در مقابل یکسری از ادمها رفتار جرات امیز ندارم اونم به خاطر اینکه منطقم رو قبول ندارن و دائما من رو سرزنش می کنند جالب اینکه حتی یکبار هر جور که اونها می خواستند رفتار کردم اما تغییر رفتار دادند و گفتند این خواسته ما نبوده و ما چیز دیگری می خواستیم به خاطر همین بعد از این واکنششان سعی کردم خودم باشم و هرطور که دوست دارم رفتار کنم چون نمی توانستم اجازه بدم انها مرا عروسکی تلقی کنند که هر جور دوست دارند باهاش صحبت کنند همین قضیه باعث شد که ااز هم دور بشیم و دیگه باهام در مورد مسائلشون و تصمیماتشون صحبت نکنند البته من رفتار عادی خودم رو داشتم و احترم می زاشتم و می زارم حتی در مورد تصمیماتم هم باهاشون مشورت هم می کنم اما به تازگی دچار تردید شدم و اونم اینکه وقتی اونا به قولی منو ادم حساب نمی کنند و کار خودشون رو می کنند بهتره منم مثل خودشون باشم و دیگه باهاشون در مورد مسائلم صحبت نکنم ...
بارها بهم بی احترامی کردند و پشت سرم حرفهایی رو زدند که ناراحتم کرده حتی خونشون هم که رفتم منو نادیده گرفتند و بهم بی احترامی شده ولی اگه بیان خونه ما من همه جوره احترام می زارم اونم به احترام مهمان بودنشان ...
ولی دیگه خسته شدم از اینکه باید اینهمه بی احترامی رو تحمل کنم و دوستدارم تلافی کنم کارهاشون رو ...
یعنی اگه شما جای من بودید و یک نفر دائما در حال تخریبتون بود و بی احترامی می کرد بهتون و هیچ چاره ای هم جز رفت و امد نداشتید چیکار می کردید ؟ با صحبت کردن که به نتیجه ای نرسیدیم و حالا می خوام تلافی کنم تا بفهمه !!!!!!!!!!!!!!!!!!
همش دوست دارن من باهاشون رابطه گرمی داشته باشم و کلی بهشون احترام بزارم و اصلا هم خرده نگیرم و هر جور برنامه می زارن منم باهاشون هم رای باشم و اطاعت امر کنم .....
یه جورایی با رفتارم نشون دادم که منم برای خودم نظراتی دارم و دوست دارم هر جور راحتم رفتار کنم و شما هم باید بهم احترام بزارید چون با این رفتارم مخالف بودند سعی کردند که در مورد هیچ چیز دیگه ای باهام مشورت نکنند و یه جورایی منو کنار بزارن یعنی رفتار متعادل ندارن و تنها زمانی از من یاد می کنند که گرفتاری براشون پیش اومده باشه ....
ولی زمان خوشیشون یاد من نیستند و باهم همه جا می رن ( مسافرت ، خرید ، تفریح ، مهمانی و...) . متاسفانه نمی خواهند قبول کنند که هر کسی برای خودش احساساتی داره ....
هیچگاه دلت را به روزگـــــــار مسپار که دریایی از ناامیدی هست ...
دلت را به خــــــدا بسپار که دریایی از امید است...
ویرایش توسط چشمک : شنبه 21 اردیبهشت 92 در ساعت 14:56
علاقه مندی ها (Bookmarks)