مظلوم عزیز ، وقتی خط به خط تایپیک هاتو می خونم یاد شرایط خودم می افتم ، دقیقآ اخلاقش این جوری بود و بعد هر حرفی گوشیشو خاموش می کرد ، آخرین بار هم وقتی کوچکترین مخالفتی با مادرش کردم به شدت ناراحت شد و واسه همیشه تموم کرد ،البته من عقد موقت بودم ، اون روزا مثل اسفند رو آتیش جزو ولز می کردم و می سوختم ، الانم پشیمونم میگم کاش حرفشو گوش می کردم ،از وضعیت الانم که بهتر بود ، همه بهم می گفتن ولش کن شرایط بهتر گیرت میاد !!!الان واسه اونایی که قبلآ نامزد نداشتن شرایط خوب نیست چه برسه به اینکه یکی قبلآ نامزدیش هم به هم خورده باشه ، خلاصه من مشاور هم رفتم گفت یکسری از آدما سلطه گر هستن و باید باهاشون ساخت !!!من کاری ندارم ، اما اون وام خودشو می خواد بگیره تو بهش گیر میدی !!!!!!!! در صورتی که اون به من گفت بهت اجازه نمیدم بعد عقد وام بگیری چون ممکنه نتونی پرداخت کنی بیفته گردن من !!!!!اون توی ریزترین شرایط زندگی من دخالت می کرد و حق هم میداد ! یادمه ی بار در مورد مسائل مالی باهاش صحبت کردم بهم گفت با آخرت باشه راجع به مسائل مالی با من حرف میزنی و بعد باهام قهر کرد ، خلاصه قهراش ی هفته طول می کشید و منم جز و ولز می کردم و آخرش با گریه ازش خواهش میکردم تموم کنه !به نظرم شرایط شما بهتره ، خلاصه اگر می خوای با این آدم زندگی کنی :
!) کاری به کار مسائل مالی نداشته باش ، خودتو بکش کنار و خانمی تو بکن و عرصه رو بده دستش و بهش بگو بهت اعتماد دارم و حتی در مورد مسائل خودت هم باهاش مشورت کن
2) ازش تعربف و تمجید کن ، بهش بگو تو تنها تکیه گاهم هستی
نزار روزگارت مثل الان من باشه ، مرد سلطه گر بهتر از قصه مردایی که تو این تالار داریم می شنویم
کاش منم می تونستم شرایط رو به عقب برگردونم








علاقه مندی ها (Bookmarks)