خوب ناراحته یه بار پرسیدی نگفت تمومش بکن باید تعادل داشته باشی نه خیلی قربون صدقه نه بی اهمیت باشی حد وسط اون حرفارو میزنه بخند ت هم باهاش شوخی بکن که تو هم من و بیچاره کردی هر دقیقه ذهنم درگیر تو هستش شاید اون ادامه اشو نمیتونه بزنه و اونجوری میگه شوهر من به من میگفتش که من که نمیخواستم ازدواج کنم تو هی گفتی بیا من و بگیر با این که قبل ازدواج 7 سال دوست بودیم منم گفتم آره دیدم پسر خوبی هستی نخواستم بیفتی دست دیگه حیف بشی و با خنده تموم میشه یه سریع چیزارو تو هم شوخی بگیر وقتی شوخیه به نظر من همسرت اینجوری بهت داره علاقه ابراز میکنه در مورد گذشته ها باهاش حرف بزنه دوران خواستگاری نزار اون خاطرات قدیمی بشه یادش بنداز نه مستقیم مثل یه خاطره ازش تعریف بکن








علاقه مندی ها (Bookmarks)