به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 23
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 شهریور 92 [ 11:58]
    تاریخ عضویت
    1391-9-04
    نوشته ها
    252
    امتیاز
    1,377
    سطح
    20
    Points: 1,377, Level: 20
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,356

    تشکرشده 1,286 در 287 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: می خواهم گذشته را فراموش کنم و نامزدم را دوست داشته باشم

    آخه خواهر من شما مدام همين توي ذهنته كه ازش بدم مياد،تفاهم نداريم،خوشم نمياد...


    اول بايد بخواي كه بپذيريش و دوسش داشته باشي
    شرط اول خواستنه

    اين فاصله به نظرم خوبه اگه باعث بشه خودت احساساتت رو بشناسي و مديريت كني

  2. کاربر روبرو از پست مفید Royaye Sedaghat تشکرکرده است .

    Royaye Sedaghat (پنجشنبه 05 بهمن 91)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 مرداد 93 [ 07:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-18
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    1,080
    سطح
    17
    Points: 1,080, Level: 17
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    152

    تشکرشده 157 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خواهم گذشته را فراموش کنم و نامزدم را دوست داشته باشم

    دوست عزیزم

    باور کن همه چی دست خودتونه. می تونین بهترین و عاشقانه ترین زندگی رو با هم داشته باشین. می تونین هم زندگی رو برای هم جهنم کنین. منم با رویای صداقت عزیز کاملا موافقم. شما از این فرصت دوری می تونی به خوبی استفاده کنی و مهارت های خودت رو بالا ببری.

    در مورد نحوه برخورد با همسر برونگرا بخون. کلا در مورد روحیه آقایون بخون. ببین در هر شرایطی چه طور باید برخورد کنی. به نامزدت هم بگو که تصمیم داری سعیت رو بکنی که در جایگاه خودت همسر خیلی خوبی باشی. ازش بخواه که اونم باهات همراه بشه و با هم همه چی رو درست کنین. بهش بگو اگه مقاله خوبی تو اینترنت پیدا می کنه در مورد نحوه
    برخورد همسران برات بفرسته. اگه این کار رو کرد تو هم براش بفرست. با هم توی چت در مورد علایقتون صحبت کنین.
    خیلی فرصت خوبیه باور کن. باید حسابی از این وقتت استفاده کنی.

    سریع دست به کار شو. به زودی می بینی که با هر پیش رفتی علاقت به نامزدت هم بیشتر می شه.

  4. 2 کاربر از پست مفید زهرا ۲ تشکرکرده اند .

    زهرا ۲ (جمعه 06 بهمن 91)

  5. #13
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 مهر 97 [ 17:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-30
    نوشته ها
    234
    امتیاز
    6,479
    سطح
    52
    Points: 6,479, Level: 52
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    830

    تشکرشده 901 در 185 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    37
    Array

    RE: می خواهم گذشته را فراموش کنم و نامزدم را دوست داشته باشم

    از بعضی از حرفایی که بین من و شوهرم رد وبدل می شه احساس می کنم که ممکنه باز همون روز های عصبی کننده به سراغم بیاد...خیلی می ترسم....خیلییییییی

  6. کاربر روبرو از پست مفید پرنده غريب تشکرکرده است .

    پرنده غريب (دوشنبه 09 بهمن 91)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 مرداد 93 [ 07:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-18
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    1,080
    سطح
    17
    Points: 1,080, Level: 17
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    152

    تشکرشده 157 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خواهم گذشته را فراموش کنم و نامزدم را دوست داشته باشم

    نگران نباش عزیزم. به جاش سعی کن توی همین موقعیت ها نشون بدی که قصد داری همه چیز رو بهتر کنی. سعی کن متفاوت عمل کنی.

    اگه هر دوتون همه کارای قبل رو تکرار کنین هیچی عوض نمی شه و معلومه که اون روزا دوباره می آد سراغت. ولی نذار این سیکل معیوب دوباره تکرار بشه. کنترل حرفا و ارتباطتون رو بگیر دستت و اون طوری که واقعا دلت می خواد جلوشون ببر. نذار هر چی که اون لحظه پیش می آد یا عصبانیت و ناراحتی ارتباط شما رو کنترل کنه.

    مطمئنم که می تونی پرنده غریب عزیزم. فقط باید بخوای

  8. 2 کاربر از پست مفید زهرا ۲ تشکرکرده اند .

    پرنده غريب (جمعه 04 اسفند 91), زهرا ۲ (دوشنبه 09 بهمن 91)

  9. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 مهر 97 [ 17:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-30
    نوشته ها
    234
    امتیاز
    6,479
    سطح
    52
    Points: 6,479, Level: 52
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    830

    تشکرشده 901 در 185 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    37
    Array
    سلام خدمت دوستان...
    خوب الان من پيش نامزدم هستم.حالم اصلا خوب نيست.شرايط خوبي ندارم.
    اولين بار كه ديدمش خونشون بودم.اون چون دانشگاه داشت نتونست بياد استقبالم فرودگاه.
    وقتي ديدمش اولين قدم رو رفتم و اون اين كه به جاي اين كه روبوسي عادي كنم بغلش كردم.راستش فقط روز اول خوب بودم و اون صبح روز بعد دوباره رفت دانشگاه.تا هفته بعد نديدمش.راستش شرايطم همش اين طوريه.به خاطر امتحان هاي دانشگاه هفته اي يك بار شااااايد بياد.
    هفته بعد كه اومد دوباره همون شد.خيلي بده يكي رو بغل كني ولي هيچ حسي بهش نداشته باشي.يك بدي ديگه كه شرايطم رو بد كرد اين بود كه وقتي كادو رو بهش دادم همينطور ولش كرد و حتي با خودش نبرد.ادكلني كه استفاده مي كنه از بوش متنفر.حتي بهش گفته بودم كه از بوش بدم مي ياد.حالا يك ادكلن خريدم كه بوش هم خيلي خوبه ولي اون تشكر خشك و خالي كرد و ولش كرد و اصلا برنداشت.حالا اگه من بودم اگه كادو بهم مي داد بايد كلي ذوق كنم و منت هم بذاره سرم كادو گرفته برام.
    منم كه خودم پول ندارم از خودم براش چيزي بهتر بخرم.
    تازه موقع كادو گرفتن هم خالم مثل هميشه دخالت مي كرد.كلا اين روزا اعصابم به هم ريخته.
    كاش اصلا ازدواج نمي كردم.ازدواجم حماقتي بيش نبود

  10. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 12:42]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    337
    سطح
    6
    Points: 337, Level: 6
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 27 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    میشه بگید وقتی به دلتون نمیشینه و دوستش ندارید و حتی نمیدونید دوستش دارید یا نه
    و اونطور که متوجه شدم از هم طلاق گرفتید.دلیل برگشتن به زندگی باهاش چیه؟
    آیا احساس میکنید که اون دختر خوبتر از تو گیر میاره؟
    آیا خودت با آدمی کمتر از اون ازدواج میکنید؟ نوعی حسادت.

    لطفا صادقانه جواب بدید.چون بنده هم همین مشکل رو دارم

  11. #17
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 مهر 97 [ 17:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-30
    نوشته ها
    234
    امتیاز
    6,479
    سطح
    52
    Points: 6,479, Level: 52
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    830

    تشکرشده 901 در 185 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    37
    Array
    سلام به همه دوستان
    يادش به خير وقتي اين تاپيك رو مي نوشتم چه حال و روزي داشتم....

    دلم براي روياي صداقت جان تنگ شده...چه قدر با عشق و علاقه جواب تاپيك ها رو ميداد...

    از كسايي كه تو اون حال و روزم منرو كمك مي كردند واقعا متشكرم:yaldaaa،زنده دل،زيبا كردستاني،روياي صداقت،زهرا٢،nc60 كه با حرفاش واقعا به من روحيه مي داد و كلي و انرژي مثبت مي گرفتم و بقيه كه الان حضور ذهن ندارم

    شايد فكر مي كنيد كه پس ديگه شوهرتو دوست داري...اما نه
    حال من همونيه كه هست...هم چنان خنثى...
    يك جاي اين دور و برا خونده بودم كه اگر مي خواي به شوهرت علاقه مند شي وقتي مي ياد خونه بغلش كن و بوسش كن و لباس و خوشكل بپوش ...اينقدر اين كار و بكن كه ناخودگاه عاشقش مي شي...من شايد بيشتر از اين هم انجام ميدم ...تا بلكه يك روزنه اميد پيدا كنم ولي اين روزنه زود بسته مي شه...الان كه ديگه وضع بدتره و من ازدواج كردم...ولي همچنان من وضعيت ثابتي ندارم...
    مي دونم كه باز مثل قبلنا كسي نمي ياد جوابم رو بده...البته جواب هم بده فكر نكنم ديگه چيزي كارساز باشه...
    خداي من خداييست كه اگر سرش فرياد كشيدم به جاي اينكه با مشت به دهانم بزند،
    با انگشتان
    مهربانش نوازشم مي كند و مي گويد ميدانم جز من كسي نداري !!!

  12. 2 کاربر از پست مفید پرنده غريب تشکرکرده اند .

    reihane_b (یکشنبه 29 اردیبهشت 92), rozaneh (سه شنبه 31 اردیبهشت 92)

  13. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 بهمن 04 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1391-6-06
    محل سکونت
    تهــــران
    نوشته ها
    438
    امتیاز
    13,948
    سطح
    76
    Points: 13,948, Level: 76
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,019

    تشکرشده 2,388 در 433 پست

    Rep Power
    64
    Array
    سلام پرنده جان
    خوبی؟
    اینو درک میکنم که از شرایطت حالا به هر دلیلی ناراضی ای ولی میتونی بگردی ببینی چی باعث این نارضایتیت شده یا چی تشدیدش میکنه تا حلش کنی
    حالا چند تا سوال:
    این ترسته که باعث میشه خوشحال نباشی؟چه وقت هایی این احساس رو پیدا میکنی؟مثلا وقتی شوهرت عصبانی میشه؟
    مرور گذشته ناراحتت میکنه و نمیذاره شوهرت رو دوست نداشته باشی؟بی دلیل گذشته بازم جلو چشمات میاد؟
    رفتارهای خاصی از شوهرت باعث میشه این احساس ها رو داشته باشی؟
    روابطتت با شوهرت چه طوره؟

  14. 2 کاربر از پست مفید taraneh89 تشکرکرده اند .

    reihane_b (یکشنبه 29 اردیبهشت 92), پرنده غريب (یکشنبه 29 اردیبهشت 92)

  15. #19
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 مهر 97 [ 17:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-30
    نوشته ها
    234
    امتیاز
    6,479
    سطح
    52
    Points: 6,479, Level: 52
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    830

    تشکرشده 901 در 185 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    37
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط taraneh89 نمایش پست ها
    سلام پرنده جان
    خوبی؟
    اینو درک میکنم که از شرایطت حالا به هر دلیلی ناراضی ای ولی میتونی بگردی ببینی چی باعث این نارضایتیت شده یا چی تشدیدش میکنه تا حلش کنی
    حالا چند تا سوال:
    این ترسته که باعث میشه خوشحال نباشی؟منظورت از ترس رو نفهميدم،ولي من ترسي ندارم.
    چه وقت هایی این احساس رو پیدا میکنی؟مثلا وقتی شوهرت عصبانی میشه؟اخ اخ وقتي لجبازي مي كنه...دلم مي خواد تو اون لحظه خفش كنم و بكشمش
    مرور گذشته ناراحتت میکنه و نمیذاره شوهرت رو دوست نداشته باشی؟بی دلیل گذشته بازم جلو چشمات میاد؟نه...ديگه گذشته رو از ياد بردم..مگر اين كه ياداوري بشه كه فقط اذيت مي كنه من رو...سعي كردم هر موقع كه ياداوري شده زودتر بحث رو قطع كنم.
    رفتارهای خاصی از شوهرت باعث میشه این احساس ها رو داشته باشی؟لجبازيش،خاله زنك بازي هاش و فضولي در كار هاي زنانه يا كارهايي كه بهش مربوط نيست،خورد كردن و خنديدن به من در جمع خانواده كه تاكيد كردم كه ديگه تكرار نكنه،سعي در خورد كردن اعتماد به نفسم و تاكيش بر بي عرضگي و دست و پاچلفتي بودنم به خاطر چند تا اتفاق...
    روابطتت با شوهرت چه طوره؟با همه اين احوال باز سعي مي كنم خوب باشم و مهربون باشم...بغلش مي كنم هميشه بر عكس قبل.ولي يك مشكل اينه كه نمي تونم رمانتيك باشم.در حقيقت من همينطوريشم از رمانتيك بازي بدم مي ياد حالا فكر كن شوهرتم دوست نداشته باشي!!!مي دوني چيه حسي كه بهم بگه اين شوهرته وجود نداره.يعني در حقيقت من الان به وجود اين شخص عادت كردم و نباشه حوصلم سر ميره.همين
    خوب يك سري مشكل ديگه كه داره برام پيش مي ياد و داره منو مي ترسونه اينه كه احساس مي كنم داره ازيكي خوشم مي ياد. يا شايد يك پيش زمينه كه داره مغزمو منحرف مي كنه...كه خيلي هم مي ترسم ازش و در عين حال كمي دوستش دارم
    خداي من خداييست كه اگر سرش فرياد كشيدم به جاي اينكه با مشت به دهانم بزند،
    با انگشتان
    مهربانش نوازشم مي كند و مي گويد ميدانم جز من كسي نداري !!!

  16. #20
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    یعنی چی؟؟؟؟؟

    خیلی مواظب باش که پات نلغزه.
    این همه مورد توی تالار دیدی، باز هم درس عبرت نشده؟


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.