار میکنی

    من با این روش موافقم

    ستاره جان نگو ، هیچ وقت مستقیم به اقا پسری از علاقت نگو


  14. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 بهمن 95 [ 01:37]
    تاریخ عضویت
    1392-3-28
    نوشته ها
    191
    امتیاز
    3,793
    سطح
    38
    Points: 3,793, Level: 38
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    146

    تشکرشده 406 در 140 پست

    Rep Power
    33
    Array
    بابا نکن سبک میشی.اینجا ایرانه مردامونم با غربیا فرق دارن:rolleyes:

    - - - Updated - - -

    بابا نکن سبک میشی.اینجا ایرانه مردامونم با غربیا فرق دارن:rolleyes:


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با شکست عشقی چه جور کنار بیاییم؟
    توسط بالهای صداقت در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 11 فروردین 97, 10:01
  2. با شکست عشقی و تلخی برهم خوردن آن چگونه کنار بیاییم؟
    توسط صبا_2009 در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 فروردین 94, 12:38
  3. عوارض شکست عاطفی (راهنماییم کنید)
    توسط hooty در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 10 اردیبهشت 92, 23:36
  4. چطور با عشق های شکست خورده کنار بیاییم ؟
    توسط rozaneh در انجمن راههای شکست در زندگی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 17 فروردین 92, 09:34

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.