به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #6
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خزان زندگی عزیز ، میدونم خیلی سخته عزیزم ولی به راحتی قابل حله .
    باید تمام تلاش خودت رو انجام بدی تا حساسیت همسرت رو به حداقل برسونی
    بهش بیشتر بها بده
    وقتی گفت نرو خونه مامانت بگو باشه و براش نه شرط بزار که تو هم باید فلان کنی ، و نه غر بزن .خودت رو به یک چیزی مشغول کن توی خونه
    بزار متوجه بشه که حرفش توی خونه خریدار داره
    بهش این اجازه رو بده که بخواد حرف خودش رو به کرسی بنشونه ، با این کار کم کم حساسیتش کم میشه

    من و همسرم یک بار با هم دعوا کردیم ، همسرم بهم گفت دیگه حق نداری با خانوادت نه صحبت کنی و دیگه ببینیشون . در صورتی که خانواده من هیچ ربطی به دعوای ما نداشتن . من هم گفتم باشه . فردای اون روز مامانم زنگ زد خونمون ، بعد از اینکه تلفنم تموم شد همسرم اخماش رو کرد توی هم و بهم گفت مگه من نگفتم حق نداری با خانوادت صحبت کنی ؟ من هم گفتم ببخشید آخه مامانم زنگ زد ، بهش میگم دیگه زنگ نزنه .... ولی میدونی همسرم خودش خجالت کشید از این حرف من .چون میدونست اگه به مامانم این طوری بگم خیلی ناراحت میشه ... فرداش بهم گفت نمیخوای یک زنگی به مامانت اینا بزنی ؟؟؟ منم گفتم باشه مرسی عزیزم . به همین راحتی . فقط دلش می خواست احساس قدرت کنه ، وقتی موفق شد که میتونه حرفش رو به کرسی بنشونه دیگه بهم کاری نداشت .
    حالا برعکس اگر بهش گفته بودم ، چرا ؟ اونا خانواده من هستن ، اگر با اونا صحبت نکنم پس با کی صحبت کنم ؟؟؟ و باهاش لجبازی میکردم ، اعصاب خودم و همسرم رو خرد میکردم و به چیزی هم که می خواستم نمیرسیدم .

    این یک مثال بود ، ولی زیاد با این ترفند به چیزایی که می خواستم توی زندگی با همسرم رسیدم .میدونی عزیزم ، اصلا راه و روشش همینه .

    هرچی با همسرت لجبازی کنی و بیشتر سوال و جواب کنی که چرا این جوری میگی ؟ مگه من حق ندارم ؟ خانوادمه .... شوهرت رو بیشتر حساس میکنی .بزار خودش به وقتش که حساسیتش کم شد خودش بهت پیشنهاد میده که بری خونه مامانت .چون دیگه با رفتار خوبی که تو نشون بدی خودش دیگه خجالت زده میشه .

    فعلا تا جایی که میتونی بهش قدرت بده ، بهش محبت کن ، بزار بفهمه که اولویت زندگی تو شوهرته نه هیچ کس دیگه ای .
    به خدا اگر یک روز همسرمون باهامون قهر باشه و بخواهیم بریم خونه مامانمون ، انقدر ناراحت هستیم که زهر مارمون میشه .پس چرا باید این اتفاق بیفته ؟ اینجوری دیدن خانواده هامون رفتن دیگه ارزشی نداره . مهمترین چیز در زندگی یک زن متاهل همسرشه .

  2. 2 کاربر از پست مفید tamanaye man تشکرکرده اند .

    گل آرا (یکشنبه 12 خرداد 92), خزان زندگي (یکشنبه 12 خرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.