به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 69
  1. #41
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 خرداد 94 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    2,266
    سطح
    28
    Points: 2,266, Level: 28
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 18 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Icon2008

    بچه ها یه موضوعی پیش امده یعنی 8 ماهی هست که پیش امده بهتون می گم راهنماییم کنید چه برخوردی داشته باشم:
    ما چند ماه پیش یه خونه خریدیم و قلنامشم تو بنگاه بابام نوشتیم همه پولشم به صاحبخونه دادیم و وکالت رو گرفتیم اونم قلنامه ای و سند نزدیم .صاحبخونه مقداری پول توی حسابی که برای وام این خونه ست داره که برای زدن سند باید ما اون وام و به اسم خودمون کنیم و صاحبخونه پولشو برداره از حساب و ما جای پول اون اون مقدار رو تو حساب بریزیم حق با صاحبخونه ست ولی شوهرم کوتاه نمیاد می گه من نمیریزم اصلا همین قلنامه ای باشه چون قلنامشم تو بنگاه بابام نوشتیم صاحبخونه هر روز میره و اعصاب بابای منو می ریزه بهم بابامم اولا به شوهرم می گفت بیا سند بزن پولشو برداره بره و شوهرم هر دفعه که بابام بهش می گفت روی بابامو زمین می نداخت حتی اگه عصبانی هم میشد جواب بابامم میداد و میامد سر من خالی می کرد بابام که اخلاقشو فهمید دیگه بهش هیچی نمی گه ولی بازم هرروز صاحبخونه میره و اعصابشو خورد می کنه دیگه همین چند روز پیش بابام به دوست شوهرم گفته بود بهش بگه شاید حرف اون رو بیشتر گوش کنه ولی بازم شوهرم تو کتش نرفت با اینکه قانونش اینه صاحبخونه هم درست می گه می خواد لجبازی کنه می گه بابات طرف اونو می گیره در صورتی که بابام بنگاه داره و باید قانونی رفتار کنه همش می خواد لجبازی کنه و حرف خودش رو ثابت کنه با اینکه می تونیم این پول و جور کنیم و تو حساب بذاریم من از اینکه به بابام بی احترامی کرده و برای حرف بابام ارزش قائل نشده ناراحتم بااینکه بابام خیلی دوستش داره و هیچ بی احترامی و ترشرویی هم بهش نکرده.منم هر بار میام بهش بگم که بیا پولو بده می گه اصلا میرم می فروشم منم می گم یا برو بفروش یا پول و بده ولی هیچ کدوم رو هم انجام نمی ده و با هم حرفمون میشه.کلا شوهرم زود عصبانی میشه و عصبانی هم بشه دیگه هیچی حالیش نیست که با کی داره صحبت می کنه حتی در مورد پدر و مادر خودشم اینطوریه بعضی وقتا جوری با پدر و مادر خودش صحبت می کنه که من خیلی ناراحت می شم و باهاش برخورد می کنم .کلا خیلی رکه .
    به نظر شما من این رو چه جوری به شوهرم بگم که از خر شیطون بیاد پایین؟
    حرف پدر مادرشو بیشتر می خونه من به اونا بگم بهش بگن؟
    ویرایش توسط shahtab : جمعه 27 اردیبهشت 92 در ساعت 11:37

  2. #42
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    اگه آدم معتقدی هست یه بار آروم بهش بگو حق الناسه و ما این بنده خدا رو معطل خودمون کردیم اگه ناراضی باشه برای پولی که گذاشته ...

  3. #43
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    سلام. من تاپیک شما رو دنبال میکنم چون باز هم میگم از جهاتی احوالات همسرت رو درک میکنم و دوست دارم تجربه شخصیم رو برات بنویسم تا اوضاعت بهتر بشه. اما

    انگار شما فقط نوشته های منو از رو خوندی! اینجوری فایده نداره. من این همه تأکید کردم که شوهرت میخواد نفر اول باشه میخواد اگه اشتباه هم میکنه باز هم حمایت و

    طرفداری زنش رو داشته باشه بعد میای موضوعی رو مینویسی که همه جوره داری به بابات حق میدی و ایشون رو میذاری تو جبهه حق ! و همه جوره شوهرت رو زیر سؤال

    میبری و میذاریش تو جبهه باطل ! تو با راهکارهایی که بچه های تالار در قالب یک جمله یا یک حرکت و رفتار بهت آموزش بدن مشکلت با شوهرت حل نمیشه عزیزم اگه هم

    حل بشه دو روز دیگه سر یه موضوع دیگه قلمبه میشه میاد بالا ! و میای اینجا یه تاپیک دیگه باز میکنی با یه عنوان جدید. پس دنبال قرص مسکن نگرد. مشکلت با همسرت

    از درون تو شکل میگیره. پس اونو حل کن! چرا با خوت روراست نیستی؟ تو شوهرت رو قبول نداری...کارهاش رو قبول نداری...شخصیت خودش و حتی خونوادش رو قبول

    نداری...به تصمیمات و افکارش نه ایمان و اعتقاد داری نه اینکه بهشون احترام میذاری...به قولی واسش تره هم خورد نمیکنی...حسابش نمیکنی....اما در عوض به خونوادت

    هم احترام میذاری هم بهشون اعتماد داری هم قبولشون داری و سر هر موضوعی به اونا حق میدی. اینو من از رو نوشته هات و شخصیت خودت فهمیدم. بعد کسی که 4

    ساله نفس به نفس داره باهات سر میکنه نمیفهمه؟؟؟ اگه بهترین هنرپیشه دنیا هم باشی و طوری وانمود کنی که اینطور نیست حتی وقتی خوابی و تو چشاش نگاه هم

    نمیکنی اون پیام قلبت و احساس درونیت رو درک میکنه!!!! مشکلت همینه! خودت هم میدونی. راهکارش هم میدونی. میدونی که راه حلش دو تا جمله یاد گرفتن و دو تا

    حرکت مثبت نیست. راه حلش اینه که برگردی به قلب و احساس درونیت و اونو نسبت به شوهر و اطرافیانت تغییر بدی. اما این کارو نمیکنی چون کار سختیه و دنبال یه راه

    ساده میگردی که نه سیخ بسوزه نه کباب!!! و اینجوری روز به روز از شوهرت بیشتر فاصله میگیری.

    اما نتیجه ای که از این کار به ظاهر دشوار میگیری یک عمر سعادته با کسی که از صمیم قلب قبولش داری و دوستش داری.

    حالا دیگه تصمیم با خودته.

  4. 3 کاربر از پست مفید گل آرا تشکرکرده اند .

    reyhan (شنبه 28 اردیبهشت 92), zendegiye movafagh (جمعه 27 اردیبهشت 92), ساحل75 (شنبه 28 اردیبهشت 92)

  5. #44
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 تیر 94 [ 05:14]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    284
    امتیاز
    3,610
    سطح
    37
    Points: 3,610, Level: 37
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    517

    تشکرشده 294 در 168 پست

    Rep Power
    42
    Array
    خب گل آرا راست میگه دیگه

    شرمنده ها ولی بعضی از حرفات خیلی بچه گانه است

    شوهرت احتیاج داره درکش کنی و به قول شوهرم خودت رو درگیر زندگی کنی

    جلوی هیچ مردی نباید بشینی بگی بابام حق داره چرا به حرفش گوش نمیدی

    تو خودت خوشت میاد شوهرت بیاد جلوت بشینه همش بگه مامانم بابام خواهرم؟

    انقده این بچه های اینجا رو حرص نده:d

  6. کاربر روبرو از پست مفید ساحل75 تشکرکرده است .

    گل آرا (چهارشنبه 01 خرداد 92)

  7. #45
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    سلام خوبی
    خبری ازت نیست کحایی منتظر شنیدن خبرای خوبت هستیم

  8. #46
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 خرداد 94 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    2,266
    سطح
    28
    Points: 2,266, Level: 28
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 18 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Eh S

    سلام زندگی موفق جان.اره چند وقتیه که نیامدم سایت اخه بیام که چی بشه وقتی دردی دوا نمیشه بیام فقط سر خودمو گرم کنم.هر چیم که می گم بچه ها می گن تقصیر تو تقصیر مامانته تقصیر باباته تقصیر برادرته و ... یکی نیست بگه من اگه این رفتارو دارم اینا همش به خاطر رفتارای شوهرمه ...اره همه تقصیرا گردن من و خونوادمه و شوهرم یه فرشته اسمونیه.توی این سایت همه می خوان تقصیرو بندازن گردن یکی و بهش بگن برو خودتو درست کن همش تقصیر تو که شوهرت اینطوریه یا اصلا اینا که مشکل نیست و... ولی نمی دونن چرا اینا خیلی مشکله با روح و روان من داره بازی میشه انقدر همین مسائل به نظر کوچیک روی هم جمع شده که عنان زندگیم از دستم رفته .این چند روزه به طلاق فکر کردم استخاره هم گرفتم استخارم عالی امد ولی باز نمی دونم اخه شوهرم انقدر لجبازو یه دندست که میدونم برای این موضوع خیلی اذیتم می کنه (الان حتما دوباره می گید چرا درباره شوهرت اینطوری می گی وای وای وای)
    نمی دونم خدایییییییییییییییییییییی یییییییییییییییییییییا فقط تو می دونی من دارم چی می کشم خودت کمکم کن

  9. #47
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    سلام دوست گرامی.

    اینجا هیچ کس خواهر شوهر شما نیست و اگه کسی از جمله من نکاتی رو بهت یاداوری میکنه، نیت همه کمک به شماست.

    مسلما تو هر اختلافی طرفین مقصرند و حتی شاید شوهر شما خیلیییی بیشتر از خودت مقصر باشه، ولی هدفت از اینکه اومدی تو این سایت مطلب بنویسی چیه؟
    هدف اینه که مقصر رو پیدا کنی و همه تو رو تأیید کنن و بگن : حق با توئه ! چقدر شوهرت به تو ظلم میکنه ! اینو میخوای؟
    خب حالا مقصر پیدا شد! شوهرت مقصره....میخوای چیکار کنی؟

    میخوای جدا شی؟ یا میخوای بگردی دنبال راه حل؟

    اگه میخوای جدا شی که هیچی. ولی اگه میخوای زندگی کنی مجبوری یه سری تغییرات تو رفتار خودت بدی که طرف مقابلت ببینه، دلگرم و امیدوار بشه، و در نهایت تغییر کنه!

    کسی نگفت شوهرت فرشته است و شما گناهکار! یکم منعطف تر به این موضوع نگاه کن.
    ویرایش توسط گل آرا : چهارشنبه 01 خرداد 92 در ساعت 11:33

  10. 3 کاربر از پست مفید گل آرا تشکرکرده اند .

    shabe niloofari (چهارشنبه 01 خرداد 92), zendegiye movafagh (پنجشنبه 02 خرداد 92), ساحل75 (پنجشنبه 02 خرداد 92)

  11. #48
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 خرداد 94 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    2,266
    سطح
    28
    Points: 2,266, Level: 28
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 18 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من دو تا راه حل دارم میگم نظراتونو بگید:
    1:مطرح کردن این موضوع موقعی که هم مادرم باشه و هم شوهرم تا سوءتفاهمات از بین بره
    (چون به نظرم با دست روی دست گذاشتن و توی خودم ریختن چیزی حل نمیشه)
    2:گفتن حرف های محبت امیز از من به شوهر مبنی بر مادر
    (یعنی مثلا الکی بگم مامانم امروز خیلی تعریفتو میکرد)

  12. #49
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    سلام شهتاب عزیز
    من فکر نمی کنم یهو و بدون برنامه ریزی اینو مطرح کنی خوب باشه برعکس
    می ترسم مامانت چیزی بگه شوهرت ناراحت شه یا شوهرت یهو قیافه بگیره
    من فکر می کنم جدا جدا باهاشون صحبت کنی بهتره هم به مامانت بگو اگه مارو ماهی یه بار دعوت کنی شوهرم خیلی خوشحال می شه
    هم به شوهرت صادقانه رفتارهای مامانتو بگی و بگی که این رفتارو داره و چیزی تو دلش نیست و حتما بگو که این رفتارشو تایید نمی کنی
    اما در مورد مطلب فکر می کنم خیلی کم و نامحسوس هر از چند گاهی بگو مامانم تو رو خیلی دوست داره و از فلان رفتارت (یکی از رفتارهای خوبش در رابطه با خانواده ها) خیلی خوشش می یاد

  13. کاربر روبرو از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده است .

    shahtab (پنجشنبه 02 خرداد 92)

  14. #50
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 خرداد 94 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    2,266
    سطح
    28
    Points: 2,266, Level: 28
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 18 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شوهرم بیش از اندازه حساسه مثلا چند روز پیش خونه خواهرم بودیم خواهرم داره بچشو از شیر می گیرره بچش خیلی لجوج شده .ما اونجا بودیم بچه خواهرم همین طور که لجوجی می کردو گریه می کرد به من گفت برو خونتون.شوهرمم به همین موضوع گیر داد وقتی امدیم خونه می گفت دیگه این بچه بی شعور خواهرتو تحویل نمیگیری حالا هر چی بهش می گم بابا اون همش3 سالشه نمی فهمه تو موقعیت بدی قرار داره تو کتش نمیره یعنی من باید در مقابل رفتارای خونوادم از 3 ساله تا 50 ساله جواب پس بدم .کلا حساسه همه رفتارای خونوادمو می بره زیر ذره بین تا یه چیزی ازش در بیاره .
    همش به خونوادم سوءظن داره که همشم دروغ و واقعیت نداره همش توی ذهن خودش واقعیت داره و متناسب با همون فکر خودش رفتار می کنه مثلا میشینه فکر می کنه مامانم فرق گذاری می کنه بعد وقتی مامانمو می بینه تحویل نمی گیره
    کمممممممممممممممممممممممم مممممممممممممممممممک

    - - - Updated - - -

    سلام زندگی موفق.من فکر می کنم رو در رو باشه بهتره حداقل دیگه شوهرم می فهمه من هر چی بگه رودررو می کنم شاید خودش خجالت بکشه اخه هی میبینه من به هیچ کی هیچی نمیگم بیشتر اذیت میکنه.در مورد دعوت مامانم بیچاره دعوت می کنه ولی چون شوهرم این فکرا تو ذهنشه بازم فرقی به حالش نمی کنه مثلا هفته پیش خونه مامانم بودیم که گفتم چقدر شوهرم سر سنگین بود امشبم اونجاییم ولی همش استرس دارم که دوباره ازین اخلاقا از خودش نشون نده


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.