فرض مثال :
1- وقتی می خوان بیان خونه ما دوست دارن حتما از طرف من دعوت رسمی بشن وگرنه یا نمیان یا با قهر و تنش تشریف میارن ..بماند که من باید بدون دعوت برم و از همه بدتر بی احترامی هاشونم تحمل کنم ... ( البته مدتی است رفتنم را به خانه آنها کنسل کردم و حتی عید دیدنی هم به خانه شان نرفتم ان هم فقط به خاطر بی حرمتی هایی که در حقم داشتند (البته نه به صورت لفظی بلکه در عمل و تعارفاتشان) در حالی که به صورت رسمی دعوتشان کرده ام و کاملا با احترام با انها برخورد کردم .)
2- دوست دارند رفت و امدهایم رو با انها تنظیم کنم و هروقت هستند منم باشم اگر نبودند منم نباشم ...بماند که شرایطم را نمی سنجند و برای یکبار هم که شده خودشان را باما هماهنگ نمی کنند ..
3- دائما بزرگیشان را به رخ می کشند و دوست دارند ما را کوچک فرض کنند ..
4- بیشتر اوقات دنبال عیب جویی از من هستند و بدون در نظر گرفتن شرایط انتقاد ان را بیان می کنند که باعث ناراحتیم می شود ( البته اگر شرایط انتقاد را رعایت کنند بنده کاملا انتقاد پذیر هستم )
5- باعث ایجاد تنش در روابطم با دیگر اعضا شدند و سعی در دور کردن انها از ما شدند و تغییر رفتارشان کاملا برایمان اشکار است ..
6- در زمان حضور من فقط از زمانی صحبت می کنند که من نبودم و کارهایی که در ان موقع انجام دادند را بیان می کنند ( مثل خریدهایشان ، تفریحاتشان ، حتی خوردنی هایشان ) که باعث کناره گیری من می شود ..
و غیره ...
البته بنا را بر این بگذاریم که انها مرا اصلا دوست ندارند و دلشان نمی خواهد که با من خوش باشند و به خاطر همین سعی در تخریب من هستند ( البته این برایم کاملا مشخص است که دوستم دارند و فقط دوست دارند طبق نظر آنها رفتار کنم ) ولی این را که می توانم انتظار داشته باشم که لا اقل اگر بهم توجه نمی کنند فقط تخریبم نکنند و در رفتارهای من دخالت نداشته باشند ....آیا این خواسته من زیادیست ؟
هیچگاه دلت را به روزگـــــــار مسپار که دریایی از ناامیدی هست ...
دلت را به خــــــدا بسپار که دریایی از امید است...
علاقه مندی ها (Bookmarks)