ساحل 75
در اینکه شما حق خودتون رو دارید و مایلید زندگیتون بدون حاشیه باشه شکی نیست. استنباط من از نوشته های شما این بود خانواده شما چندان با وصلت شما موافق نبودند و شاید حتی همسرتون رو برا شما کم میدیدن.
دلیل اینکه همسرتون نمیخواستن برادر شما شب منزل شما نیان چی بوده.مثلا خانه شما کوچیکه جایی واسه ایشون نبوده تنهایی بخوابن؟ یا شوهرتون بد دل هستن؟ چون بعضی آقایون رو دیدم حتی به نزدیکی همسرشون با برادرشون به دید بد نگاه میکنن. یا اینکه فکر میکنن برادرتون حرف و حدیث شما رو پیش خانوادتون میبرن؟ بالاخره یه دلیل موجه میخواد
مادر شما نگران هستن. من نمیخوام به همسرتون خرده بگیرم اما آدم دختر مردم رو اسیری نمیاره..وقتی حتی نمیتونه هزینه درمان همسرشون رو تامین کنند جرا ازدواج کردند؟
درمان دندانهای شما جزو هزینه زندگی نیست که امروز نشد ماه آینده یا شش ماه دیگه انجام بشه. عاقلانه است مادر شما میخوان هزینه درمان دندان شما رو بدن.این مسئله سلامتی شماست و اگر شوهر شما غرورشون از سلامتی شما براشون مهمتره این چه دوست داشتنی هست؟
دندانی که الان مثلا با 300 تومن درست میشه اگر خراب شد و کارش به عصب کشی یا حتی خورده شدن دندان کشید باید 3 میلیون تومن برا ایمپلنت بدین. همسرتون هم پولش رو ندارن. خوبه دندان تون رو بکشید و صورتتون از فرم بیفته؟ هر چی باشه دندان زینت روی آدمه.
من میگم مسائل احساسی و زناشویی رو با مسائل منطقی و حیاتی قاطی نکنید. تازه ازدواج کردید و برا هم تازگی دارید اگر از الان مسائل رو برا همسرتون تفکیک نکنید بعدا به مشکل برمیخورین.
امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)