من نسبت به این دوست داشتن ذره ای تردید ندارم ...این دوست داشتن رو خیلی پاک و باارزش میدونم . من خودم رو نسبت به این دوست داشتن و ایشون متعهد میدونم .
نظر ایشون رو که مسلما جویا خواهم شد هم برام خیلی خیلی مهمه .
واسه همین هم گفتم من هنوز تردید دارم در مورد اینکه رابطه ای باشه یا خیر...
میترسم اگر در مورد اینها به ایشون حرفی بزنم در نظر و جوابی که خواهند داد تاثیری بزاره در حالیکه من میخوام دقیقا نظرشون رو از ته دل بگن .
این یک سوی قضیه اما در مورد خودم :
رفتار من در قبال این دوست داشتن چگونه باشه ..این نقطه آغاز تردید ماجراست .
اگر بخوام نتیجه نهایی که در تاپیکهای قبل هست رو در مورد خودم عنوان کنم این میشه : بهتره که با توجه به شرایطم اصلا حتی بهش فکر نکنم ...یجور فراموشی تا چند سال .
رابطه ای نباشه حتی از نوع محدود وبا حفظ حریمها ...
بقول جناب سنگ تراشان در تنور احساسات ندمم . مسلما اگر آشنایی باشه و شناخت بیشتر بشه ممکنه این علاقه بیشتر بشه ممکنه هم کمتر . اما به توصیه جناب سنگ تراشان بهتره در تنور احساسات ندمیم ...
به من حق بدید که تردید داشته باشم در مورد اینکه این وسط چه کنم . اما واقعا باور کنید نمیتونم نسبت به ایشون خیلی راحت و بی تفاوت باشم تا چند سال ...