سلام mgh عزیز
قسمت این بود که اولین پست من در این انجمن دادن نظرم در مورد موضوع شما باشه. نمیدونم حرفم نصیحته یا چی. ولی ازت میخوام توی تصمیمات صحبتای منو هم توی ذهن داشته باشی
یک این که وضعت شغلی من مثل شماست. جایی مشغول هستم و نمیدونم اسمش کار هست یا نه ولی به هر حال میگذرونیم. حدود 5 ساله که ازدواج کردم.
اینکه کسی حاضر باشه با این وضعیتت کنار بیاد یا نه قطعا هستن. من خودم با وجود سطح مالی خیلی معمولی یا بهتره بگم پایین ازدواج کردم. اما باید بگم احتمالا به خودت خیلی سخت میگذره. بعد از ازدواج فشار روانی زیادی رو به خاطر مسایل مالی باید تحمل کنی (در مورد من که اینطور بوده) اینکه سر سال صاحب خونه اجارت رو بالا ببره و نتونی پرداخت کنی. مدت ها با وجود مشغله فراوان باید بگردی دنبال خونه ولی از طرفی با وجود این همه فشار مجبور باشی نقش یه آدمی رو بازی کنه که از نظرش مشکلی نیست. چون همسرت رو میبینی که به جای آروم کردنت داره صبح تا شب غصه میخوره گریه میکنه و حسرت میکشه و این تویی که مجبوری با وجود این همه فشار روانی آرومش کنی و این هم بر فشار روت اضافه کنه البته این فقط در مورد خونه بود من بقیشو فاکتور گرفتم. تازه اون هم در مورد خانمی که خیلی قناعت گره و خودش خرج اضافی نمیکنه
دیدم از تنهایی و اینا گفتی. نمیگم ازدواج نکن چون واقعا در آینده شاید تنهایی فیزیکی داشته باشی و به هر حال باید یکی کنارت باشه چون این روال زندگی هست. اما فکر نکن قرار بعد ازدواج اتفاق خاصی بیفته. خوشی ها و احساسات فقط مال یکی دو سال اوله. و بعد تو میمونی و تنهایی! میدونم متناقضه اما میخوام بگم منتظر معجزه بعد از ازدواج نباش که دیگه هیچ وقت احساس تنهایی نمیکنی و یه عشق آسمونی داری و ازین چیزا. این موارد تازه با این مسیله توی زندگیم هست که منو همسرم توی زندگی مشکلی با هم نداریم و خب طبیعتا همدیگه رو هم دوست داریم ولی این دوست داشتن معجزه نمیکنه.
امیدوارم بتونی بهترین تصمیم رو در زندگیت بگیری








علاقه مندی ها (Bookmarks)