به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 64

Threaded View

  1. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 30 شهریور 98 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1390-10-26
    نوشته ها
    711
    امتیاز
    11,022
    سطح
    69
    Points: 11,022, Level: 69
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 228
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,196

    تشکرشده 1,600 در 571 پست

    Rep Power
    106
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سوگند32 نمایش پست ها
    افرین دل عزیز. بخشی از حرف دل من و زدی. کاش ادرس این تایپیک و می ذاشتی! چطوری پیداش کنم؟
    داوود عزیز من به حر دیگران که عاشق نشدم. من اون چیی که ازش دیدم و جزءی از علاقمندیهای من بوده رو گفتم وگرنه اگه می خواستم با حرف مادر شوهرم عاشق بشم خب عاشق شوهرم می شدم که بهم نزدیکتره و خیلی خیلی خیلی هم دوستش دارم.
    دل عزیز می خوام برادر شوهرم و تو ذهنم رها کنم. ولی این حس و داشته باشم. البته قطعا تو زندگی خودم. ولی نمی دونم چجوری ؟ این عشق بازی و لذت از غم عشق و دوست دارم. هیجان و شور و نشاط و خیلی دوست دارم. شای باور نکنین ولی مدام طرح یک برنامه می ریزم تا همه رو دور هم جمع کنم دلیلش اون نشاطی هست که میخوام باشه و کم رنگ شده. مدام تو اینترنت دنبال غذاها و دسر های زیبا می گردم و تو مهمونی هام درست می کنم و از لذت بردن دیگران لذت می برم. بنده خدا شوهرم می گه من نخوام تو خانوادم و دعوت کنی کی و باید ببینم؟
    دلیل دعوت کردن خانواده او هم پر جمعیت بودنشون و دور هم بودنه. اشتباه فکر نکنین چون من خودم همش یه خواهر دارم با شوهرش

    - - - Updated - - -

    افرین دل عزیز. بخشی از حرف دل من و زدی. کاش ادرس این تایپیک و می ذاشتی! چطوری پیداش کنم؟
    داوود عزیز من به حر دیگران که عاشق نشدم. من اون چیی که ازش دیدم و جزءی از علاقمندیهای من بوده رو گفتم وگرنه اگه می خواستم با حرف مادر شوهرم عاشق بشم خب عاشق شوهرم می شدم که بهم نزدیکتره و خیلی خیلی خیلی هم دوستش دارم.
    دل عزیز می خوام برادر شوهرم و تو ذهنم رها کنم. ولی این حس و داشته باشم. البته قطعا تو زندگی خودم. ولی نمی دونم چجوری ؟ این عشق بازی و لذت از غم عشق و دوست دارم. هیجان و شور و نشاط و خیلی دوست دارم. شای باور نکنین ولی مدام طرح یک برنامه می ریزم تا همه رو دور هم جمع کنم دلیلش اون نشاطی هست که میخوام باشه و کم رنگ شده. مدام تو اینترنت دنبال غذاها و دسر های زیبا می گردم و تو مهمونی هام درست می کنم و از لذت بردن دیگران لذت می برم. بنده خدا شوهرم می گه من نخوام تو خانوادم و دعوت کنی کی و باید ببینم؟
    دلیل دعوت کردن خانواده او هم پر جمعیت بودنشون و دور هم بودنه. اشتباه فکر نکنین چون من خودم همش یه خواهر دارم با شوهرش
    مطمئن باشید اگر همسرشون نمی اومدن اون صحبت ها رو بکنند کار شما اینجا نمی رسید

  2. کاربر روبرو از پست مفید داود.ت تشکرکرده است .

    سوگند32 (دوشنبه 30 اردیبهشت 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.