به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 55
  1. #41
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    بچه ها چكار كنم؟ديروز بيرون بايك سرهنگ دعوا كرده.چون فكر كرده مزاحم دخترا شده واشتباهي گرفتش.بعد ولش كرده.
    ديشبم با دوست دخترش توخيابون بودن گرفتنشون.فرار كردن.اينا رورفته به بابام گفته.بابامم به خواهرم.
    چكار كنم بيخيال بشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟خسته شدم از كاراشون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    واي چه دل پر دردي دارم..................
    خدايا نجاتم بده از مشكلات ديگران......................
    ديگراني كه..............
    خسته ام................
    فقط نجاتم بده............
    ديشب با تمام وجود از خدا خواستم ببرم از اين دنيا........
    اصلا ناشكر نيستم.خودم همه چي دارم.(يعني از لطف بيكران خداي بزرگم كه بيشتر از لياقتم بهم داده سپپپپپپپپپپپپپپپپپپپااااا اااااااااااس فراوان دارم).نميدونم تاكي مجبورم با آدمايي زندگي كنم كه نميتونن معمولي باشن.بايد حتما زندگيشون براي خودشون واطرافيان پر از تنش باشه.
    من فقط يه محيط آروم ميخوام.
    شايدم جدا لايقش نيستم.ودارم بيخودي بال بال ميزنم.شايد خداميگه بيشتر از لياقتت دادم وباز هم اينطوري ناشكري ميكني؟؟؟؟؟؟
    دوست داشتم..........
    خدا............................................ .................................................. .................................................. ..............................................
    كمكم كن........مثل هميشه....................

  2. کاربر روبرو از پست مفید roze sepid تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (جمعه 17 خرداد 92)

  3. #42
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 مرداد 94 [ 18:26]
    تاریخ عضویت
    1392-1-19
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    2,578
    سطح
    30
    Points: 2,578, Level: 30
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    395

    تشکرشده 383 در 145 پست

    Rep Power
    32
    Array
    عزیزم منم یه برادر دارم که خیلی اذیتمون می کنه
    انقدر از دستش کشیدم و گریه کردم که بتونم بهت بگم خوب درکت می کنم
    اما آخه چرا انقدر خودتو اذیت میکنی؟
    وقعا هیچ کاری از دستت برمیاد که نکرده باشی؟
    دلتو بذار پیش حضرت نوح وقتی از خدا خواست که پسرشو عذاب نکنه اما خدا گفت من به چشم پسر تو به اون نگاه نمی کنم اون حجت برش تموم شده و تصمیمشو گرفته
    یا ابراهیم و لوط وقتی از خدا خواستن قوم لوط رو عذاب نکنه خدا گفت اونا فرصتهاشونو از دست دادن
    شما هر کاری که از دستت براومده واسه داداشت کردی نکردی؟
    به عدالت خدا شک نکن به حکمت و رحمتش هم مطمئن باش
    اون بیشتر از تو داداشتو دوس داره و مطمئن باش همه رحمت و غضبشو به کار می گیره تا اونو به راه درست بیاره اما خدا بهش اختیار و آزادی انتخاب هم داده اگه اصرار داشته باشه تصمیم غلط بگیره جلوشو نمی گیره
    من وقتی برای مشکلات برادرم رفتم پیش مشاور و گفتم نمی تونم تباه شدنشو ببینم بهم گفت شاید اون لازم داشته باشه که سرش محکمتر از همیشه به سنگ بخوره تا به خودش بیاد از اون به بعد فقط صبح و شب واسش دعا میکنم از خدا میخوام نجاتش بده
    حتی میگن بعد هر نماز واجب هر کس یه دعای مستجاب داره همیشه بعد نمازام واسش دعا میکنم
    تا میتونم هم بدون اینکه بهش باج بدم بهش محبت زیاد میکنم تا خونه و خونواده رو دوس داشته باشه
    به پدر و مادرم هم سفارش می کنم سرزنشش نکنن
    ولی واقعا همچنان تصمیمات احمقانه و غلطی می گیره که حتی حاضر نیست مسئولیتشونو بپذیره تصمیمات غلطش هم واقعا رو زندگی ما هم تاثیر میذاره اما فقط امیدم به عدالت و رحمت پروردگاره همه ش میگم یا گناهی تو زندگیم بوده که لیاقت این سختی کشیدن رو دارم و کفاره گناهانمه(چون خدا عادله) یا اینکه امتحان الهیه و اگه صبوری کنم اون مهربون برام جبران میکنه(چون خدا رحمانه)
    خدا تو رو می بینه شک نکن

    - - - Updated - - -

    عزیزم منم یه برادر دارم که خیلی اذیتمون می کنه
    انقدر از دستش کشیدم و گریه کردم که بتونم بهت بگم خوب درکت می کنم
    اما آخه چرا انقدر خودتو اذیت میکنی؟
    وقعا هیچ کاری از دستت برمیاد که نکرده باشی؟
    دلتو بذار پیش حضرت نوح وقتی از خدا خواست که پسرشو عذاب نکنه اما خدا گفت من به چشم پسر تو به اون نگاه نمی کنم اون حجت برش تموم شده و تصمیمشو گرفته
    یا ابراهیم و لوط وقتی از خدا خواستن قوم لوط رو عذاب نکنه خدا گفت اونا فرصتهاشونو از دست دادن
    شما هر کاری که از دستت براومده واسه داداشت کردی نکردی؟
    به عدالت خدا شک نکن به حکمت و رحمتش هم مطمئن باش
    اون بیشتر از تو داداشتو دوس داره و مطمئن باش همه رحمت و غضبشو به کار می گیره تا اونو به راه درست بیاره اما خدا بهش اختیار و آزادی انتخاب هم داده اگه اصرار داشته باشه تصمیم غلط بگیره جلوشو نمی گیره
    من وقتی برای مشکلات برادرم رفتم پیش مشاور و گفتم نمی تونم تباه شدنشو ببینم بهم گفت شاید اون لازم داشته باشه که سرش محکمتر از همیشه به سنگ بخوره تا به خودش بیاد از اون به بعد فقط صبح و شب واسش دعا میکنم از خدا میخوام نجاتش بده
    حتی میگن بعد هر نماز واجب هر کس یه دعای مستجاب داره همیشه بعد نمازام واسش دعا میکنم
    تا میتونم هم بدون اینکه بهش باج بدم بهش محبت زیاد میکنم تا خونه و خونواده رو دوس داشته باشه
    به پدر و مادرم هم سفارش می کنم سرزنشش نکنن
    ولی واقعا همچنان تصمیمات احمقانه و غلطی می گیره که حتی حاضر نیست مسئولیتشونو بپذیره تصمیمات غلطش هم واقعا رو زندگی ما هم تاثیر میذاره اما فقط امیدم به عدالت و رحمت پروردگاره همه ش میگم یا گناهی تو زندگیم بوده که لیاقت این سختی کشیدن رو دارم و کفاره گناهانمه(چون خدا عادله) یا اینکه امتحان الهیه و اگه صبوری کنم اون مهربون برام جبران میکنه(چون خدا رحمانه)
    خدا تو رو می بینه شک نکن

  4. 2 کاربر از پست مفید saraamini تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (جمعه 17 خرداد 92), roze sepid (جمعه 17 خرداد 92)

  5. #43
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    فقط خدا با من حرف بزنيد.

    - - - Updated - - -

    وقتي ميبينم كسي مشابه مساله منو داره كمي آرومتر ميشم چون يكي دركم ميكنه.
    سارا اميني عزيز خيلي ازت ممنونم كه تو دوتاتاپيكم برام پيغام گذاشتي.خيلي دوستت دارم چون بهم فهموندي شايد اين عذابا به خاطر گناهانمه...
    خدايا ببخش منو...

    - - - Updated - - -

    فقط خدا محترم متشكرم كه اينجايي.اگر دوست نداري مجبور نيستي باهام حرف بزني.

  6. کاربر روبرو از پست مفید roze sepid تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (جمعه 17 خرداد 92)

  7. #44
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 مرداد 96 [ 23:40]
    تاریخ عضویت
    1392-3-09
    محل سکونت
    گیلان
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    4,808
    سطح
    44
    Points: 4,808, Level: 44
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 142
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,335

    تشکرشده 839 در 268 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    43
    Array
    سلام

    دیدید بالاخره دوستان هم رسیدن.راهنمای های خوبی هم کردن.حالا دلتون نمیسوزه که چرا نصف پست ها تون رو من پر کردم!!!


    مطمین باشید اگه حرف به درد بخوری واسه گفتن داشته باشم با کمال میل و افتخار عرض می کنم.مثل یه برادر


    به نظرم شما بیش از توانتون دارید انرژی میذارید.

    ادما دو گروها.یک گروه تو سختی ها به کفر گویی می افتن.به کارایی مثل خودکشی فکر می کنن.به دیگران صدمه میزنن.

    اما سری دوم همه سختی ها رو امتحان میدونن.یقین دارن که یه روزی تموم میشه این امتحانات.میدونن کسی که برگ امتحان رو تصحیح می کنه نمیذاره صدمی از حقش ضایع بشه.


    حالا شما دوست داری جزو کدوم دسته باشی؟


    فکر نمی کنین خیلی از چیزایی که الان بهشون می بالید(خوشبختانه)نتیجه همین سختی هاییست که کشیدید؟


    فقط خدا

    - - - Updated - - -

    سلام

    دیدید بالاخره دوستان هم رسیدن.راهنمای های خوبی هم کردن.حالا دلتون نمیسوزه که چرا نصف پست ها تون رو من پر کردم!!!


    مطمین باشید اگه حرف به درد بخوری واسه گفتن داشته باشم با کمال میل و افتخار عرض می کنم.مثل یه برادر


    به نظرم شما بیش از توانتون دارید انرژی میذارید.

    ادما دو گروها.یک گروه تو سختی ها به کفر گویی می افتن.به کارایی مثل خودکشی فکر می کنن.به دیگران صدمه میزنن.

    اما سری دوم همه سختی ها رو امتحان میدونن.یقین دارن که یه روزی تموم میشه این امتحانات.میدونن کسی که برگ امتحان رو تصحیح می کنه نمیذاره صدمی از حقش ضایع بشه.


    حالا شما دوست داری جزو کدوم دسته باشی؟


    فکر نمی کنین خیلی از چیزایی که الان بهشون می بالید(خوشبختانه)نتیجه همین سختی هاییست که کشیدید؟


    فقط خدا

  8. کاربر روبرو از پست مفید faghat-KHODA تشکرکرده است .

    roze sepid (جمعه 17 خرداد 92)

  9. #45
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 مرداد 94 [ 18:26]
    تاریخ عضویت
    1392-1-19
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    2,578
    سطح
    30
    Points: 2,578, Level: 30
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    395

    تشکرشده 383 در 145 پست

    Rep Power
    32
    Array
    نه عزیزم من نخواستم همچین جسارتی درباره شما بکنم فقط چون کاملا شرایطتو درک میکنم خواستم احساس خودمو برات بگم که بدونی من از تو بیشتر رنج می کشم تو لااقل خودتو مقصر نمی دونی احساس گناه آدمو فرسوده می کنه
    من تو یه برهه ای از زندگیم خیلی گند زدم
    یعنی همون جایی که برا ازدواج برادرم سکوت کردم درگیر یه سری اشتباهات بودم که نمیتونم خودمو ببخشم
    برا همین همیشه میگم میدونم خدا منو بخشیده ها اما وضعیتی که توش گیر کردم اثر وضعی اون اشتباهات و کوتاهی هاست که دیگه نمیتونم به این راحتی تغییرشون بدم
    به خودم میگم خدا عادله و رحیم
    هم حقمه این سختیارو بکشم هم به رحمتش ایمان دارم و میدونم دوستم داره و آخرش یه دری رو به روم باز می کنه
    هم ازش خوف دارم هم بهش رجا
    خواستم این حسو برات زنده کنم همین

  10. 2 کاربر از پست مفید saraamini تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (جمعه 17 خرداد 92), roze sepid (شنبه 18 خرداد 92)

  11. #46
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام
    اصلا دلم نميسوزه چون وجودشما با اسمي كه از اول گفتم باعث آرامشمه.
    اگه پستام زياد بشه به تاپيكم يك2اضافه ميكنم و ادامش ميدم.
    من الان جزو دسته اول شدم فكر كنم
    دوست ندارم اينطور باشم.
    شما برادريتونو به من وبه بقيه كه واسشون پست ميزاريد ثابت كرديد.
    ممنون كه ياد آوري كرديد كه مثل قبل جزو دسته دوم بشم.
    بله از تمام نوشته هام مشخصه من باسختي زيادي به اينجا رسيدم وفقط وفقط وفقط...لطف بيكران خداي بزرگمه.وگرنه من قابل محبتاش نبودمو نيستم.
    اميدوارم خدابهم صبر زيادي بده تا بتونم انسانيتمو بهش ثابت كنم.
    خداجونم شكر...................

  12. کاربر روبرو از پست مفید roze sepid تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (جمعه 17 خرداد 92)

  13. #47
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط saraamini نمایش پست ها
    نه عزیزم من نخواستم همچین جسارتی درباره شما بکنم فقط چون کاملا شرایطتو درک میکنم خواستم احساس خودمو برات بگم که بدونی من از تو بیشتر رنج می کشم تو لااقل خودتو مقصر نمی دونی احساس گناه آدمو فرسوده می کنه
    من تو یه برهه ای از زندگیم خیلی گند زدم
    یعنی همون جایی که برا ازدواج برادرم سکوت کردم درگیر یه سری اشتباهات بودم که نمیتونم خودمو ببخشم
    برا همین همیشه میگم میدونم خدا منو بخشیده ها اما وضعیتی که توش گیر کردم اثر وضعی اون اشتباهات و کوتاهی هاست که دیگه نمیتونم به این راحتی تغییرشون بدم
    به خودم میگم خدا عادله و رحیم
    هم حقمه این سختیارو بکشم هم به رحمتش ایمان دارم و میدونم دوستم داره و آخرش یه دری رو به روم باز می کنه
    هم ازش خوف دارم هم بهش رجا
    خواستم این حسو برات زنده کنم همین
    سلام ساراي گلو دوست داشتني.اتفاقا خيلي خيلي حرفات قشنگ بود.من اصلا ناراحت نشدم.خيلي هم خوشحالم.
    دوست ميگه گفتم.دشمن ميگه خواهم گفت.
    بازم برام بگو.من ازت متشكرم.دوست دارم بغلت كنم ببوسمت.مثل خواهرم.
    تلنگر براي آدما لازمه.

  14. 2 کاربر از پست مفید roze sepid تشکرکرده اند .

    saraamini (شنبه 18 خرداد 92), ویدا@ (یکشنبه 19 خرداد 92)

  15. #48
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    من ديشب در كمال ناباوري يك چيز بد از جيب برادرم پيداكردم كه مربوط به ارتباط با جنس مخالفه.
    حالم خيلي بد شد.نميدونم ارتباط...داره ؟ دوست دارم بهش فكر نكنم اما فكر اين كه...فكرمو مشغول كرده.
    دوست دارم زودتر شرايط ازدواجش جور بشه تا كثيف وپليد نشه.

  16. #49
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 مرداد 96 [ 23:40]
    تاریخ عضویت
    1392-3-09
    محل سکونت
    گیلان
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    4,808
    سطح
    44
    Points: 4,808, Level: 44
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 142
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,335

    تشکرشده 839 در 268 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    43
    Array
    سلام


    این بد شدن حالتون حقتونه!!! حتما میخواید بدونید چرا.برای اینکه شما چرا جیب داداشت رو می گردی اخه؟

    حتما فردا هم همین کار رو با شوهرتون میخواید بکنید!!!!(ناراحت نشیدا.شوخی کردم.میدونم نگران داداشتون هستید)


    متاسفانه ایشون دوست های خوبی ندارن ظاهرا.پس این مسائل خیلی دور از ذهن نیست.


    داشتن اون چیز دلیلی بر این نیست که ایشون حتما ازش استفاده هم می کنه.من در دوران دبیرستان همکلاسی داشتم که از این وسایل فیلم های ویدئو(اونموقع سی دی نبود)رو تو کلاس به بچه ها میفروخت.هر کس به دلیلی میخرید.همه که اهلش نبودن.


    از شرایط خونوادتون تا جایی که گفتید باخبرم.اما تو یک سری مسائل بهتره پای خواهر و مادر باز نشه(به خصوص خواهر).حالا که پدرتون در دسترس نیست باید یه جوری غیر مستقیم(در مورد این مساله که قطعا گفتنش براتون با برادرتون سخته) از برادر دیگرتون بخواید کمک کنه.شما در این زمینه خیلی دخالت نکنید.بذارید یک سری حرمتها همچنان حفظ بشه.


    در مورد ازدواجشون هم خودتون میدونید در حال حاضر شرایطش اصلا مهیا نیست.نمی گم نگرانیتون بی مورده.اما یه چیزایی رو باید داداشتون تجربه کنه.اقتضای این سن و ساله.(البته رابطه .... رو عرض نمی کنم).ممکنم هست یه جاهایی اشتباه کنه.اما شاید بهتر باشه یه جاهایی سر ادم به سنگ بخوره.


    انشالله نگرانیهاتون هر چی زودتر برطرف میشه.



    فقط خدا

    - - - Updated - - -

    سلام


    این بد شدن حالتون حقتونه!!! حتما میخواید بدونید چرا.برای اینکه شما چرا جیب داداشت رو می گردی اخه؟

    حتما فردا هم همین کار رو با شوهرتون میخواید بکنید!!!!(ناراحت نشیدا.شوخی کردم.میدونم نگران داداشتون هستید)


    متاسفانه ایشون دوست های خوبی ندارن ظاهرا.پس این مسائل خیلی دور از ذهن نیست.


    داشتن اون چیز دلیلی بر این نیست که ایشون حتما ازش استفاده هم می کنه.من در دوران دبیرستان همکلاسی داشتم که از این وسایل فیلم های ویدئو(اونموقع سی دی نبود)رو تو کلاس به بچه ها میفروخت.هر کس به دلیلی میخرید.همه که اهلش نبودن.


    از شرایط خونوادتون تا جایی که گفتید باخبرم.اما تو یک سری مسائل بهتره پای خواهر و مادر باز نشه(به خصوص خواهر).حالا که پدرتون در دسترس نیست باید یه جوری غیر مستقیم(در مورد این مساله که قطعا گفتنش براتون با برادرتون سخته) از برادر دیگرتون بخواید کمک کنه.شما در این زمینه خیلی دخالت نکنید.بذارید یک سری حرمتها همچنان حفظ بشه.


    در مورد ازدواجشون هم خودتون میدونید در حال حاضر شرایطش اصلا مهیا نیست.نمی گم نگرانیتون بی مورده.اما یه چیزایی رو باید داداشتون تجربه کنه.اقتضای این سن و ساله.(البته رابطه .... رو عرض نمی کنم).ممکنم هست یه جاهایی اشتباه کنه.اما شاید بهتر باشه یه جاهایی سر ادم به سنگ بخوره.


    انشالله نگرانیهاتون هر چی زودتر برطرف میشه.



    فقط خدا

  17. کاربر روبرو از پست مفید faghat-KHODA تشکرکرده است .

    shapoor (شنبه 08 تیر 92)

  18. #50
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    [QUOTE=faghat-KHODA;277497]سلام
    سلام


    این بد شدن حالتون حقتونه!!! حتما میخواید بدونید چرا.برای اینکه شما چرا جیب داداشت رو می گردی اخه؟
    ميدونم حقمه اما نه براي گشتن.چون من اصلا دست به جيباش نميزنم.هميشه هر وقت ميره بيرون يه سري لباسشو پرتاب ميكنه منم برداشتم بزارم رو جالباسي كه افتاد.

    حتما فردا هم همین کار رو با شوهرتون میخواید بکنید!!!!(ناراحت نشیدا.شوخی کردم.میدونم نگران داداشتون هستید)
    فكر نكنم.مگر اينكه مشاور بهم بگه.


    متاسفانه ایشون دوست های خوبی ندارن ظاهرا.پس این مسائل خیلی دور از ذهن نیست.
    متاسفانه.تاصبح كلي اشك ريختم ودعا كردم.از خدا خواستم بهم صبر بده.


    داشتن اون چیز دلیلی بر این نیست که ایشون حتما ازش استفاده هم می کنه.من در دوران دبیرستان همکلاسی داشتم که از این وسایل فیلم های ویدئو(اونموقع سی دی نبود)رو تو کلاس به بچه ها میفروخت.هر کس به دلیلی میخرید.همه که اهلش نبودن.
    خداكنه اهلش نباشه.


    از شرایط خونوادتون تا جایی که گفتید باخبرم.اما تو یک سری مسائل بهتره پای خواهر و مادر باز نشه(به خصوص خواهر).حالا که پدرتون در دسترس نیست باید یه جوری غیر مستقیم(در مورد این مساله که قطعا گفتنش براتون با برادرتون سخته) از برادر دیگرتون بخواید کمک کنه.شما در این زمینه خیلی دخالت نکنید.بذارید یک سری حرمتها همچنان حفظ بشه.
    من كه اصلا به روش نميارم.خوشبختانه تا الانم حرمتهامون حفظ شده.
    خودمم اين فكرو كردم كه به برادرم بگم.اما نميدونم چطور؟ما كلا در مورد اين مسائل با مامانمم به زور حرفي ميزنيم.اما به مامانو خواهرم نشون دادم چون شوكه شده بودم وداشتم منفجر ميشدم.اگه اسمشو نخونده بودم متوجه نميشدم چيه چون تا حالا نديده بودم.
    كارم خيلي زشته تو اين سايت اين حرفو زدم اما نميدونستم بايد ساكت باشم يا كاري براش بكنم.



    در مورد ازدواجشون هم خودتون میدونید در حال حاضر شرایطش اصلا مهیا نیست.نمی گم نگرانیتون بی مورده.اما یه چیزایی رو باید داداشتون تجربه کنه.اقتضای این سن و ساله.(البته رابطه .... رو عرض نمی کنم).ممکنم هست یه جاهایی اشتباه کنه.اما شاید بهتر باشه یه جاهایی سر ادم به سنگ بخوره.
    امروز تو حرفاش ميگفت من فقط منتظرم يه دعوايي با شماها بكنم وبرم ديگه پيدام نشه.اما شماها با من بحثتون نميشه كه از همتون بگذرم.منم با خنده گفتم اون روز هيچوقت نميرسه انشاالله...چون مادوستت داريم وتوهم مهربوني.


    انشالله نگرانیهاتون هر چی زودتر برطرف میشه.
    ممنون.



    فقط خدا

    - - - Updated - - -

    [QUOTE=faghat-KHODA;277497]سلام
    سلام


    این بد شدن حالتون حقتونه!!! حتما میخواید بدونید چرا.برای اینکه شما چرا جیب داداشت رو می گردی اخه؟
    ميدونم حقمه اما نه براي گشتن.چون من اصلا دست به جيباش نميزنم.هميشه هر وقت ميره بيرون يه سري لباسشو پرتاب ميكنه منم برداشتم بزارم رو جالباسي كه افتاد.

    حتما فردا هم همین کار رو با شوهرتون میخواید بکنید!!!!(ناراحت نشیدا.شوخی کردم.میدونم نگران داداشتون هستید)
    فكر نكنم.مگر اينكه مشاور بهم بگه.


    متاسفانه ایشون دوست های خوبی ندارن ظاهرا.پس این مسائل خیلی دور از ذهن نیست.
    متاسفانه.تاصبح كلي اشك ريختم ودعا كردم.از خدا خواستم بهم صبر بده.


    داشتن اون چیز دلیلی بر این نیست که ایشون حتما ازش استفاده هم می کنه.من در دوران دبیرستان همکلاسی داشتم که از این وسایل فیلم های ویدئو(اونموقع سی دی نبود)رو تو کلاس به بچه ها میفروخت.هر کس به دلیلی میخرید.همه که اهلش نبودن.
    خداكنه اهلش نباشه.


    از شرایط خونوادتون تا جایی که گفتید باخبرم.اما تو یک سری مسائل بهتره پای خواهر و مادر باز نشه(به خصوص خواهر).حالا که پدرتون در دسترس نیست باید یه جوری غیر مستقیم(در مورد این مساله که قطعا گفتنش براتون با برادرتون سخته) از برادر دیگرتون بخواید کمک کنه.شما در این زمینه خیلی دخالت نکنید.بذارید یک سری حرمتها همچنان حفظ بشه.
    من كه اصلا به روش نميارم.خوشبختانه تا الانم حرمتهامون حفظ شده.
    خودمم اين فكرو كردم كه به برادرم بگم.اما نميدونم چطور؟ما كلا در مورد اين مسائل با مامانمم به زور حرفي ميزنيم.اما به مامانو خواهرم نشون دادم چون شوكه شده بودم وداشتم منفجر ميشدم.اگه اسمشو نخونده بودم متوجه نميشدم چيه چون تا حالا نديده بودم.
    كارم خيلي زشته تو اين سايت اين حرفو زدم اما نميدونستم بايد ساكت باشم يا كاري براش بكنم.



    در مورد ازدواجشون هم خودتون میدونید در حال حاضر شرایطش اصلا مهیا نیست.نمی گم نگرانیتون بی مورده.اما یه چیزایی رو باید داداشتون تجربه کنه.اقتضای این سن و ساله.(البته رابطه .... رو عرض نمی کنم).ممکنم هست یه جاهایی اشتباه کنه.اما شاید بهتر باشه یه جاهایی سر ادم به سنگ بخوره.
    امروز تو حرفاش ميگفت من فقط منتظرم يه دعوايي با شماها بكنم وبرم ديگه پيدام نشه.اما شماها با من بحثتون نميشه كه از همتون بگذرم.منم با خنده گفتم اون روز هيچوقت نميرسه انشاالله...چون مادوستت داريم وتوهم مهربوني.


    انشالله نگرانیهاتون هر چی زودتر برطرف میشه.
    ممنون.



    فقط خدا

  19. کاربر روبرو از پست مفید roze sepid تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (شنبه 08 تیر 92)


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. برادر 19ساله من(ادامه)
    توسط roze sepid در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 03 مهر 92, 13:47

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.