به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 48
  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    آقای پژمان کم پیش میاد از آقایون این مدل راهنمایی این مدل محبت و منطق بی جبهه. چه خـــــــــــــــــــــوب:o

    ساحل جان، خیلی بچه گانه داری رفتار میکنی. به مادرت حق میدم. اگر یه روزی نتیجه این رفتارهات رو در برخورد شوهرت با شما و یا بچه هات با شما ببینیم بهشون حق میدیم! قدرشناس عزیزان بودن شما رو عزیز خواهد کرد. اما اینطور که رفتار میکنی شبیه دخترایی هستش که جوگیر شوهر شدن!! و بعد دو روز دیگه هم پشیمون میشن!

  2. 2 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    meinoush (شنبه 04 خرداد 92), نیلا (شنبه 18 خرداد 92)

  3. #22
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 تیر 94 [ 05:14]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    284
    امتیاز
    3,610
    سطح
    37
    Points: 3,610, Level: 37
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    517

    تشکرشده 294 در 168 پست

    Rep Power
    42
    Array
    شیدای عزیز درست متوجه شدی . من از خونوادم خیلی دلگیرم . دلگیریم هم برمیگرده به دو روز بعد عروسی که خونوادم دعوای بدی بهم کردن و اون روزای خوش رو به کامم تلخ کردن

    دوستان عزیز این موضوعی که نوشتم صرفا یک مثال هست مشکل من اومدن یا نیومدن برادرم نیست

    مشکل من ناراحتی و دلخوری من از خونوادمه . مشکل من اینه که در حضورشون اصلا احساس آرامش و راحتی ندارم . مشکل من اینه که اونا همیشه میخوان به من یاد بدن اونجوری که اونا دوست دارن زندگی کنم . مشکل من اینه که اونا خیلی اهل حاشیه هستن . اگه مثلا در هفته دوروز بریم خونه پدر شوهرم و یه روز بریم خونه مامانم واونا بفهمن باز دعوا و بحث هست

    من دوست ندارم کسی بهم دیکته کنه چجوری زندگی کنم فقط همین

  4. #23
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 خرداد 92 [ 01:11]
    تاریخ عضویت
    1391-8-07
    نوشته ها
    137
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    117

    تشکرشده 257 در 108 پست

    Rep Power
    27
    Array
    خوب شما میتونی درداتونو به شوهرتون بگینو در کنارش بهش محبت کنین و محبتای همسرتونو به مادراتون ،مثلا بگین اینقدر پسر خوبیه ،عاشقشمو این حرفها

  5. کاربر روبرو از پست مفید ژپتو تشکرکرده است .

    zendegiye movafagh (شنبه 04 خرداد 92)

  6. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 13 تیر 93 [ 20:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-07
    نوشته ها
    150
    امتیاز
    1,246
    سطح
    19
    Points: 1,246, Level: 19
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 298 در 112 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بعد از مدت ها اومدم فقط جواب شمارو بدم و برم
    یعنی شبه جمعه اینقدر برات مهمه که نارحت بشی بردارت چرا میاد ؟
    متاسفم برای خودت و افکارت

  7. کاربر روبرو از پست مفید هدف تشکرکرده است .

    meinoush (شنبه 04 خرداد 92)

  8. #25
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 خرداد 92 [ 01:11]
    تاریخ عضویت
    1391-8-07
    نوشته ها
    137
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    117

    تشکرشده 257 در 108 پست

    Rep Power
    27
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط هدف نمایش پست ها
    بعد از مدت ها اومدم فقط جواب شمارو بدم و برم
    یعنی شبه جمعه اینقدر برات مهمه که نارحت بشی بردارت چرا میاد ؟
    متاسفم برای خودت و افکارت
    البته ایشون خودشون گفتند که تنها به این دلیل نبوده
    ولی من میخام بگم که بله شب جمعه برا خودش کلی مهمه و تاثیر داره در روابط زوجین

  9. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 13 تیر 93 [ 20:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-07
    نوشته ها
    150
    امتیاز
    1,246
    سطح
    19
    Points: 1,246, Level: 19
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 298 در 112 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ژپتو نمایش پست ها
    البته ایشون خودشون گفتند که تنها به این دلیل نبوده
    ولی من میخام بگم که بله شب جمعه برا خودش کلی مهمه و تاثیر داره در روابط زوجین
    تو پست اول فعلا تنها دلیلش همینه !
    شب جمعه مهم هست اما نه اینقدر که اگه برادرت شب بیاد بمونه اینطوری برخورد کنی و از پدرت ناراحت بشی چرا شب جمعه منو خراب کردی !
    اگه اینطور ادامه بدی مطمئن باش روزی حسرت یک ساعت اومدن برادرت به خونتو میکشی

  10. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 تیر 93 [ 22:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-17
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    1,506
    سطح
    22
    Points: 1,506, Level: 22
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    123

    تشکرشده 232 در 92 پست

    Rep Power
    32
    Array
    بعد از مدت ها اومدم فقط جواب شمارو بدم و برم
    یعنی شبه جمعه اینقدر برات مهمه که نارحت بشی بردارت چرا میاد ؟
    متاسفم برای خودت و افکارت
    نمیومدی بهتر بود بله خیلی مهمه شاید سر همین مسائل خیلی از مشکلات دیگه پیش بیادش
    شما خودتون خیلی بی سیاست عمل میکنی دیل نداره یه مادرت بگی شوهرم دوست نداره و با هم لج بندازیشون خیلی باسیاست میگفتی امروز روز خاصی هست و من کادوی شوهرمو ندادم دوست دارم باهاش تنها باشم اگه امکان داره امروز داداشم نیاد خودم یکی دوروز دیگه میام دنبالش اصلا از دهن شوهرت به مادرت چیزی نگو و از دهن مادرتم به اون خیلی باسیاست و درایت حرف بزن و اصلا مادرتو در جریان مسائل زندگیت نزار و دردو دل باهاش نکن و خودت و شوهرت جلوشون خوب و صمیمی باشید حتی اگه مشکلی داشتید با مادرت مخالفت نکن چیزی میگه خیلی حسابگرا بهش جواب بده دلخور نشه مثلا بگو که الن دیگه زن یا مرد سالاری معنی نداره زن و شوهرا باید باهم دیگه دوست باشن و نظر هم دیگرو تو همه مسائل بخوان با این حال شوهرم اکثرا نظر من براش خیلی مهمه و اکثر تصمیماتش رو با نظر من میگیره سعی کن جلو خانواده ات شوهرتو ببری بالا نه جوری که اونارو له بکنی جوری که شوهرت براشون قابل احترام باشه

  11. کاربر روبرو از پست مفید nosh nosh تشکرکرده است .

    shabe niloofari (شنبه 04 خرداد 92)

  12. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 13 تیر 93 [ 20:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-07
    نوشته ها
    150
    امتیاز
    1,246
    سطح
    19
    Points: 1,246, Level: 19
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 298 در 112 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nosh nosh نمایش پست ها
    بعد از مدت ها اومدم فقط جواب شمارو بدم و برم
    یعنی شبه جمعه اینقدر برات مهمه که نارحت بشی بردارت چرا میاد ؟
    متاسفم برای خودت و افکارت
    نمیومدی بهتر بود بله خیلی مهمه شاید سر همین مسائل خیلی از مشکلات دیگه پیش بیادش
    شما خودتون خیلی بی سیاست عمل میکنی دیل نداره یه مادرت بگی شوهرم دوست نداره و با هم لج بندازیشون خیلی باسیاست میگفتی امروز روز خاصی هست و من کادوی شوهرمو ندادم دوست دارم باهاش تنها باشم اگه امکان داره امروز داداشم نیاد خودم یکی دوروز دیگه میام دنبالش اصلا از دهن شوهرت به مادرت چیزی نگو و از دهن مادرتم به اون خیلی باسیاست و درایت حرف بزن و اصلا مادرتو در جریان مسائل زندگیت نزار و دردو دل باهاش نکن و خودت و شوهرت جلوشون خوب و صمیمی باشید حتی اگه مشکلی داشتید با مادرت مخالفت نکن چیزی میگه خیلی حسابگرا بهش جواب بده دلخور نشه مثلا بگو که الن دیگه زن یا مرد سالاری معنی نداره زن و شوهرا باید باهم دیگه دوست باشن و نظر هم دیگرو تو همه مسائل بخوان با این حال شوهرم اکثرا نظر من براش خیلی مهمه و اکثر تصمیماتش رو با نظر من میگیره سعی کن جلو خانواده ات شوهرتو ببری بالا نه جوری که اونارو له بکنی جوری که شوهرت براشون قابل احترام باشه
    تورو خدا یکم فکر کنید بعدش حرف بزنید !
    خیلی مشکلات برای یه شب ؟!!!!
    تازه مگه برادر این بنده خدا میخواد بیاد تو تخت اونا بخوابه ؟
    بابا به خدا زندگی و روابط اجتماعی خیلی ارزشش بیشتر از یه شب جمعه است
    اون انسانی که برای یه شب جمعه بخواد این رفتارهارو داشته در مقام انسانیت اصلا قرار نداره ( ببخشید اینطور میگم )

  13. #29
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 تیر 94 [ 05:14]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    284
    امتیاز
    3,610
    سطح
    37
    Points: 3,610, Level: 37
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    517

    تشکرشده 294 در 168 پست

    Rep Power
    42
    Array
    درسته تاحدودی حق با شماست اما خب الان من بی سیاستی کردم و اینجوری شده الان باید با ذهن خراب شوهرم چی کار کنم؟

  14. #30
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 تیر 93 [ 22:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-17
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    1,506
    سطح
    22
    Points: 1,506, Level: 22
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    123

    تشکرشده 232 در 92 پست

    Rep Power
    32
    Array
    یه مدت بیخیال خوانوده ات بشو و کنار شوهرت باش و خودت رابطه ات را سعی بکن با خانواده ات بهتر بکنی و شوهرتو تو چشم خانواده ات بکن و یواش یواش بعد یه مدت به شوهرت بگی که خودت مقصر بودی و بد برخورد کردی با مادرت چون میترسیدی شب قشنگتون بهم بخوراه و آرومش بکن یه دفعه نخواه که بیاد خونه مادت و بعد یه مدت که دیدی شرایط بهتر با مشورت شوهرت شام دعوتشون بکن و بزار کدورتا از بین بره و سیاست و برخورد درست و پیش بگیر تا اوضاع آروم بمونه و هیچ وقت لحظه عصبانیت سریع تصمیم نگیر اون لحضه یکم فکر بکن بعد تصمیمتو بگیر تا بعد پشیمون نشی چون اون لحظه خشممون بر منطقمون غلبه میکنه و اکثرا پشیمونی همراه داره:o

    - - - Updated - - -

    اتفاقا زندگی زن وشویی عرضشش بیشتر از روابط اجتماعی هستش یه سر دادگاه خانواده برید بد نیستش که اکثر مشکلا ت ریشه تو همین امر:D داره


 
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 23:28
  2. هر سیاستی را به کار میگیرم بی نتیجه است
    توسط nazafarin2013 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 تیر 92, 11:18
  3. هر کجا هستی با عشق زندگی کن
    توسط بالهای صداقت در انجمن داستان و حکایت آموزنده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 20 تیر 89, 09:38
  4. اهنگ درخواستی در تالار انجام شود یا نه
    توسط محمدابراهیمی در انجمن موسیقی
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: سه شنبه 08 بهمن 87, 14:13

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.