مرسی که منو تنها نمیذارید دوستای خوبم . نظرات همه رو چندین بار میخونم و سعی میکنم تا جای ممکن عملی کنم. البته من خودم برداشتم از کاراش نظر شمیم الزهرا ست و دلمم میخواد واقعا همینطور باشه. دیگه باهاش تماسی نگرفتم جز اینکه اسمس تبریک روز مرد که تو محتواش اونو حامی زندگیم دونستم بهش دادم دلیور شد و فقط جواب داد که خیلی ممنون اس ام اس قشنگی بود. که فکر میکنم به حالت تمسخر اینو گفته باشه نه اهمیت به حرف دلم. میدونم که الان خیلی به خودش داره می نازه و غرور کارش و به پول رسیدنش اونو گرفته چون آدمای بی جنبه و ندید بدیدی هستن و تو خونواده ای که همه بیکارن، استخدام شدن ینفر و استفاده از مزایای دولت براشون کلی جلوه کرده. اینارو نمیگم که فک کنید از بدبینیمه گفتم که بدونید دلیل این کاراش بیشتر از ناراحت بودن از کارام، سرخوش بودن و نیاز نداشتنش به منه.
پدرم میخواست با یکی از اشناهاشون که روز خواستگاری با مادرش اومده بود و مثلا حرف زن اونا بود و احتمالا تو جریان کارای الانشون هم هست تماس بگیره و بپرسه منظورشون از این کارها چیه،ولی من گفتم این کارو نکنه فعلا چون میدونم هدف اونا همینه که ما بیفتیم دنبالشون و بگن ما حرف جدایی رو پیش کشیدیم و همه چیو به نفع خودشون تموم کنن. مطمئنم یکسالم بگذره اون نمیاد و تماسی هم نمیگیره. نمیدونم بذارم بابام با خودش یا اون خانم تماس بگیره یا قبلش من راهکار شمیم رو چند مدت بعد عملی کنم و اگه نتیجه نداد به پدرم بگم برا تماس؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)