ببین ماهان من هم یه دخترم. اگه کسی رو بخوام و دوستش داشته باشم و اونم برام به اندازه ای که تو برای این کار انرژی گذاشتی و همه خواسته ها رو برآورده کردی ، این کارا رو انجام بده ، از جونم براش مایه میذارم. آخه یعنی که چی ؟ ببین من واقعا سر درنمیارم. یه روز دیرتر یا یه روز زودتر . بالاخره که حرف اون شد و تو رفتی خواستگاری و همه شرایط رو هم قبول کردی. آخه باید بابت چی ناراحت باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من واقعا هنگ می کنم وقتی حرفات رو می خونم. بابا دو طرفی که همدیگرو دوس دارن به یه اندازه برا هم انرژی میذارن. و تلاش می کنن. دیگه ناراحت شدن نداره .
ببین با عرض معذرت امیدوارم ناراحت نشی .
ولی یا تو خیلی منت کش هستی (ببخشید واژه دیگه ای پیدا نکردم ) یا عروس خانم یه کمی تیتیش مامانی هستن که نباید آب تو دلشون تکون بخوره .
اگه حالت دوم باشه که کارت ساخته ست. خدا به دادت برسه تو زندگی که هزار جور مشکل پاشه و زن هم باید عین یه کوه پابه پای مردش حرکت کنه.
تو همین تالار بخون دست نوشته های دخترایی رو که چطور دارن زندگی می کنن و چه سختی هایی رو از شوهر و پدر و برادر و خانواده شوهر و ... تحمل می کنن. اما در بر نمی زنن و فقط فکر اصلاح وضعیت هستن !!!!!
آخه دختر این همه لوس !!! اصلا اتفاق حادی نیفتاده که تو اینطور میگی !!! پس فردا بقیه مشکلات رو چی میگی ؟ پسر خوب تو این همه منتش رو می کشی. پس فردا مادر و خواهرت این کارو نمی کننااااااااا . این دختری که توصیفش رو کردی یه دنده و لجباز و لوسه . تا جایی که من از حرفات برداشت کردم.
چشمات رو باز کن. از همین اول اگه محکم ایستادی جلوش که هیچی . وگرنه از همین امروز تا ته زندگیت این تاپیک همیشگی تو خواهد بود
که چیکار کنم از این ناراحت شد ..... چیکار کنم از اون ناراحت شد
حالا خود دانی
منم که الکی زحمت می کشم اینجا فقط تایپ می کنم. اصولا نقش سیاهی لشگرو دارم خوب بازی می کنم.
تو اصلا حرفای منو نمی خونی . چه برسه به عملی کردنش









علاقه مندی ها (Bookmarks)