به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 80
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط milad08 نمایش پست ها
    جناب بی وفا
    من توی این سایت اومدم که از نظرات دیگران استفاده کنم و مطمئنا از نظر کسی ناراحت نخواهم شد
    خیلی ممنونم که احساس همدردی کردین،
    من هرموقع با کسایی که کاملا از زندگی من با خبر هستن، مشورت میکنم نظراتی شبیه نظرات شما بهم میدن
    اما من ذاتا شخصیت آرومی دارم البته با ته اعتقادات مذهبی.
    به خاطر همین آستانه تحملم تو برخورد با همسرم یه مقداری بیشتر از اطرفیان خودم هست.
    البته ما هنوز طلاق نگرفتیم فقط 3 ماه از هم جدا داریم زندگی میکنیم و پرونده نفقه و تمکین و مهریمون هنوز توی دادسرا بازه


    اول از همه اقا میلاد بنده هیچ گونه توهینی به همسرتون نکرده ام و فکر می کردم که شما از هم جدا شدید و بخاطر همین ناراحتی
    ولی تموم حرفام قصد اگاهی پیدا کردنت بود بنده در حدی نیستم که مثل بعضی دوستان بتونم ایده و راهکاری بدم چون رشته بنده این نیست بنده هم بابت مشکلی اینجا امدم و داره بهبود میشه انشااله هم شما مشکلت حل شه منتظر مشاورا باش

  2. کاربر روبرو از پست مفید بی وفا تشکرکرده است .

    گل آرا (سه شنبه 14 خرداد 92)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    من از کل حرف هایی که زدین به این نتیجه رسیدم که خانوم شما از دو تا موضوع رنج میبره ( سوای درگیری های حل نشده ای که با خودش داره و شاید برگرده به شرایط بد دوران مجردی که داشته). یکی اختلاف فرهنگی بین شما و همین مسئله مذهب و حجاب و ...یکی هم دلخوری که از رابطه شما و خونوادت داره.

    البته نمیگم حق داره یا نه . حتی اگه حق هم داشته باشه دلیلی نداره اینطوری با موضوع برخورد کنه. اما با توجه به اینکه شما اگه 10 سال هم با هم دوست بودین باز هم تا نمیرفتین زیر یه سقف شخصیت واقعیتون برای هم رو نمیشد و با توجه به اینکه مدت کمیه رفتین زیر یه سقف، مشکلتون حل میشه.

    امیدوارم کارشناس ها و سایر دوستان هم بیان و کمک کنن.

  4. کاربر روبرو از پست مفید گل آرا تشکرکرده است .

    milad08 (سه شنبه 14 خرداد 92)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 مرداد 94 [ 21:52]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,033
    سطح
    27
    Points: 2,033, Level: 27
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 93 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گل آرا نمایش پست ها
    شما با خونواده پدرتون یه جا زندگی میکنین؟ یا خیلی باهاشون در رفت و آمد هستین؟
    میشه بگید فرزند چندم خونواده این؟ یا اینکه مثلا تک پسرین؟ خانومتون چی؟ میزان وابستگیش به خونوادش و رفت و امدش بعد از ازدواج با اونها چطور بوده؟
    خیر در منزل مستقلی سکونت دارم ، من ارتباطم با خانوادم در حد هفته ای یکی دوبار خونشون رفتن به همراه همسر بود.البته باید بگم اوایل بسیار همسر اصرار داشت که با خانوادم بیش تر رفت و آمد کنیم،( من فکر می کنم به خاطر کمبود هایی که از طرف خانواده خودش میدید، و خانواده من به خاطر همین خیلی بیشتر بهش می رسیدن و دوستش داشتن ؛ تا جایی که خودش می گفت من یکی یه دونه مامانم )
    من فرزندم سوم خانوادمون هستم، یه برادر و یه خواهر بزرگتر از خودم دارم که جفتشون قبل از من ازدواج کردن
    همسرم هم فرزند چهارم خانوادشون هست ، 2 خواهر و 1 برادر بزرگتر از خودش داره که هیچکدوم ازدواج نکردن
    اوایل ازدواج به خاطر مسائلی که خانوادش پیش آوردن خودش راغب به رفت و آمد زیاد باهاشون نبود ( مثل اینکه 1- هیچکدومشون برای عروسیمون کادو ندادن،و البته همشون با ازدواج ما خصوصا خواهر بزرگش مخالف بود و مدام سنگ می انداخت توزندگیمون،2-بعد از ازدواج گفتن که باید قسط ازدواجو میلاد بده اگه نده از حقوق بابش که ضامن بوده کم میشه ( البته من به خاطر حفظ آبروم نگذاشتم پدرم بفهمه و خودم دادم )3- خواهر بزرگش وقتی میدید خانومم تو گرفتن جهیزیه مشکل داره میرفت و برای خودش وسایل خونه میخرید)البته اینارو هیچکدوم به روی من نمی آورد و من فقط حدس میزن که علتش این بوده
    تا اینکه بعد از یک مدتی من خودم سعی کردم رفت و آومدمون رو با خانوادش بیشتر کنیم

    درست بعد از تلاش های من برای آشتی خانومم به خانوادش، خانومم مدام به من میگفت که تو اصلا چشم دیدن خانواده منو نداری ، و مدام منو متهم می کرد که از خانوادش بدم میاد

    و بعد از اون هم که دیگه هر بارخونه پدر و مادر من میرفتیم میگفت که نمونیم و زدوتر بریم و بهونه می آورد
    مادرش چند بار جلوی خودم به خانومم گفت که مادر جدید پیدا کردیو از این حرفا به نظرم مادرش حسودیش می شد

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی وفا نمایش پست ها
    اول از همه اقا میلاد بنده هیچ گونه توهینی به همسرتون نکرده ام و فکر می کردم که شما از هم جدا شدید و بخاطر همین ناراحتی
    ولی تموم حرفام قصد اگاهی پیدا کردنت بود بنده در حدی نیستم که مثل بعضی دوستان بتونم ایده و راهکاری بدم چون رشته بنده این نیست بنده هم بابت مشکلی اینجا امدم و داره بهبود میشه انشااله هم شما مشکلت حل شه منتظر مشاورا باش
    دادا می دونم منظورت این نبوده
    به هر حال ایشاا.. که مشکل شما هم حل بشه

  6. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    - - - Updated - - -



    دادا می دونم منظورت این نبوده
    به هر حال ایشاا.. که مشکل شما هم حل بشه[/QUOTE]


    دادا من نوکرتم ولی بخدا اعصابم ریخت بابتت به هم یاد دوستم و مشکلاتش افتادم
    من هستم در خدمتت همه جوره

  7. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 مرداد 94 [ 21:52]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,033
    سطح
    27
    Points: 2,033, Level: 27
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 93 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    البته من یادم رفت بگم که همسرم 3 سال از من بزرگتره

  8. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    داداش هم شهری بودین؟؟؟؟تحقیق نکردن خانوادت در مورد خانواده این خانوم یا همینجوری چون شما با هم قبلا دوست بودین رفتین خواستگاریو اینا؟؟؟؟

  9. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 مرداد 94 [ 21:52]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,033
    سطح
    27
    Points: 2,033, Level: 27
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 93 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی وفا نمایش پست ها
    داداش هم شهری بودین؟؟؟؟تحقیق نکردن خانوادت در مورد خانواده این خانوم یا همینجوری چون شما با هم قبلا دوست بودین رفتین خواستگاریو اینا؟؟؟؟
    همشهری که جفتمون تو تهران زندگی می کردیم، ما توی محل کار با هم آشنا شدیم . در مورد تحقیق کل خاندان ما به پدرو مادرم اعتماد دارن و برای حل مشکلاتشون بهشون رو میارن ، اما متاسفانه یا خوشبختانه خانواده من خیلی به تصمیم های من اعتماد دارن و فکر مکنن من هر کاری انجام میدم درسته، به خاطر همین سعی نکردن تحقیق کنن فقط به گفته های من اکتفا کردن و گفتن مطمئنا که من اشتباه نمی کنم (البته بنده خدا ها ضربه سختی خوردن به خاطر این اطمینانشون و دارن نابود میشن,حتی بیشتر از من )

  10. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط milad08 نمایش پست ها
    همشهری که جفتمون تو تهران زندگی می کردیم، ما توی محل کار با هم آشنا شدیم . در مورد تحقیق کل خاندان ما به پدرو مادرم اعتماد دارن و برای حل مشکلاتشون بهشون رو میارن ، اما متاسفانه یا خوشبختانه خانواده من خیلی به تصمیم های من اعتماد دارن و فکر مکنن من هر کاری انجام میدم درسته، به خاطر همین سعی نکردن تحقیق کنن فقط به گفته های من اکتفا کردن و گفتن مطمئنا که من اشتباه نمی کنم (البته بنده خدا ها ضربه سختی خوردن به خاطر این اطمینانشون و دارن نابود میشن,حتی بیشتر از من )
    بله معلومه که بنده خدا ها باید ضربه بخورن
    انشالله حل میشه
    الان نظر خانواده شما چیه برادر عزیز؟؟؟؟

  11. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 مرداد 94 [ 21:52]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,033
    سطح
    27
    Points: 2,033, Level: 27
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 93 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی وفا نمایش پست ها
    بله معلومه که بنده خدا ها باید ضربه بخورن
    انشالله حل میشه
    الان نظر خانواده شما چیه برادر عزیز؟؟؟؟

    خانوادم میگن آزموده رو آزمودن، خطاست. ( سابقا چندین بار توی دعوا های ما کد خدا منشی وارد شده بودن و رابطمون رو صلح و صفا دادن )
    اما اونا هم مثل من فقط دنبال علت می گردن و باورشون نمیشه که چجوری میشه که یه آدم انقدر بتونه عوض بشه و به خاطر پول به هرکاری دست بزنه

  12. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    میلاد جان برادر من
    بنده از تموم حرفات فهمیدم علاقه داری به خانومت با اینکه این همه به شما و خانوادتون توهین کردند
    اما خودت باید ببینی باز هم بعد این همه مشکلاتی که برای شما پیش اومده حاظری با این خانوم زیر یه سقف زندگی کنی با زنی که هر ان ممکنه از صحبتش صرف نظر کنه و ممکن باز هم با روح و روان شما بازی کنه ایا باز هم مایلی؟؟؟؟
    زندگی 1روز و 2روز نیست زندگی 1عمره داداش عزیزم شما الن ببین بچه نداری این یکی از امتیازات محسوب میشه از طرفی هر چی سن میره بالا کمتر میتونه انسان از اون انعطاف پذیر بودن و عادت هایی که تو جوانی داره بیاد بیرونو تغیر بده منظورم خانومتون بود یعنی اینکه خانومتون ممکنه تا اخر عمرشون درست نشن اما باز هم مایلی؟؟؟؟
    ما نمی تونیم بیایم بگیم که زندگی کن و زندگی نکن خودت باید تجزیه تحلیل کنی میدونم اعصابت خورده و قدرت تصمیم گیری نداری باید حتما حتما به مشاوره مراجعه کنی....
    در اخر من نمی خوام چیزیو به شما تحمیل کنم چون من زندگی مثل شاید copyزندگی شما رو با چشم دیدم و دارم میگم باید خوب رو این مسئله فکر کنی و تصمیم بگیری فکرم نکنم تو این مدت خانومتون با شما تماسی گرفته باشند برای بازگشت درسته؟؟؟؟؟
    اما باید سریعا به مشاوره رجوع کنی
    توکل کن به خدا

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط milad08 نمایش پست ها
    خانوادم میگن آزموده رو آزمودن، خطاست. ( سابقا چندین بار توی دعوا های ما کد خدا منشی وارد شده بودن و رابطمون رو صلح و صفا دادن )
    اما اونا هم مثل من فقط دنبال علت می گردن و باورشون نمیشه که چجوری میشه که یه آدم انقدر بتونه عوض بشه و به خاطر پول به هرکاری دست بزنه


    برادر من این جور ادما یه نوع بیماری دارن فکر کنم مربوط به بیماری افسردگی حاد و روانی بشه زیادن
    بیشتر این ادما همش خواب الود خسته هستند
    من این موردو تو چندین نفر دیدم
    علتشم مربوط به همین نوع بیماری میشه که ذکر کردم
    باز هم دلیل علمی این بیماریو نمی دونم

    - - - Updated - - -

    اقا میلاد به این لینک برو و مطالعه کن
    http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=8038
    این لینکم روش درمان خانومتون باید باشه اینم یه سر بزن
    http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=217779

  13. کاربر روبرو از پست مفید بی وفا تشکرکرده است .

    milad08 (سه شنبه 14 خرداد 92)


 
صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با شوهر دروغگو وخیانتکار خود چگونه رفتار کنم
    توسط مریم سبز در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 04 شهریور 94, 19:54
  2. زنی که همه دنیام بود وقیح و دروغگو شده (2)
    توسط milad08 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 14 آبان 92, 15:24
  3. با شوهر خیانت کار و دروغگو چطور برخورد کنم؟
    توسط باران بهار 64 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 آبان 92, 00:58
  4. با شوهر دروغگو و لجبازم چیکار کنم؟
    توسط شارلوت در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 28
    آخرين نوشته: شنبه 07 مرداد 91, 09:17
  5. خواص باور نکردنی روغن کنجد
    توسط parnian1 در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 دی 88, 10:36

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.