خوب خانمی با این تاپیکت معلوم شد که ریشه همه مشکلاتت از کجا نشات می گیره؟
هر کس دیگه ای هم جای شوهرت بود از رفتارهای شما و مادرت ناراحت می شد.چه بسا بدتر
یعنی که چی؟ مامان شما دوست نداره داماد بره خونش، اما از دخترش توقع داره هر روز بره بهش سر بزنه؟
خوب شما جای شوهرت بودی ناراحت نمی شدی؟
فکر کن هر روز مادر شوهرت از شوهرت می خواست بهش سر بزنه. اما وقتی تو به شوهرت می گفتی با هم بریم هر دفعه یه بهونه می آورد
معمولا خانواده دختر در برخورد با داماد نمی توانند مثل خانواده پسر در برخورد با عروسشون راحت باشند و رفت و آمد به داماد به خانه پدرزن کمتره
لزومی هم نداره که این رفت و آمد زیاد باشه
اما اولا رفتن شما اون هم هر روز به خونه مادرت اصلا از اول کار اشتباهی بود
چه اشکالی داره که مادر شما هفته ای یکبار غذا آماده کنه تا دامادش بهش سر بزنه
می توانستی از همون ابتدا هفته ای یکبار از صبح بری خونه مادرت و بمونی و شب هم شوهرت میآمد پیشتون
اینطوری نه مادر و دختر دلتنگ هم می شدید و نه شوهرت احساس غریبه بودن بهش دست میداد









علاقه مندی ها (Bookmarks)