سلام gharibe
مشکل و شرایطی که الان شما دارید دقیقاً مشکل 2 ماه پیش منه .
منم توی شرایط شما بودم . و اینجا هم مشکلم رو مطرح کردم و با کمک آقای سنگ تراشان بهترین تصمیم رو گرفتم و الان اصلاً پشیمون نیستم .
پدر طرف مقابل من هم بدون کوچکترین شناختی از من مخالف بود . اینم بگم که شرایط من حتی از پسر ایشون هم ایده آل تر بود ولی چون غریبه بودم و انتخاب پسرشون مخالفت کردن و کار به جایی رسید که پدرش گفت : یا ما و یا اون و گفتند که در صورت انتخاب من اسم این آقا رو از شناسنامشون پاک میکنن .
وقتی دیدم ارزش چیزی رو که میخوام از دست بدم با ارزش چیزی رو که میخوام بدست بیارم قابل مقایسه نیست پس تمومش کردم .
مخالفت خانواده ها چیزی نیست که به همین راحتی بشه از کنارش رد شد .
هدف فقط به هم رسیدن و با هم بودن نیست ؟
مگر هدفتون از ازدواج چیزی غیر از رسیدن به آرامشه ؟
فکر میکنید با این اوضاع آرامشی هم داشته باشید ؟
عزیزم خودت رو دست کم نگیر .
میدونی به اون آقا من چی گفتم ؟
گفتم : شما آدرس و شماره محل کار و منزل من رو دارید ، اگر تونستید خانوادتون رو راضی کنید میتونید اقدام کنید مشروط بر اینکه من اگه ازدواج نکرده باشم ، اگرم که نتونستید خوب میرسیم به این نقطه ای که الان هستیم پس چیزی رو از دست نمیدیم و دیلیل نداره که به همین منوال ادامه بدیم .
میدونی بیشتر از هر چیزی برای یه دختر چی مهمه ؟ عزت نفس ، شخصیت و ارزش اون دختر در خانواده همسر .
پس برای خودت ارزش قائل باش و منطقی تصمیم بگیر .
وقتی درست تصمیم بگیری شاید روزهای سختی رو به خاطر دلتنگی بگذرونی ولی پیش خودت سر بلند و سرافرازی که تصمیم عاقلانه و درستی گرفتی .
همین که حس کنی شخصیت و ارزشت حفظ شده بهت روحیه و انرژی میده .
موفق و پیروز باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)