هلیاجان عزیزم
یه راه حلش اینه که مثل خودش برخورد کنی
ببین مثلا به بهانه های مختلف بهش بگو، مثلا بگو که چرا من بیام خونه ی شما ؟ وقت منم برای من مهمه خب وقت منم تلف میشه ... یکی دو بار با شوخی بگو ، وقتی که با هم هستید و صمیمیت بینتون هست بهش بگو که ببین ما ازدواج کردیم که با هم باشیم، از طرق مختلف به بهانه های مختلف ، تو دلت نمی شکنه اگر من بهت بگم وقتم هدر میره اگر بیام خونه ی شما ؟
اگر کم کم و آهسته آهسته این رو بهش بفهمونی که هدر رفتن وقت برای همسر خیلی هم لذت بخشه و اصلا باید پیش بیاد فکر کنم اوضاع خوب میشه
از این گذشته، هلیا جان ، عزیزم شما دو نفر وقتی رفتید زیر یک سقف ، به نظرت موقعیتی برای وقت هدر رفتن پیش نمیاد؟ مثلا اگر شما بخواید برید مهمانی و همسرتون معطل بشه و بگه وقتمو هدر دادی خیلی بد میشه و ناراحت میشی ... باید کم کم بهش بگی که زندگی مشترک این چیزا رو هم داره ...
یا مثلا شما می خای بری خرید ولی اییشون حاضر نیست وقت بذاره
و خیلی سناریو های دیگه که ممکنه پیش بیاد ...
عزیزم تا عروسی نکردید و سر خونه زندگیتون نرفتید به هر طریقی که هست به همسرت بفهمون که زندگی متاهلی با تجرد فرق داره و آدم یه چیزایی رو از دست میده ( زمان ) و یه چیزایی رو به دست میاره ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)