به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 69
  1. #31
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ 27 نمایش پست ها
    اگر من به همکلاسی بگم برو ایمیلتو چک کن بعد یه سری حرف های نامربوط بزنم

    شوهرش ببینه روند زندگیش بهم بخوره،تقصیر همکلاسیمه که ایمیلشو باز کرده

    یا تقصیر من که حرف نامربوط زدم؟

    نازنین چه می دونست اون ایمیل حاوی حرف های نامربوطه بهش گفته بود می خوام

    عکس نامزدمو بذارم.یا سوار شدنش،مجبور بود نمی تونست با وجود مزاحمت هایی

    که اونجا می شد سوار نشه.از بین بد و بدتر بد انتخاب می شه.اگر اون آدم قصدی

    نداشته با شکایت کردن اتفاقی براش تمی افته ولی به خاطر بر هم زدن زندگی دو

    نفر حتی سهون باید تنبیه بشه.


    فرهنگ27 عزیزدر فرضت دقت کن که همکلاسی که توسطر اول ازش نوشتی دارای گذشته احساسی باهات نبوده و این فرض در مورد نازنین و استادش(یا حد اقل استادش!) صدق نمیکنه!

    تازه مشروط بر اینکه استاد همون نامزد قبلی نباشه(!؟) که اگه باشه دیگه فاتحه نازنینو باید خوند! دوست خوبی بود!!@@ (البته اینو بشوخی گفتم یکمی روحیش بهتر بشه) ولی همونطور که فرشته مهربان اشاره کردند این خیلی سوال مهمیه!!؟؟
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  2. 4 کاربر از پست مفید کامران تشکرکرده اند .

    taraneh89 (یکشنبه 19 خرداد 92), بالهای صداقت (یکشنبه 19 خرداد 92), داود.ت (یکشنبه 19 خرداد 92), شیدا. (یکشنبه 19 خرداد 92)

  3. #32
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام نازنین آریایی،

    کمکی از دستم بر نمیاد و تنها قصدم همدردی هست. با خواندن پست اول تاپیک ناراحت شدم و دعا می کنم که خدا کمکت کند.

    به خدا توکل کن و بعد راه حلی برای مشکلت پیدا کن.

  4. 9 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    meinoush (یکشنبه 19 خرداد 92), tamanaye man (یکشنبه 19 خرداد 92), کامران (یکشنبه 19 خرداد 92), ویدا@ (یکشنبه 19 خرداد 92), نیلا (یکشنبه 19 خرداد 92), نازنین آریایی (پنجشنبه 23 خرداد 92), بالهای صداقت (یکشنبه 19 خرداد 92), شیدا. (یکشنبه 19 خرداد 92), شوکا (دوشنبه 20 خرداد 92)

  5. #33
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نازنین جون خیلی برات ناراحت شدم عزیزم ، نگران نباش ، الکی الکی نیست که با این اتفاق زندگیت به هم بخوره ...
    موضوع اصلی الان اینه که همسرت از موضوعی ناراحته و شاید هزار تا فکر پیش خودش میکنه .اما تمام اتفاقاتی که افتاده و متن ایمیل میتونه ثابت کنه که شما کاملا بی گناه هستید ( به جز اشتباهاتی که فرشته مهربان متذکر شدند )

    اولا اینکه کاملا میتونی ثابت کنی که تا چه ساعتی توی نمایشگاه نقاشی بودی ، و اگر خدایی نکرده برنامه خاصی با استادت داشتی پس انقدر اصرار به آمدن همسرت نمیکردی . ( مطمئن باش همسرت به این ها هم فکر میکنه )
    ثانیا توی ایمیل نوشته شده که "
    دیشب تو ماشین خوابیدم تا صبح نرفتم خونه .بوی عطرت تو ماشین پیچیده بود دیوانم کردی.دیوانه شدم دیدمت .می فهمی؟دیوانههههه " خوب این هم یعنی اینکه استاد شما رو یک دفعه دیده و قبلا نمیدیده و برای همین با دیدن دیوونه شده ... پس ناراحت نشو این هم کاملا اثبات کردنی هست که کاملا اتفاقی استادت رو دیدی .
    ثالثا بعدا که همسرت راضی به گفتگو شد به همسرت بگو من انقدر به خودم مطمئن بودم که ایمیل رو پاک نکردم ( با اینکه میدونستم تو شاید ایمیل رو ببینی )، فقط دلم می خواست یک جور جریان اینکه یک تکه راه رو سوار ماشینش شدم برات بگم ، اما نمیدونستم چطوری بگم .خودم هم پشیمون بودم از کاری که ناخواسته انجام دادم . فقط به خاطر ترس از تاریکی و وجود اون مزاحم ها بود .که همین کار رو هم اگر دیگه بمیرم هم انجام نمیدم .



  6. 5 کاربر از پست مفید tamanaye man تشکرکرده اند .

    Hadi99g (دوشنبه 03 اسفند 94), meinoush (یکشنبه 19 خرداد 92), فرهنگ 27 (یکشنبه 19 خرداد 92), ویدا@ (یکشنبه 19 خرداد 92), شوکا (دوشنبه 20 خرداد 92)

  7. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 07 تیر 92 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1391-2-03
    نوشته ها
    141
    امتیاز
    1,341
    سطح
    20
    Points: 1,341, Level: 20
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 59
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    299

    تشکرشده 333 در 115 پست

    Rep Power
    29
    Array
    به نظر من این ماجرا دنبال مقصر گشتن نداره...کاریه که شده و باید حل بشه که حتما هم میشه ...اون آقا را هم ولش کنین چون به نظر من همه 3 نفر درگیر در این ماجرا تا یه درصدی مقصر بودن
    به نظر من بهترین اقدام فعلا اینه که نازنین با توجه به توصیه های فرشته مهربان در مورد موضع احساسی و رفتاریش یه ایمیل کامل و جامع در مورد همه اتفاقاتی که افتاده و سو تفاهم ها و همه چیزی که لازمه شوهرش بدونه و همه احساس واقعیش و...بنویسه و براش بفرسته و فقط یه اس ام اس بده که ایمیلتو چک کن (که قطعا این کارو میکنه چون من مطمئنم که اونم کنجکاوه و توی این ماجرا سر قضیه ایمیل هم حساس شده)و بعد از اون دیگه خاموش...دیگه کل کل و بحث و اثبات و همه چیز تعطیل...آخر ایمیل بنویس «دیگه همه چیز با توئه و من کاملا به تصمیمت احترام میگذارم و اگه با این توضیحاتی که دادم بازم فکر میکنی اشتباهی کردم حاضرم هر تنبیهی که واسم در نظر گرفتی را قبول کنم فقط به خاطر اینکه دوستت دارم و دوست ندارم چه با من و چه بدون من، فکرم باعث عذابت بشه»
    مطمئنم جواب میده و فرداش نه پس فردا خودش تماس میگیره که یه مکالمه ای با نازنین داشته باشه
    ان شالا که همه چیز حل میشه دوست من
    یه ایمیل باعث این ماجرا شده بگذارین یه ایمیلم حلش کنه

  8. 4 کاربر از پست مفید اندیشه 22 تشکرکرده اند .

    Hadi99g (دوشنبه 03 اسفند 94), فرهنگ 27 (یکشنبه 19 خرداد 92), کامران (یکشنبه 19 خرداد 92), شوکا (دوشنبه 20 خرداد 92)

  9. #35
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    دوستان شما ها فقط فقط دارین به این خانوم میگید چی کار کنه چی کار کنه یکم انصاف داشته باشید اقایونی که میگید ایشون اشتباه کرده اشتباه نکرده 1%خودتونو جای شوهرشون بزارید بیچاره شبش نزدیک بود تو خواب تشنژ کنه و خدای نکرده سکته بعد می گید ایشون اشتباه کرده ایشون اشتباه نکرده قبول کنید ایشون اشتباه کردن چرا؟؟؟؟؟
    وقتی که دیدن استادشون اونجا ایستادن چرا سلام کردن اگر کردن این رو میزاریم رو جنبه احترام ولی فکر کنم ایشون قبلا یا نامزدشون بودن یا اینکه ایشون باشون یه اندک رابطه ای داشتن که اونجور استادشون براشون ایمیل زدن پس این اولین کار غلط ایشون

    چرا ایشون تاکسی تلفنی زنگ نزد وقتی که می دونست به شب بر می خوره و اقاشونم نمی اد دنبالشون اگر شوهرشون اجازه نمی داد که ایشون به مراسم نقاشی دوستشون برن می شد شوهر بد یا هر صفتی که خودشون می دادن مثل خودخواه و غیرتی و اینا بهشون

    چرا این خانوم ایمیلو باز کرد وقتی که می دونست اون اقا به قول معروف چشم چرونه چرا ایمیلشو اصلا به اون اقا داد


    چرا اصلا ایمیلشو عوض نکرد حالا حق داره شوهرتون فیسبوکتو دی اکتیو کنه؟؟؟؟؟؟
    این ها سوالات همه ابهام امیزه

    حالا از طرف شوهرشون بیایم مرد و مردونگی قضاوت کنیم خداییش الان 1لحظه فکر کنید اون داره چی میکشه می فهمین اون بیچاره به زنش اعتماد کرده و از دیدگاه خود شوهرش هر لحظه داره فکر میکنه چرا با این همه خوبی با این همه دوست داشتن به من خیانت کرده چرا و چرا این سوال مطمئنم داره ذهن شوهرشو میخوره


    تنها راه کار برای ادامه زندگیتون در حالی که تنها مسئله همین باشه و چیز دیگه ای به قول دوستان نباشه اینه که اگه کار ایشون طوری هست که به ایمیل دسترسی دارن بهشون تمام موضوع و ایمیل کنید و بگید در اخر که حاضرم تا اخر عمر ندیدنتو تحمل کنم ولی به حرفام 1% اعتماد کنی

    و بعد از این حرفا کار از اس ام اس گذشته اخلاق شوهرشون از جانب غیرتی بودن به بنده رفته و من می دونم که جواب نمی دن و حتی نمی خونن نمی خوام دلسردت کنم چون شوهرتون با بنده شاید کمی فرق کنن عرض می کنم
    بمون چند روزی حدود 1هفته بگذره بعد تونستی بهشون زنگی بزن و قسمش بده قطع نکنه و بشین حتی شده با گریه و زاری تموم قضییه و تعریف بکن

    ولی قبول کن کارت واقعا اشتباه بود اینجا کسی سرزنشت نمی کنه ولی طبق تاپیک های دیگه ات فهمیدم شوهرتون مرد با غیرتیه و حق بده که الان نخواد ببخش صفتتونم نگاه نکنه و تو این مدت بشین خودتو اروم کن سرزنش کن و به شوهرت حق بده که با این همه خوبی به گردنت 1% حالش ازت بهم بخوره


    خواهر عزیزم بنده در حدی نیستم که بیام راهنماییت کنم ولی انشالله این موضوع به حول قوه الهی به خوبی و خوشی تموم شه و سعی کن تو این مدت زیاد بهش اس ام اس ندی چون با 1 اس ام اس ایشون فکر می کنه حقیقت داشته و خودتونو دارید توجیه می کنید انشالله درست میشه

  10. 2 کاربر از پست مفید بی وفا تشکرکرده اند .

    Hadi99g (دوشنبه 03 اسفند 94), کامران (یکشنبه 19 خرداد 92)

  11. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 آذر 92 [ 23:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-08
    نوشته ها
    127
    امتیاز
    791
    سطح
    14
    Points: 791, Level: 14
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 202 در 83 پست

    Rep Power
    26
    Array
    عزیزم آروم باش با اعتماد به نفس برخورد کن محکم و قوی حرفت رو بزن و توضیح بده به شوهرت اگه میبینی که به حرفهات گوش نمیده براش نامه بنویس یا ایمیل بزن کامل و واضح براش توضیح بده بگو چه اتفاقاتی افتاده و بابت اشتباهی که کردی و سوار ماشین استادت شدی و بهش نگفتی ازش عذر خواهی کن .. اگه باز هم توجهی نکرد بهش بگو میتونی با استادت روبروش کنی و اون برات توضیح بده که چه اتفاقی افتاده ..

  12. 2 کاربر از پست مفید hamrahi تشکرکرده اند .

    کامران (یکشنبه 19 خرداد 92), نازنین آریایی (پنجشنبه 23 خرداد 92)

  13. #37
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 تیر 05 [ 12:34]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,500
    سطح
    100
    Points: 325,500, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    از دوستان عزیزی که وقت گرانبهای خود را می گذارند و نظر می دهند و راهنمایی می کنند تقاضا دارم در تاپیکهای به این حساسی که مراجع کاملا تحت فشار هست حتما و حتما نگاه به پست کارشناسان و مدیران تالار بکنند و با آنها هماهنگ باشند.


    دقت کنید ما مدیران و کارشناسان تالار پاسخمان حاوی چه مطالب و نکات مهمی خطاب به این مراجع بوده است:

    - ما سعی در آرام سازی مراجع،

    - صبور کردن مراجع،

    - به کار گرفتن احساسات قوی مثبت مراجع برای پاسخ به احساسات منفی همسرشان

    - راهکارهای میانه و دست پایین مثل sms به خاطر قطع راه ارتباطی

    - استفاده از ارتباط تقریبا یکطرفه sms و غیر حضوری برای دقت و تمرکز و کمتر اشتباه کردن این زن و شوهر

    - آموزش ضمنی به مراجع برای نحوه دیالگ کردن با همسرشان

    - آموزش کاربردی ، به کار گیری ادبیات و تنظیم مطالب که دقیقا حس مثبت و صحیح مراجع را انتقال دهد.

    - کمک به کاهش فشار در همسر ایشان از طریق ارتباطات باقیمانده.

    - امیدوار کردن مراجع که sms های یک طرفه و مناسب و تجمیع آنها به هر حال مورد مطالعه همسرشان قرار می گیرد و عشق خانمشان را متوجه می شود هم در کمیت sms ها و هم کیفیت sms ها

    - کمک به مراجع برای درک وضعیت همسرش با اشاره به مواردی مشابه در سابقه زندگیشان

    - کمک به مراجع برای درک میزان اشتباهی که توسط ایشان، استاد و همسرشان پیش آمده.

    - توانا کردن مراجع، و کمک به فاعلیت او در مدیریت مشکل پیش آمده.

    - و موارد دیگر...



    اینها را گفتم که اعضاء دلسوز و گرامی که وقت می گذارند، بدانند اینطور نیست که ما تا یک چیزی به ذهنمان بیاید به مراجع بگوییم. بلکه بررسی دقیق انجام میشه، و علم و تجربه خود در کمک به او بهره می گیریم. و تمایل داریم سایر عزیزان با هماهنگی و همراهی باما کمک به انسجام نظرات بکنند تا مراجع هم یک دله و قوی کارش را انجام دهد.

    پس اینکه موضوع راهنمایی را واگرا نکنیم. ذهن مراجع را به بخشهای مختلف منحرف نکرده و او را پریشان تر نکنیم. و در این بین نیاز به کارآگاه بازی ، متهم سازی، سناریو نویسی و کارهای متفرقه نیست.
    البته اگر این مسئله از حالت بحرانی خارج شد، جا برای بررسی های دقیق تر دیگر هست.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  14. 11 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    del (پنجشنبه 06 تیر 92), Hadi99g (دوشنبه 03 اسفند 94), reihane_b (دوشنبه 20 خرداد 92), tamanaye man (دوشنبه 20 خرداد 92), taraneh89 (یکشنبه 19 خرداد 92), فرشته مهربان (دوشنبه 20 خرداد 92), کامران (یکشنبه 19 خرداد 92), نازنین آریایی (پنجشنبه 23 خرداد 92), جوانه؟؟؟ (یکشنبه 19 خرداد 92), شیدا. (یکشنبه 19 خرداد 92), شوکا (دوشنبه 20 خرداد 92)

  15. #38
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array
    فرهنگفچیز دیگه ای نبود تو ایمیلش فقط همین بود باور کن چیز دیگه ای ندیدم یا شاید عکسی باشه بهش اتچ من ندیدم نمی دونم

    - - - Updated - - -

    ذیگه اصلا وارد ایمیلم نشدم حتی خودمم تنهام نمی خوام وارد شم این جا عین متنشو نوشتم هیچ چیز دیگه ای نبود فقط اینکه اون ایمیلم رو نمی دونست دارم یعنی ما کلا هرچی ایمیل داشتیم بهم گفتیم من ی میل یاهو داشتم ی دونه جی میل داشتم که بهش گفتم به جز اینا دو تا دیگه هم یاهو داشتم یکیش خیلی قدیمی بود که استفاده نمی شد بهش نگفتم یکیش هم همون بود که بهش نگفتم .یعنی الان من رو ی دروغ گو می بینه اون در همه جزیئات زندگی من کن کاش می کنه ی ادم طبیعی نمی تونه باشه به نظرم ادم طبیعی انقدر سنگ دل نمی تونه بشه انقدر بد دل نمی تونه باشه انقدر بی اعتماد انقدر شکاک

    - - - Updated - - -

    اون ممکنه بیماری پارانویید داشته باشه احتمالا مدیر همدردی این رو تشخیص می ده
    من نگفتم استادم چشم چرونه من یهو دیدمش وقتی انتظارش نبود یعنی وقتی شنیده بودم اصلا ایران نبود نرفتم یهو بگم به به سلام ی سلام الکی کردم ی سلام هول هولی
    تاکسی تلفنی دیگه به ذهنم نرسید تازه تا می اومدش که صبح می شد
    اصلا اون جا چه جوری میگفتم تاکسی بیاد یهو
    به خدا به امیر خیلی زنگ زدم در جواب نبود حتی به بابام زنگ زدم بگم بیاد زیر پل
    ولی دلم نیومد بابام سکته قلبی خیلی بد کرده دکترش گفته رانندگی نباید کنه بعد استرس الکی نخواستم وارد کنم بهش تازه از خونشون تا می رسید اون ور ی طرفه بود اصلا نمی شد بیاد
    وگرنه همون روز اگر نمی دونم چه طوری بشه ثابت کرد من از گوشیم ی عالمه به گوشی امیر زنگ زدم بگم اونجا موندم که بیاد ولی بر نداشت

    - - - Updated - - -

    دیگه نمی تونم ی گوشه بشینم صبر کنم شاهد بدبختی خودم شم می خوام برم خونه مامانش اینا دیگه با آژانس برم اونجا
    مدیر همدردی عزیز نتونستم پست آخرتون رو بخونم با بعضی از پست ها
    ولی اگر امشب نیومد چی ؟می دونم اونجاست خونه مامانش اینا هم بغل خونه خواهرش ایناست یعنی همسایه ان
    الان با آژانس برم الان بابام زنگ زد خواستم بگم ولی نگفتم سر کارشم می خواستم برم صبح گفتم ی وقت ابروم می ره اونجا شاید مسخره بازی در بیاره بخواد اذیت کنه
    یکی انقدر بد فکر میکنه که خودش کارای بد میکنهه

    - - - Updated - - -

    toojih عزیز به جون مادرم من هیچ حرف دیگه ای نزدم با استادم و هیچ اتفاقی جز این نبود .نمی دونم شاید فکر می کنید دارم چیزی رو پنهان می کنم ولی دلیلی نمی بینم پنهان کنم دوست ندارم هی قسم بخورم ولی به قران به قران به قران مجید همین بود فقط همین بود من هیچ حرف دیگه ای باهاش نزدم اصلا هیچ حسی هم بهم منتقل نشد حتی از دیدنش ی ذره اضطراب نگرفتم خیلی عادی بودم ی بار قبلا به من گفت دوست داره بعدا باهم در ارتباط باشیم یعنی حتی اگر به هم خورد یا فکر کنم بهم خورده بود بهم گفت اگر ازدواج کردی منم ازدواج کردم بازم باهم در ارتباط خانوادگی باشیم دوست خانوادگی باشیم از این جور حرفا خیلی راحت می گیره این مسائل رو
    امیرم از اول ازدواجمون هی به من سر همه چیز همه چیز گیر می داد همش سعی میکرد منو محدود کنه به دوستای دخترم هم حتی نمی ذاره برم بیرون رو ظاهر افراد قضاوت میکنه الکی میگه این دوست خوب نیست اون خوب نیست این قابل رفت و آمد کردن نیست

    - - - Updated - - -

    کامروای عزیز متوجه نشدم کدوم سوال مهمه؟متوجه نوشتت نشدم میشه بیشتر بگی.
    مرا دوست بدار
    اندکی،ولی طولانی

  16. 2 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    کامران (یکشنبه 19 خرداد 92), شمیم الزهرا (دوشنبه 20 خرداد 92)

  17. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 شهریور 93 [ 10:51]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    1,301
    سطح
    20
    Points: 1,301, Level: 20
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    118

    تشکرشده 160 در 70 پست

    Rep Power
    25
    Array
    نازنین چرا ی بار دیگه نمیری ایمیلتو چک کنی ؟ شاید مطلبی نوشته باشه یا عکسی پیوست کرده باشه ، که اگر بخوای به همسرتون نشون بدید قضیه بدتر شه

  18. 3 کاربر از پست مفید دلنشین تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (یکشنبه 19 خرداد 92), کامران (یکشنبه 19 خرداد 92), شیدا. (یکشنبه 19 خرداد 92)

  19. #40
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نازنین جان،

    همسر شما روی رفت و آمدتان با دوست های دخترت حساسه،
    حالا ای میلی مخفی از شما می بینه از نامزد قبلی شما که عطرت توی ماشین پیچیده بود و ...

    عزیزم قبول کن که بی احتیاطی کردی و بی توجهی به حساسیت های همسرت.
    حتی یک مرد خوش بین و غیرحساس هم از دیدن چنین ایمیلی عصبانی می شه.

    1- آیا امکانش هست که به پدر و مادرت بگی امیر رفته ماموریت و چند روزی بری اونجا، اما موضوع را مطرح نکنی؟
    2- زیاد با همسرت تماس نگیر. بذار کمی آروم بشه. براش یک ایمیل یا اس ام اس بزن و بگو من رفتم خونه مامانم و بهشون می گم تو ماموریتی.
    هر وقت آروم تر شدی و احساس کردی می تونی به حرفهام گوش کنی بهم بگو تا باهات تماس بگیرم.
    بی صبرانه منتظر تماست هستم.

    3- هر روز یک اس ام اس بدون اشاره به مساله بفرست. احوالپرسی یا صبح به خیر یا دلم تنگ شده یا ... اما زیاد نباشه. اذیتش نکن. بذار کمی فکر کنه.

    4- اون چیزی که در مورد تماسها گفتی، می تونی پرینت تلفنت را بگیری. تماسهای ناموفق را هم نشون می ده. مدت مکالمه را صفر می زنه. ( تاجایی که من می دونم ).

  20. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    Hadi99g (دوشنبه 03 اسفند 94), کامران (یکشنبه 19 خرداد 92), نازنین آریایی (پنجشنبه 23 خرداد 92), سارا تم (شنبه 22 شهریور 93)


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.