به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 9 از 9 نخستنخست 123456789
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 90

موضوع: قهر نامزدم

  1. #81
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 شهریور 92 [ 22:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-23
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    572
    سطح
    11
    Points: 572, Level: 11
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از راهنمایی و همدردی همه شما دوستایی که اومدید و مارو قابل نظرتون ندونستید. معنای واقعی مشاوره و تنها کورسوی امید رو تو این سایت درک کردم. از مدیریت سایت تقاضامندم که حداقل برای بستن و حذف تمام تاپیکهای بنده، یک وقتی در اختیار من بگذارند و افتخار دهند.

  2. #82
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    168
    Array
    سلام مظلوم جان.
    یکم مسئلتون پیچیده شده و نیاز به نظرات کارشناسانه تری داره و در حد توان من یکی که نیست!
    ناراحت نباش عزیزم کارشناسا میان بلاخره ولی چرا مشاوره حضوری تا الان نرفتی؟
    به خدا توکل کن .
    من خیلی توسل به حضرت ابالفضلو دوست دارم و واقعا همیشه کمکم کردن.
    133 اسم خاص ایشونه .این ذکرو 133 بار هر روز بگو و با توجه بهشون توسل کن و کمک بخواه
    یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی به حق اخیک الحسین

    منم برات دعا میکنم انشاالله که زودتر مسائلت حل بشه

  3. کاربر روبرو از پست مفید شمیم الزهرا تشکرکرده است .

    mazlom (چهارشنبه 15 خرداد 92)

  4. #83
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    مظلوم جان،

    اگه باز کار خودت را نمی کنی،

    لطفا برو عیادت همسرت!!!!!!!

    بدون این که حرفی از بحث های اخیر بزنی یا گله و شکایتی باشه.
    برو یک ساعت ببینش و برگرد.
    فقط به قصد عیادت.
    بدون هیچ صحبت دیگه ای.

  5. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    آویژه (پنجشنبه 16 خرداد 92)

  6. #84
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    سلام
    منم نظرم اینه که بری یه دسته گل و شیرینی بگیری و بری عیادت و گله نکنی و با روی خوش برخورد کنی ببینی چی می شه

  7. 2 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    mazlom (پنجشنبه 23 خرداد 92), شیدا. (یکشنبه 19 خرداد 92)

  8. #85
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 شهریور 92 [ 22:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-23
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    572
    سطح
    11
    Points: 572, Level: 11
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    تو این مدت پدرم با آشناشون تماس گرفت و قراربودکه 1جلسه بیان اینجا صحبت البته بعد گفتنشون که نیازی به صحبت نیست و باهم تفاهم ندارن! و تهدید پدرم به دادن تقاص سنگین و اخراجش از کار. ولی شوهرم باهام تماس گرفت و قبول نکرد بیاد و بیرون قرارگذاشتیم. تو قرار از جزئیات شرطاش نگفت فقط اصرار به عدم هرگونه دخالت پدرم به مسائلمون داشت مخصوصن مسائل مربوط به خرج عروسی و تهیه خونه. چون ازاول ایشون به پدرم قول خریدخونه باارثش داده بود ولی الان علارغم گرفتن قول از خونوادش زدن زیرش وشوهرمم کچکترین اعتراضی.نکرده بهشون وراحت زده زیرش وحتی برا عروسی ه م علارغم قولش الان میگه میخام عروسی تحت نظر شرکت ازدواج آسان بگیره. بااینکه من کاملن مخالفمو اصلن درشان خونوادم نیست. اون یه اسمس پدرم رو بهونه ورافتادن باهاش کرده وگفته باخونوادت دیگه کاری ندارم و هرگز خونتون نمىیام. تو این چندروز که 2بارهمودیدیم وکلی محبتش کردم و گفت قصدم جدایی نیست، باهام همونطورسزرده و تماس نمیگیره و فقط اصراربه گرفتن مدارکم واسه وام داره، حتی حاضرنیست منم همراهش برم تا ار سرش خبردارشم. غیرمستقیمم گفت که بفکرعروسی نیست فعلن و خرجاى دیگه داره. مطمئنم وام ازدواجى که بامدارکم میخاد بگیره برا داداشش که درحال اةجاد کاسبی جدیده و نیاز به پولاره درحاضر میخاد. درضمن از من تقاضای فروش طلاهامم کرده طلاهایی که هیچکدومو خودش برام نخریدة جز یه حلقه.حتی به بهانه ندادن مدارک،دفترچه بیمم که نیاز مبرم دارم نمیگیره و حتی عائلمندی که دولت برام میریزه میده خونوادش. تاالان میدونم 2تاوام گرفته و ولی ازترس خرج وطلا
    ی عروسی میگه نگرفتم. اصلن باهام صادق نیست. بخدا اگه برا عروسی میخاست باجون ودلم میدادم ولی چرا وام ازدواجمو بگیره بده بداداشی که تا الان دشمنش بودوبادیدن پولش شده دوستش. بخداهمش زیرسرمادرخودخواهشه. راستی باشنیدن قبول شدنم تو آزمون استخدامی یک تبریک هم نگفت و ناراحت شد خیلی بهم حس حسادت داره و موفقیتام براش زجرآوره. برعکس من که تاحالا مشوق و مسبب تمام موفقیتاش بودم و سربلندى اونو سربلندی خودم میدونستم.
    مدارکمو بدم؟ احساس میکنم میخاد آخرین سواستفاده هارم کنه ازم. خواهش میکنم تنهام نذارید وراهنماییم کنید طبق شرایطم .خیلی خسته وپژمردم کرده

  9. #86
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    لگو مدارک دست پدرمه و خودت بیا ازش بگیر.
    به من نمی ده.
    با پدرت هم صحبت کن و این نگرانی هات و مشکلات را واضح بهش بگو.
    ایشون بالاخره با تجربه و بزرگتر هستند. توی فضای مشکلات شما هستند. بهتر از ما می تونند راهنمایی کنند.

    در مورد طلاها هم با پدرت مشورت کن.

    بهانه ات هم این باشه که این مدت با این کارهات باعث شدی پدرم متوجه بشه و وارد ماجرا بشه
    با لطف و محبت و زبان نرم
    توپ را بنداز تو زمین پدرت
    بذار با پدرت بازی کنه

    بد حرف نزن، سیاست داشته باش.

  10. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    mazlom (شنبه 25 خرداد 92)

  11. #87
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 شهریور 92 [ 22:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-23
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    572
    سطح
    11
    Points: 572, Level: 11
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شیداجان شوهرم الان با پدرم به یه بهونه بچگانه خوب نیست و ازش فراریه. اگه بگم بیا از پدرم بگیر مطمئنم بیخیال وام میشه. الان اصراری به گرفتن وام نداره تا حساس نشم و در عوضش به بهانه دادن مدارک برام دفترچه نگیره و بهونه خوبی باشه برا عروسی نگرفتنش. میخواد بهم زور بگه و مظلوم گیر بیاره و پای بزرگترهامو که حرف حق میزنن و حرف حسابی هم نداره بهشون بزنه از زندگیش ببره و هر ظلمی خواست بهم بکنه.
    دیگه اصلا برام زنگ نمیزنه، من هم که گهگاهی تماس باهام خوب حرف نمیزنه خصوصا جلو خونوادش.
    نمیدونم باهاش چه رفتاری داشته باشم ، آیا باز باهاش تماس بگیرم؟ چطور از زیر زبونش بکشم که برنامه و نقشش چیه؟

  12. #88
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 خرداد 93 [ 18:10]
    تاریخ عضویت
    1392-3-08
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    925
    سطح
    16
    Points: 925, Level: 16
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    216

    تشکرشده 138 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببین تمام حرفات اینه که نمی خوای جدا شی و می خوای اون درست شه؟ ببین همسرت همینه حالا سوال اینه که با همین شرایط می خوای ادامه بدی یا نه؟ نه خرج می کنه نه می زنگه نه زبون خوش داره نه پای حرف بزرگتر ها می شینه..دوتا راه داری 1- اصلا اصلا اصلا 6 7 ماه هیچ گونه سراغی ازش نگیری هیچی حتی یه زنگ هم نزنی یکهو و یکباره بکشی عقب به امید اینکه شاید سربه راه بشه 2- بسپری دست خانوادت و اعلام کنی با این شرایط نمی تونی ادامه بدی که یا اونم اکی به جدایی می ده یا اینکه میاد پای میز مذاکره! همسرت طلاهای تورم می خواد؟؟؟؟؟ نگران عمر از دست رفته هم نباش بابا یک درصد فکر کنی 1 2 سال هم با هم زندگی کنین بعد چند سال نتونی ادامه بدی اون جوری که داغون می شی

  13. 3 کاربر از پست مفید unknown girl تشکرکرده اند .

    majid_k (سه شنبه 25 تیر 92), mazlom (شنبه 25 خرداد 92), هلیا66 (یکشنبه 26 خرداد 92)

  14. #89
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 شهریور 92 [ 22:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-23
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    572
    سطح
    11
    Points: 572, Level: 11
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام،1 ماهه از آخرین پستم گذشته ولی هنوز نامزدم نیومده، با خونوادم صحبت کنه.
    تو این 1 ماه کم و بیش تماس داشتیم باهم و چند بارم بیرون رفتیم که بیشتر بنظرم بخاطر نیاز ج...ش بوده نه دلتنگی. تا وقتی حرفی از اون مسائل و انتظاراتم نبود، رابطمون تقریبا خوب بود و بحثی نبود.
    با واسطی که پدرم تماس گرفته بود هم جلسه ای برگزار نشد چون نه مادرش حاضر شد بیاد خونمون نه ما بدلالیلی شایسته دونستیم که بریم خونه اونا یا واسط. نامزدمم میگه بدون مامان و اون واسط خانم که مثه وکیلشونه نمیاد برا صحبت.
    پدرم که دید ازین وضع کار به جایی برده نمیشه وچند ماهه اوضاع بلاتکلیفیم تغییر نکرده، با دوستش(همکار سابقش) که رییس اداره جدیدشه تماس گرفته و سر بسته گفته که بی دلیل چند ماهه قطع ارتباط کرده و از ما فاصله گرفته و نمیاد مسئله ای اگه هست رو روشن نمیکنه، پدرم خواست که کمی نصیحتش کنه. ایشون هم قول داد باهاش صحبت کنه.
    حالا من خیلی ناراحتم که نکنه کار پدرم اشتباه بوده و اوضاع رو بدتر کنه و بیشتر شوهرم کینه کنه. آخه آدمیه که کوچکترین چیزی که بهش بر بخوره زود با نهایت بدبینی بفکر تلافیه نه حل مشکل و منطقی عمل کردن باموضوع. اونم که به کارش خیلی حساسه. میدونم خیلی بهش بر میخوره و عصبانی میشه.
    بنظرتون الان باید چکار کنیم؟ کار دیگه ای میکردیم بهتر بود؟
    فکر جدایی رو هم در حال حاضر نمیتونم بکنم،داغونم میکنه، من واقعا دوسش دارم. من که اینهمه سال صبر کردم یکمم روش، برا جداشدن که دیر نمیشه. من به آینده امیدوارم، اگه بریم سر زندگی و شهر دور از خونوادش حس میکنم با دیدن صداقت و محبتم با کنارش بودن میتونم باز جای خونوادش که الانواسه مسائل مالی دورشن، تکیه گاهش بشم و مث قبل بهم اعتماد کنیم و مشکلاتمونم کمتر شه.بنظر شما اینطور نیست؟
    چکار کنم کار به جدایی نکشه بخاطر دخالت خونوادشو غرورای مردونه، در عین اینکه منم غرورم حفظ بشه. نمیخوام بی اون باشم و نابود شم از نظر احساسی و تا آخر عمرم با خاطرات چند سالش تو تنهایی و حرف مردم سر کنم. فقط بهم نگید جدا شو.
    ببخشید طولانی شد. به راهنماییتون خیلی نیاز دارم. ممنونم
    ویرایش توسط mazlom : سه شنبه 25 تیر 92 در ساعت 02:50

  15. #90
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 تیر 94 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1392-1-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    455
    امتیاز
    3,873
    سطح
    39
    Points: 3,873, Level: 39
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    873

    تشکرشده 1,282 در 361 پست

    Rep Power
    60
    Array
    چکار کنم کار به جدایی نکشه بخاطر دخالت خونوادشو غرورای مردونه، در عین اینکه منم غرورم حفظ بشه. نمیخوام بی اون باشم و نابود شم از نظر احساسی و تا آخر عمرم با خاطرات چند سالش تو تنهایی و حرف مردم سر کنم. فقط بهم نگید جدا شو.

    خانم محترم. شما از چه نکته مثبت این آدم خوشت آمده که مایلی با این همه نکته منفی کنار بیای؟ ایشون اگه غرور مردونه داشت که پرداخت پول یه بیسکوئیت رو از شما دریغ نمیکرد. مردانگی به سبیل کلفت تاب دادن نیست. اگه تمام واقعیت ها همون باشه که شما نوشتی ( چون غالب ما عادت داریم مسائل رو به نحوی که دوست داریم بیان کنیم.) قطعا بعد از گرفتن وام قسطش رو هم خودت باید پرداخت کنی.
    حتما ایشون خصوصیات مثبتی دارند که شما اینگونه به پاش ایستاده ای. موارد مثبتش رو در یک کفه و مشکلات رو در کفه دیگه ترازو قرار بده. هر کفه سنگین تر بود بر همون اساس قضاوت کن و تصمیم بگیر.
    برای هر کس و هر چیز همون مقدار احترام قائل شو و وقت بذار که ارزشش رو داره.
    به قول معروف برای کسی بمیر که برات تب کنه.

  16. کاربر روبرو از پست مفید majid_k تشکرکرده است .

    هلیا66 (چهارشنبه 26 تیر 92)


 
صفحه 9 از 9 نخستنخست 123456789

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.