به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 35 , از مجموع 35
  1. #31
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    معصوم جان چون میدونستم گفتن مشکلات،به دختر مهربون حس ضعیف بودن میده (همونطور که توی نقل قول بعدیش اورد) نمیخواستم با این تعجبها این احساس ضعفش بیشتر بشه و از ادامه تاپیکش منصرف بشه.

    مطمئناً حرفت از روی دلسوزی بوده.اگه ناخواسته باعث شدم برنجی متاسفم.

    حرف خودتون رو تفسیر کنید؟؟؟؟
    دختر مهربون این حس رو دقیقاً من داشتم.
    فکر کنم مشکل از گلومونه که گذاشتیم بره تو مشتشون.
    من فکر میکنم تا جایی که ممکنه و میشه باید سعی کنیم استقلال خودمونو حفظ کنیم.به خصوص با شرایط خاصی که بعضی از ما داریم هرچقدر کلید کارها و احساساتمون (شادی و غم) کمتر دست دیگران باشه،کمتر احتمالش هست از طرف اونا (خواسته یا ناخواسته) آسیب ببینیم.

    **جدای از این حرفها،امیدوارم ناراحتت نکرده باشم و بازم تو تالار ببینمت.:)

    موفق باشی
    ویرایش توسط بهار.زندگی : شنبه 21 اردیبهشت 92 در ساعت 11:06

  2. 5 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    barani (یکشنبه 22 اردیبهشت 92), masom (شنبه 21 اردیبهشت 92), ویدا@ (شنبه 21 اردیبهشت 92), مسافر زمان (یکشنبه 22 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (شنبه 21 اردیبهشت 92)

  3. #32
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 اردیبهشت 94 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    محل سکونت
    ایران_شیراز
    نوشته ها
    3,167
    امتیاز
    21,370
    سطح
    92
    Points: 21,370, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 980
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points10000 Experience Points
    تشکرها
    14,388

    تشکرشده 15,109 در 3,401 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    341
    Array
    دختر مهربون سلام

    از اینکه ما رو محرم دونستی و از افکار ذهنت پیش ما گفتی ممنونم.

    دوستان پست های خیلی خوبی برات گذاشتن و خوشحالم که در تغییر حالت موثر بوده....

    احساست رو بخوبی درک میکنم و میفهمم که در این طور مواقع چه احساسات بدی میاد سراغ آدم...

    به این تفکرات و احساسات به شکل یک تلنگر نگاه کن تلنگر که چیزی این وسط میلنگه......

    پس راه حل لازمه نه افسردگیه نه خودخوری نه دیگر افکار.....

    من فقط میتونم بهت بگم تا میتونی پایه های فکریت رو با احساسات مثبت مستحکم کن.....

    اگه تمایل داری بیشتر از مشکل بگو مطمئنا دوستان با راهکارهای خوب کمکت میکنن.

    دختر مهربون دوست دارم بدونی از ناراحتی و تاپیکت خیلی ناراحت شدم و از صمیم قلب برات روزهای روشن آرزومندم....

    به امید حل تمام مشکلات
    O.o°•♥خـــٌـدایــا راز دل با تــو چـہ گویَـم ڪِہ تــو خــود راز دِلــــی ♥•°o.O


    http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-674.gif

  4. 4 کاربر از پست مفید ویدا@ تشکرکرده اند .

    barani (یکشنبه 22 اردیبهشت 92), مسافر زمان (یکشنبه 22 اردیبهشت 92), بهار.زندگی (شنبه 21 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (یکشنبه 22 اردیبهشت 92)

  5. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 مرداد 93 [ 08:34]
    تاریخ عضویت
    1391-10-18
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    1,347
    سطح
    20
    Points: 1,347, Level: 20
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,236

    تشکرشده 119 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دختر مهربونم

    خوبی خانمی؟

    دلمون برات تنگ شده عزیزم.

    امشب شب لیله الرغائب . شب آزروها . امشب خدای مهربون گناهامونو می بخشه و انشااله هممون حاجت روا میشیم

    بچه ها من همتونو دعا میکنم امیدوارم لایق باشم

    منم دعا کنید یه عالمه

    دختر مهربونم مراقب خودت باش

  6. 2 کاربر از پست مفید barani تشکرکرده اند .

    ویدا@ (جمعه 27 اردیبهشت 92), دختر مهربون (پنجشنبه 26 اردیبهشت 92)

  7. #34
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 تیر 94 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1392-1-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    455
    امتیاز
    3,873
    سطح
    39
    Points: 3,873, Level: 39
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    873

    تشکرشده 1,282 در 361 پست

    Rep Power
    60
    Array
    سلام. قصد ندارم نصیحت کنم. راستش خود من هم با زندگی حال نمیکنم. تعجب نکن. خیلی وقتا پیش میاد که خودم رو تنهای تنها می بینم. خودمو در مسابقه زندگی خاک شده و زمینخورده سرنوشت تصور میکنم. هر چی به اطراف نگاه میکنم بین دوستام و خانواده کسی رو نمی بینم که بتونم حرف دلم رو به اون بگم. انگار همه از یه کره دیگه اومدن. کارهای منو و افکارم رو اصلا درک نمی کنند. خیلی از مواقع به شخصی خوبی میکنم اما جواب معکوس میگیرم. مشکلاتم هم روز به روز بیشتر میشه. البته ناشکر نیستم اما خدائیش روزگار خیلی سخته. تصمیمی که تو العان گرفتی رو من بیستو چهار پنج سال قبل گرفته بودم. یک روز تو کوهستان در شرایطی قرار گرفتم که تصور کردم آخر خطم. راستش نترسیدم. اما وقتی مرگ رو مزه مزه کردم دیدم اون چیزی نیست که بتونه پایانی برای مشکلاتم باشه. شاید من نباشم اما مشکلاتم باز هم باقی میمونه. منتها منهای من. اون لحظه گذشت لحظه ای که باعث شد تصمیمم رو تغییر بدم.
    امروز بعد از بیستو خورده ای سال سه بار دیگه چنین تجربه ای رو داشتم. وقتی به عقب و گذشته خودم نگاه میکنم میبینم که در این مدت شاید برای خودم نتونستم کار بکنم اما برای دیگران چرا. برای خانواده ام مفید بودم. برای مادرم . دوستام . مردمی که با اونا سرو کار دارم به من احترام میذارند چون کمکشون بودم.
    به عقیده من همینکه آمدی و در سایت نوشتی قدم خیلی خوبی برداشتی چون دلت پر از حرفه و مایلی این حرفها رو بیان کنی. دلت پر از امیده و بدنبال راه حل میگردی. هنوز امید رو در دلت نگه داشتی. وگرنه چرا باید مینوشتی؟
    جایی خواندم که " کسی که در زندگی چرایی دارد با هر چگونه ای خواهد ساخت. "
    بیا کمی فکر کنیم برای آیینده خودمون چرایی درست کنیم.

  8. کاربر روبرو از پست مفید majid_k تشکرکرده است .

    دختر مهربون (یکشنبه 29 اردیبهشت 92)

  9. #35
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    اغلب وقتی امیدت رو از دست می دی و فکر می کنی که این اخر خطه، خدا از بالا بهت لبخند می زنه و میگه: آرام باش عزیزم، این فقط یک پیچه نه پایان...

    وقتی خدا مشکلات تو رو حل می کنه تو به توانایی های او ایمان داری. وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه او به توانایی های تو ایمان داره...


    شخص نابینایی از سنت آنتونی پرسید: ممکنه چیزی بدتر از از دست دادن بینایی باشه؟ او جواب داد: بله، از دست دادن بصیرت.

    عزیزم اصلا نگو این شعاره اینا ایمان منند که منو با همه مشکلاتم زنده نگه داشتن و پر امید...

    عاشقتتتتتتتتتتم خدا که همیشه اونجایی که باید سر میرسی و یه سمفونی زیبا بوجود میاد...به دختر مهربونم حواست باشه..




  10. کاربر روبرو از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده است .

    دختر مهربون (یکشنبه 29 اردیبهشت 92)


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نمیتونم از حق خودم دفاع کنم.
    توسط Pooh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 خرداد 94, 00:32
  2. چه طوری میتونم بخشی از حافظه مو پاک کنم
    توسط ribbon در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 03 مهر 92, 17:59
  3. نه میتونم ادامه بدم نه جدا بشم
    توسط sheidajojo در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 مرداد 92, 10:57
  4. با خانواده افسرده ام چه کار میتونم کنم؟
    توسط pardis 1995 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: شنبه 15 مهر 91, 05:48
  5. هرچی به شوهرم میگم میگه نمیتونم!خوب منم نمیتونم چیکار کنیم؟؟؟؟؟؟
    توسط matra در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: شنبه 29 بهمن 90, 22:27

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.