آخه من تو تهران دانشجو ام.اما اهله تهران نیستم.یک کمی برام سخته برم دنبالش.خیابونشونو میشناسم ولی خونشون رو نه.در ضمن برای یه سال آخری بد نیست بیفته دنبال یه خانم؟
تشکرشده 259 در 109 پست
آخه من تو تهران دانشجو ام.اما اهله تهران نیستم.یک کمی برام سخته برم دنبالش.خیابونشونو میشناسم ولی خونشون رو نه.در ضمن برای یه سال آخری بد نیست بیفته دنبال یه خانم؟
شاهین بی بال(دوشنبه 27 خرداد 92)
تشکرشده 162 در 83 پست
هرکه طاووس خواهدجورهندوستان کشد*فکرکنم داری بهونه میاری که بیخال ازدواج باهاش بشی برادرمن اگه دوستش داشته باشی دلت دنبالش میره خونه اشون رویادمیگره بامامانت صحبت میکنی میری میگیریش
تشکرشده 181 در 64 پست
ساناز ارومیه(جمعه 10 خرداد 92)
تشکرشده 259 در 109 پست
نه بقران بهونه نیست.شایدم هست نمیدونم.الان مثلا فردا من امتحان دارم ولی اصلا نمیتونم تمرکز کنم.(برای مثال میگم قصد بی احترامی یا پررویی ندارم).اگه شما از یک خانواده نسبتا بالای تهران بودین و شوهرتون اینطوری جلو میومد بهش نمیگفتین برو پی کارت بابا!هنوز که طرف منو نمیشناسه.خب به احتمال 100درصد تو خواستگاری رسمی میگه نه دیگه.اینطور نیست؟
توحید562(پنجشنبه 16 خرداد 92),شاهین بی بال(دوشنبه 27 خرداد 92)
تشکرشده 162 در 83 پست
سحرجون یه چیزی بگم قبلش معذرت میخوام ناراحت نشو ،خودم یه زنم اگه اگه قبول داشته باشی بعضی زناودختراهستن که باکاراشون آبروی هرچی زنه بردن.به قول یکی ازآقایونی که زنا روبلندمیکرده به قول خودشون که میگفت اگه جلوشمایه بشقاب مرغ وپلو بزارن چیکارش میکنین نگاش میکنی یامیخوریش؟
- - - Updated - - -
نه من خودم بچه تهران هستم اماشوهرم ازشهرستان 6دفعه آمدخواستگاری وحالاهم بادخترگلمون خوشبختیم وشادزندگی میکنیم
تشکرشده 181 در 64 پست
خب منم دقیقا حرفم همینه...چرا باید یه پسر (اصلا قصد توهینو بی ادبی ندارم دارم کلی میگم) به قول خودش بلند کردن یه عده دختر که سرتاپاشون یه قرونم نمیارزه براش یه افتخار باشه و همه جا جار بزنه....خونم به جوش اومده دیگه هیچی نمیگم...واقعا معذرت میخوام از همه عذر میخوام اگه حرف بدی زدم
mahdi24 (دوشنبه 13 خرداد 92)
تشکرشده 259 در 109 پست
از خواهران خوبم معذرت میخوام.باشه سحر جان شما راست میگین.ااصلا مالی هم نبودن!!!
.سحر خانم شما هم با نظر نگاه موافقین؟
توحید562(پنجشنبه 16 خرداد 92),شاهین بی بال(دوشنبه 27 خرداد 92)
تشکرشده 162 در 83 پست
نه من خودم بچه تهران هستم اماشوهرم ازشهرستان 6دفعه آمدخواستگاری وحالاهم بادخترگلمون خوشبختیم وشادزندگی میکنیم
تشکرشده 259 در 109 پست
راستش افتخار نداره بقران الان عذاب وجدان دارم.شاید خدا بوسیله این خانم که الان دوسش دارم داره تنبیهم میکنه.خیلی وقته که دیگه آدم قبلی نیستم.بقران راست میگم اگه از دستم ناراحتین واقعا ببخشین
توحید562(پنجشنبه 16 خرداد 92),ساناز ارومیه(جمعه 10 خرداد 92),شاهین بی بال(دوشنبه 27 خرداد 92)
تشکرشده 7,657 در 1,487 پست
به نظر من، برا ی اینکه احتمالات دوستی و سوء استفاده و اینها از توی ذهنش بره بیرون،
شماره ای که ازش داری رو بده به مادرت.
مادرت باهاش صحبت کنه و راضیش کنه و شماره خونه رو ازش بگیره تا از طریق خانواده ش اقدام کنید.
اگه به مادرت هم جواب منفی داد، بدون که نمیخواد دیگه. زور که نیست. یه چیز دو طرفه هست.
اگه نمیخواد دیگه کاری از دست من و شما برنمیاد.
از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟
فرهنگ 27 (پنجشنبه 09 خرداد 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)