گاهی وقتا ما آدمها میدونیم کارمون اشتباهه ولی این اشتباهو ادامه میدیم بعد که کلی متضرر میشیم به خودمون میگیم کاش زمان به عقب برمیگشت و اینکار رو با خودمون و زندگیمون نمی کردیم . اعتماد چیزیه که تو زندگی یکبار شکل میگیره و میشه هر روز قویتر و تقویتش کرد اما اگر یکبار شکست! دیگه مثل چینی شکسته خواهد شد هر چقدر هم زحمت بکشی و وصله و چسبش بزنی باز به یکرنگی و صافی روز اولش نخواهد شد و افسوس روزهای اول زندگی همیشه برای داشتن اون چینی صاف همواره باهات خواهد بود.
برفی عزیز، اینکه تموم کردن این رابطه براتون سخته به خاطر حس دین ایست که شما نسبت به کارهای ایشون پیدا کردید و کم کم غیر مستقیم به خاطر خوبی هاشون بهشون علاقمند شدید اما دریغ و افسوس از اینکه نفهمیدید اون خوبی ها به خاطر شما و زندگی شما و همسرتون نبوده بلکه به خاطر کمبودهایی که اون آقا در زندگیش داشته و خواسته با محبت به زندگی شما، شما رو به سمت خودش جلب کنه و صد البته این توهم اشتباه به چیزی غیر از فروپاشی زندگی دو خانواده نخواهد انجامید. باور کنید اگر زودتر فکری به حال خودتون و اتمام این رابطه نکنید و اگر همسرتون اینو بفهمه بعد شما یکباره این حس دوست داشتن اون فرد رو از دست خواهید داد و ناخودآگاه تمام تلاشتون رو میکنید که همسرتون رو دوست داشته باشید و بهش بفهمونید که اشتباه کردید اما دیگه دیر خواهد شد و همسرتون رو اگر از لحاظ فیزیکی از دست ندید از لحاظ روحی و فکری از دست خواهید داد. ضمن اینکه با شکستن دل مردتون مطمئن باشید دچار عذابی خواهید شد که تصورش هم الان براتون قابل درک نیست!
راه حل محکم و استوار پیش خودتونه یکمی به خودتون بیایید. موفق باشید
- - - Updated - - -
به پست شماره 4 لینک زیر هم سری بزنید و راهنمایی کارشناس رو بخونید.
http://www.hamdardi.net/thread-28440.html#post271791








علاقه مندی ها (Bookmarks)