به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 27
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    ولی فکر کنم شما مشکل و ایجاد کردی و مقصر اصلی شمایی میدونی چرا؟؟؟

    شماغ که اول دیدی رفتار اون خانوم طوری هست که موجب نارضایتی شماست می تونستی در کنار شوهرتون بمونی و دستشو محکم فشار می دادی تا حواسش جمع باشه ولی فکر کنم شوهرتون با اون خانوم رفتار دیگه ای جز احترام گذاشتن کار دیگه ای نکردن
    خوبه شوهرتون ادمی باشه ببخشا با خودش قهر باشه و وارد یه مجلسی بشید و شوهرتون با خودش قهر باشه و با کسی نه حرفی بزنه نه هیچی پس پی بردیم مشکل شما بودی و باید رفتارتو اصلاح کنی و اولین قدم برای این کار عذر خواهی از شوهرتونه و بعد با لحنی مودب به اقاتون بگی که عزیزم دیگه دوست ندارم با خانومی با خوش رویی برخورد کنی چون من دوست ندارمو از این حرفا ولی ازش عذز خواهی کن وگر نه گره کارتون خیلی کوچیک میشه شاید به وضع خوبی نکشه

    یا حق

  2. کاربر روبرو از پست مفید بی وفا تشکرکرده است .

    tamanaye man (چهارشنبه 22 خرداد 92)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 شهریور 93 [ 23:29]
    تاریخ عضویت
    1392-1-11
    نوشته ها
    174
    امتیاز
    2,019
    سطح
    27
    Points: 2,019, Level: 27
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    67

    تشکرشده 166 در 77 پست

    Rep Power
    31
    Array
    منم با دوستان موافقم ....

    شما به جای این که با مواجه شدن با رفتار اون خانم شوهرتون رو بیشتر به سمت خودتون بکشید و جذبش کنید بدتر کردید

    الان هم که همه دوستان می گن مقصر خودتون هستید، قبول نمی کنید ... ( ببخشید رک گفتم )

    خداییش بنشینید و خودتون قضاوت کنید ... اون خانم بد! ( که واقعا رفتارش بد بوده ) حتی شوهر ِ شما هم بد! شما چرا خوب نبودید ؟ و از این مورد یک معضل ساختی ؟

    ضمنا با خودت فکر کن اگر می خوای زندگی موفق و با آرامشی داشته باشی باید 100 درصد تغییر رویه بدی وگرنه هم شوهرت و هم زندگیت از دست میره ...

    امیدوارم تصمیم درست رو بگیری ...

  4. کاربر روبرو از پست مفید دلپذیراد تشکرکرده است .

    tamanaye man (چهارشنبه 22 خرداد 92)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام
    قبل از هر کلامی باید از تمام کسانی که این پست رو میخوانند غذرخواهی کنم به خاطر لحن بیانم ولی به نظرم تنها راه تنبه صاحب این تاپیک همین نحوه صحبت هست شاید که به خودش بیاید.
    .
    من کسی رو میشناسم که به گفته خودش یک سیلی به موقع یک آدم دلسوز باعث تحول اساسی در روند زندگیش شده. به نظر من شما در روند تربیتیتون یک سیلی آبدار از قلم افتاده!

    میخواهید مضامینی از تاپیکهای قبلیتون رو بیارم جلوی چشم؟! پس باهم یک چرخی بزنیم تا خوانندگان با تعریف بالاتر بودن شما نسبت به همسرتون هم بیشتر آشنا بشند:
    .
    "از اولشم عاشق شوهرم نبودم ولی همکارام و سایرین انقدر از ایشون تعریف کردن که من قبول کردم."
    .
    "شوهرم فوق العاده مهربون با احساس مودب پاک و باایمانه تقریبا از هیچی کم نمیذاره ولی مشکل من چیز دیگه س اینکه من از همه نظر از ایشون سرترم من فوق لیسانسم و ایشون لیسانس موقعیت شغلی من بهتره ظاهرم هم سرتره و از همه مهمتر خانواده م از لحاظ فرهنگی تحصیلات مالی و....از اونا بهترن.خانواده شوهرم آدمهای مهربونی هستند ولی اصلا به ما نمیخورن"
    .
    "چندوقت پیش یکی از همکارهای شوهرم رو دیدم که از بچه های دانشگاه خودمون بود و از اون روز احساس افسردگی شدید دارم اون آقا از شوهر من خیلی سرتره و من مدام به اون فکر میکنم و اینکه من باید با چنین کسی ازدواج میکردم بدتر از همه اینکه اون آقا با دختری ازدواج کرده که از همه نظر از من پایینتره و من هر چند وقت یکبار هروقت چنین کسی رو میبینم دچار چنین حسی میشم و به هیچکس چیزی نمیتونم بگم فقط قرص ضدافسردگی مصرف میکنم "
    .
    "همیشه ایشون رو سرزنش و تحقیر میکنم و از خانواده ش پیش خودش بد میگم "
    .
    "وقتی خودمون تنها هستیم هیچ مشکلی با ایشون ندارم ولی توی مجالس وقتی دیگران رو میبینم مثلا شوهرای دوستام یا خانواده خانم داداشم متوجه میشم همه با هم سطح خودشون ازدواج کردن به جز من"
    .
    "شوهرم برای خوشحال کردنم هر کاری میکنه چندروز پیش که مریض شده بودم انقدر ازم پرستاری کرد تا یه روزه خوب شدم حتی خونه ای که خریدیم و هرچی داره به نام من زده "
    .
    "گذشته از اینا خودم خیلی مشکلات دارم 3 جا کار میکنم صبح تا شب درگیر کارم و انقد خسته م که دلم میخواد به رختخواب که میرم بخوابم "
    .
    .........
    .
    من جای شما بودم همین الان به جای کار در سه جا و افتخار به رفتاراهای مردانه! میرفتم دنبال درمانم. اگه قبل از عروسیتون یک فکر اساس برای معضلات فکریتون نکنید بدونید که با رفتن زیر یک سقف مشکلاتتون پیچیده تر خواهید شد .
    .
    جهت کمک به شما برای بیان مطالب به رواشناس و روانپزشک ،باید روی این مشکلاتتون کار بشه:


    1- عدم ثبات شخصیتی (دهن بینی و مقایسه کردن دائم)
    2- اعتیاد به کار زیاد و وجود رفتارهای مردانه
    3- آموزشهای فراوان برای بالا بردن مهارتهای شناختی و بیانی
    5- احتمال وجود وسواس فکری و وسواس ترس در شما
    و....
    .
    ضمنا اینرو هم بگم که من به واسطه کار و تخصص و مسوولیتم با افراد بسیار زیادی از لیسانسه تا فوق لیسانس در تماسم که در مورد بعضی هاشون باید گفت که : "از دیپلم به بعد فقط حامل مدرکشون بودند و بس" نه تخصص درست و حسابی دارند نه فرهنگ بالایی! اینو برای این ضرب آهنگ فکریتون که در تمام تاپیکهاتون دیده میشه گفتم که میگید شوهرم لیسانس داره و من فوووووووووق!!!!!!!!!!!! لیسانس!
    .
    قصدم از این حرفها معادل سازی یک سیلی تربیتی براتون بود قطعا از حرفهام رنجیده شدید. اگر در صدد رفع اینها بودید و نتیجه داد که خدا را شکر و ما نیز خرسندیم اما اگر مانند قبل گوش ندادید و خود را بالاتر دیدید و بی عیب مطمئن باشید که در آینده یاد آوری این پست من شاید برایتان همراه با یک آه و افسوسی باشد که در اون موقع دیگر فایده ای نخواهد داشت.
    .
    در پناه حق.
    ویرایش توسط فرشته مهربان : پنجشنبه 23 خرداد 92 در ساعت 11:48

  6. 6 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    mehdihn (پنجشنبه 23 خرداد 92), tamanaye man (چهارشنبه 22 خرداد 92), هلیا66 (چهارشنبه 22 خرداد 92), هم صحبت (چهارشنبه 22 خرداد 92), بالهای صداقت (چهارشنبه 22 خرداد 92), شیدا. (چهارشنبه 22 خرداد 92)

  7. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 10 خرداد 93 [ 07:40]
    تاریخ عضویت
    1391-10-28
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    1,574
    سطح
    22
    Points: 1,574, Level: 22
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    3

    تشکرشده 69 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از همه دوستان که وقت میذارین
    /شماغ که اول دیدی رفتار اون خانوم طوری هست که موجب نارضایتی شماست می تونستی در کنار شوهرتون بمونی و دستشو محکم فشار می دادی تا حواسش جمع باشه ولی فکر کنم شوهرتون با اون خانوم رفتار دیگه ای جز احترام گذاشتن کار دیگه ای نکردن/


    در جوابتون باید بگم من برعکس فکر میکنم یعنی به نظر من شوهرم باید این کارو میکرد باید منو به اونا معرفی میکرد من که اونا رو نمیشناختم ببخشید ولی من ازین کارا خوشم نمیاد که دست شوهرمو پیش بقیه بگیرم و جلب توجه کنم حس میکنم جلف بازیه
    این شوهرم بود که باید منو کنار خودش نگه میداشت نه اینکه من برم اونطرف و اونم اصلا نیاد طرفم و شروع کنه با اونا به صحبت کردن و خوش و بش من فکر میکنم شوهرم هنوز این چیزا رو یاد نگرفته نمیدونم شاید چون اصلیت روستایی داره و زیادی ساده س به نظر من مردهای هفت خط اینجور مواقع خیلی بهتر برخورد میکنن چون زنهای پررو و بی حیا رو خوب میشناسم قبول دارین؟؟
    در جواب دلپذیراد عزیز باید بگم قبول دارم من فکر میکنم الانشم شوهرمو زندگیمو از دست دادم چون با اون چیزی که روز اول بوده زمین تا آسمون فرق کرده
    احساسم دقیقا مثل ناخدایی هستش که کشتیش داره به گل میشینه و به جز تماشا کردن کاری نمیتونه بکنه

  8. #15
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یک چیز دیگه که یادم اومد بهت بگم ، اینه که قبل از ازدواج باید نگاه میکردی ببینی که تحصیلات همسرت چیه و پولش چقدره ، نه اینکه وقتی ازدواج کردی تازه چشمات رو باز کنی بگی نه تحصیلاتش کمتره ، پولش کمتره یا چیزای دیگه ، گرچه همه هم دارن بهت میگن که این ها نشونه سرتر بودن نیست .

    یکی دیگه اینکه ، آره عزیزم زندگیت درست میشه ، ولی یک شرط داره ، و شرطش هم اینه که واقعا از ته دل بخوای که درستش کنی ، نه اینکه بشینی بهانه بگیری .
    خیلی از زندگی ها بوده که بدتر از زندگی شما حرمت ها توش شکسته ولی لازمه که یکم گذشت وجود داشته باشه و از اول شروع کنی ...و انقدر احترام بگذاری تا خاطرات بد گذشته کم کم فراموش بشه .
    حرمت یک زندگی که از دست رفته رو راحت تر میشه دوباره برش گردوند تا مهر طلاقی که به شناسنامت میخوره .
    یکم باید با سیاست تر باشی و محبت رو به زندگیت برگردونی .
    من در جریان تاپیک های قبلیت نیستم عزیزم ، ولی همسری که میگی چشم پاکه و الان هم که شکر خدا همه چیز برای زندگیتون خریدید پتانسیل خوب شدن رو داره ، فقط کافیه اراده کنی .
    خیلی زندگی ها تا لب پرتگاه رفته و باز برگشته ، زندگی شما از اونا اصلا بدتر نیست .

    در پاسخ به سوال آخرت باید بهت بگم که نه، کار اشتباه رو شما کردی که وقتی همسرت داشته سلام و احوال پرسی میکرده گذاشتی رفتی ، باید اونجا می موندی ، به نظرم بی احترامی کردی . وقتی گذاشتی رفتی چطور توقع داری همسرت تو رو به اونا معرفی کنه ؟
    به نظر من همسرت با اینکه روستایی هست بیشتر آداب معاشرت رو میدونه تا شما ، ناراحت نشی عزیزم این رو میگم ، ولی انقدر مغرور شدی که تمام کارای بد خودت رو داری به یک بهانه ای به همسرت نسبت میدی ، این ها یی هم که میگی توجیحی برای اشتباهات رفتاری هست که با همسرت داشتی .

    همسرت کاملا بی گناهه ، سعی نکن به یک بهانه ای مقصر جلوه اش بدی ، همه هم دارن بهت میگن . حداقل حرف یک نفر رو قبول کن ، هنوز میخوای پای حرف خودت وایسی؟
    ویرایش توسط tamanaye man : چهارشنبه 22 خرداد 92 در ساعت 14:31

  9. 6 کاربر از پست مفید tamanaye man تشکرکرده اند .

    mehdihn (پنجشنبه 23 خرداد 92), reihane_b (چهارشنبه 22 خرداد 92), بی وفا (چهارشنبه 22 خرداد 92), بالهای صداقت (چهارشنبه 22 خرداد 92), دلپذیراد (چهارشنبه 22 خرداد 92), شیدا. (چهارشنبه 22 خرداد 92)

  10. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 شهریور 93 [ 23:29]
    تاریخ عضویت
    1392-1-11
    نوشته ها
    174
    امتیاز
    2,019
    سطح
    27
    Points: 2,019, Level: 27
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    67

    تشکرشده 166 در 77 پست

    Rep Power
    31
    Array
    نه عزیزم
    شما به جای این که تماشا کنی باید راه کارهایی که دوستان اینجا بیان می کنند رو به کار بگیری

    عزیزم این معنی نداره که شما میگی شوهرم این کارو بلد نیست و اون باید من رو کنار خودش نگه می داشت

    نه! شما بودی که بهت برخورده بوده ودر برابر اون خانم باید عکس العمل درست رو انجام می دادی و چه بسا با روی خوش برخورد می کردی و خودت مخاطب اون قرار میدادی نه این که تازه ول کنی بری!!

    این اشتباهه محضه که فکر کنی مردت باید همه چیز رو بلد باشه !! شما خودت باید خیلی از رفتارها رو با عملکرد خودت یادش بدی

    هنوزم دیر نیست!

    تا دیرتر نشده سکان زندگیتو به دست بگیر و تغییر رویه بده ...

  11. 4 کاربر از پست مفید دلپذیراد تشکرکرده اند .

    reihane_b (چهارشنبه 22 خرداد 92), tamanaye man (چهارشنبه 22 خرداد 92), بالهای صداقت (چهارشنبه 22 خرداد 92), شیدا. (چهارشنبه 22 خرداد 92)

  12. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 10 خرداد 93 [ 07:40]
    تاریخ عضویت
    1391-10-28
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    1,574
    سطح
    22
    Points: 1,574, Level: 22
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    3

    تشکرشده 69 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون دوستان عزیز سعی میکنم هرچند نمیدونم از کجا شروع کنم الان چند ماه آخر دوران عقدمه خیلی تو فشارم فکر میکنم اگه برم خونه خودم و مستقل بشم و خیالمون راحت بشه رو خودم و رفتارام کار کنم تا درست شه ولی در حال حاضر اصلا نمیتونم هنگ کردم

    - - - Updated - - -

    شوهرم چندبار زنگ زد جواب ندادم این چند روزه فقط بحث و دعوا و گریه داشتیم بهش پیام دادم که چند روز همو نبینیم بهتره

  13. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 شهریور 93 [ 23:29]
    تاریخ عضویت
    1392-1-11
    نوشته ها
    174
    امتیاز
    2,019
    سطح
    27
    Points: 2,019, Level: 27
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    67

    تشکرشده 166 در 77 پست

    Rep Power
    31
    Array
    :(
    عزیزم ...

    یکم اخلاقت شبیه ِ منه ...

    اما خب یکمی افراطی تر از منی ...

    کش نده قربونت برم! اون مَرده ! ممکنه دیگه تماس نگیره و مجبور بشی تو بری سمتش ...

    هرچند اگر بخوای زندگی ِ خوبی داشته باشی و در کنار همسرت به آرامش برسی تو برو سمتش ...

    همه ی این بحث ها تو ذهن مرد می مونه و بعد خیلی بد خواهد شد و تاثیر خیلی بدی تو زندگیتون خواهد داشت ... تجربه اش رو دارم که می گم ...

    پس

    مثل قبل نباش، لااقل 2-3 هفته ای خوب باش، بحث نکن باهاش، خودتو به رخش نکش، ببین! همسرت همونیه که بهش بله گفتی ! پس پذیرفتیش و دوستش داشتی و داری!!

    ازت خواهش می کنم زندگی تو خراب نکن و با محبت بیشتری به سمتش برو ...

    چرا گریه ؟ چرا ناراحتی ؟ مگه چه اتفاق مهمی افتاده ؟

    باور کن این قدر ملت مشکل دارند که مشکلات من و وشما توش گمه !

    از اعتیاد و بداخلاقی بگیر تااااا کار نکردن و تنبلی کردن مرد ...

    پس برو و خدا رو شکر کن و وقتی حالت بهتر شد، بهش زنگ بزن و دعوتش کن خونتون یا باهم برید بیرون، هیچی هم از بحث و جدل نگو

    بهش بگو که دلم برات تنگ شده بود و ...

    نذار دوباره بحثی صورت بگیره و شروع نکن ...

    امیدوارم به حرفام گوش بدی و سرسری نگیری ...

    موفق باشی
    ویرایش توسط دلپذیراد : چهارشنبه 22 خرداد 92 در ساعت 14:59

  14. 2 کاربر از پست مفید دلپذیراد تشکرکرده اند .

    mehdihn (پنجشنبه 23 خرداد 92), tamanaye man (چهارشنبه 22 خرداد 92)

  15. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شکوفه کویری نمایش پست ها
    ممنون از همه دوستان که وقت میذارین
    /شماغ که اول دیدی رفتار اون خانوم طوری هست که موجب نارضایتی شماست می تونستی در کنار شوهرتون بمونی و دستشو محکم فشار می دادی تا حواسش جمع باشه ولی فکر کنم شوهرتون با اون خانوم رفتار دیگه ای جز احترام گذاشتن کار دیگه ای نکردن/


    در جوابتون باید بگم من برعکس فکر میکنم یعنی به نظر من شوهرم باید این کارو میکرد باید منو به اونا معرفی میکرد من که اونا رو نمیشناختم ببخشید ولی من ازین کارا خوشم نمیاد که دست شوهرمو پیش بقیه بگیرم و جلب توجه کنم حس میکنم جلف بازیه
    این شوهرم بود که باید منو کنار خودش نگه میداشت نه اینکه من برم اونطرف و اونم اصلا نیاد طرفم و شروع کنه با اونا به صحبت کردن و خوش و بش من فکر میکنم شوهرم هنوز این چیزا رو یاد نگرفته نمیدونم شاید چون اصلیت روستایی داره و زیادی ساده س به نظر من مردهای هفت خط اینجور مواقع خیلی بهتر برخورد میکنن چون زنهای پررو و بی حیا رو خوب میشناسم قبول دارین؟؟
    در جواب دلپذیراد عزیز باید بگم قبول دارم من فکر میکنم الانشم شوهرمو زندگیمو از دست دادم چون با اون چیزی که روز اول بوده زمین تا آسمون فرق کرده
    احساسم دقیقا مثل ناخدایی هستش که کشتیش داره به گل میشینه و به جز تماشا کردن کاری نمیتونه بکنه

    دوست عزیزم شوهرت برای چی باید این کارو میکرد؟؟؟؟
    بد کاری کرد احترام گذاشت به دیگران
    شما به شوهرتون داری توهین میکنی اصلیت روستایی و ساده بذار یه چیزی رو رک بگم اگر شما شوهرتونو چه خوب چه بد قبول داشتی به ایشون توهین نمی کردی

    شوهرتون فکر نکنم هیچ اشکالی داشته باشه و ما هم نمی تونیم به شما بگیم که جدا بشی یا نه چون شما حرف هیچ کس رو حساب نمی اری و فقط با حر خودتون جلو میروید
    این زندگی کردن نیست زندگی 1عمره ببین خودت بشین سبک سنگین کن ببین این اقارو می خوای یا نه وگرنه زندگی یه کس دیگه ای و خراب می کنی
    انشالله مشکلت حل شه ولی ارزوی هر زنی هستش همچین شوهری داشته باشه امیدوارم مشکلات دیگر دوستان هم بخونی و پی ببری به اشکالاتت و اینقدر خودتو سر تر از شوهرت ندون

    در ضمن منظور بنده از فشار دادن دست شوهرت این نبود که به قول خودت جلف بازی کنی منظورم یکم فشار می دادی تا بدونه یکم سنگین تر برخورد کنه

  16. کاربر روبرو از پست مفید بی وفا تشکرکرده است .

    mehdihn (پنجشنبه 23 خرداد 92)

  17. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 30 شهریور 98 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1390-10-26
    نوشته ها
    711
    امتیاز
    11,022
    سطح
    69
    Points: 11,022, Level: 69
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 228
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,196

    تشکرشده 1,600 در 571 پست

    Rep Power
    106
    Array
    طلاق بگیر و برو با کسی دیگه ازدواج کن ! حداقل اون بنده خدا رو بزار با کسی باشه که ارزش قائل باشه واسه خوبی هاش ! نه کسی که چشمش فقط یه مدرکی رو می بینه که هرکس یه دونشو یادگاری گرفته
    ولی دیگه تو این جا نیایی بگی ، شوهرم خیانت کار هست ، شوهرم چشم ها می گرده دنبال زن مردم و ... هزاران مشکلی که تو همین سایت بگردی پر هست ! البته شوهرهاشون آدم های تحصیل کرده و پولدار !
    خودتون دارید با دست های خودتون زندگیتون رو خراب می کنید
    شما حداقل ارزشی برای حرف بقیه قائل نبودید و آخر سر روشی که چند ماهه انجام می دیدی رو ادامه می دید

  18. 5 کاربر از پست مفید داود.ت تشکرکرده اند .

    mehdihn (پنجشنبه 23 خرداد 92), reihane_b (پنجشنبه 23 خرداد 92), shapoor (چهارشنبه 22 خرداد 92), tamanaye man (چهارشنبه 22 خرداد 92), بالهای صداقت (چهارشنبه 22 خرداد 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من برگشتم و یه کار خلاف قوانین تالار کردم.چیکار کنم؟؟
    توسط Somebody20 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 16 خرداد 93, 18:23
  2. نمی دونم دوسش دارم یانه!؟؟ و البته اونم منو دوست داره!؟؟
    توسط ramin_ad در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 بهمن 92, 00:16
  3. رفتارهاي كلي من در برابر خانواده ي شوهرم چه جوري باشه؟؟
    توسط مريم.م در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 مهر 90, 00:51
  4. آیا به یه خاین حق میدین؟؟
    توسط sogand در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 شهریور 90, 23:01
  5. چکار کنم شوهرم یار و همراهم بشه؟؟
    توسط مهسان-م در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 21:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.