آفرین سوگند عزیز؛ شما یک قدم اومدید جلو و اون همون شناسایی مشکل در درون خودتون و در واقع حرف دلتون بود که اینجا زدید. بله؛ درسته شما احتیاج به جسارت و جرات مند بودن دارید و بعد از اون هم هیجان. چیزی که سالهاست دارید سعی میکنید پنهانش کنید.
شما به یه تنوع و هیجان رمانتیک احتیاج دارید.
خودتون آرومید و دلتون میخواسته که جذب آدمی بشید که پراز تنوع و شور باشه. شاید هم این خواسته ی قلبی شما از اول بوده. اما با ازدواج با - همسرتون که اتفاقا ایشون دارن طبق روال عادی خیلی از زندگی ها زندگی میکنند و مرد خوب و نجیبی هم هستند- نتونستید این نیاز درونی تون رو ارضا کنید.
راستش قبلا هم برات نوشتم. مدیر همدردی عزیز؛ تاپیکی دارن با موضوع شناسایی نیازهای خودمون. این تاپیک میتونه خیلی به امثال من و تو و خیلی های دیگه کمک کنه!
خواهش میکنم سوگند جان! شروع کن به خوندن اون تاپیک و پاسخ دادن به سوالات اون. مطمئنم که خیلی میتونه برات مفید باشه.
برادر شوهر فقط یه بهونه ست برای اینکه نیاز درونیت رو پنهان کنی. شما خودت خوب میدونی نیازی داری که باید توی چارچوب درست عرفی و قانونی و شرعیش؛ باید ارضا بشه!
آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
من
برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
و امروز
من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
منه انسان
چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)