با سلام.
دلیل جداشدن خودتون رو نگفتید و این خیلی مهم هست.
در مورد خواستگارهای بعدی تا به ثبات در فکر و ابتکار در عمل نرسیدید هیچ پاسخی ندید و سعی کنید با قرار گرفتن در شرایط عاری از فشار و تنش تصمیم بگیرید.
اینکه به ایشون فکر می کنید به خاطر این بوده که ایشون اولین خواستگار رسمی شما بود و شما هم خرج عاطفی زیادی کردید و به ایشون وابسته شدید. پس به این معنا نیست که محکوم به زندگی با ایشون هستید و نمی تونید در آینده بهش فکر نکنید. نه اینطور نیست و در این مسائل صحبت از فراموش کردن خاطره ها هم نیست چون اگه از شما بخوان می تونید خاطرات سال های اولیه ی زندگی رو هم گزارش کنید بلکه صحبت از کنار آمدن و فرصت دادن به خود در جریان زندگی است.
یادتون باشه که ما هر روز در حال نو شدن و شکفتن هستیم و هر طلوعی در هر روز حکایت از طلوعی دیگه در روح و جان ما داره که باید ارزش اون رو پاس بداریم و زندگی رو وقف در افکار خودساخته و مترکز بر گذشته نکنیم.
خودمونیم ... شما با چه ملاکی می تونید به ما ثابت کنید که حتما با ایشون خوشبخت می شدید؟ یا فقط شما با ایشون می تونستید به موفقیت در زندگی نائل بشید....
باور کنید اینطوری نیست
اما باور می کنم و قبول دارم که جنس دلدادگی اول با بقیه فرق می کنه چون ما در اون لحظه دیگه به هیچ چیز فکر نمی کنیم و خودمون رو غرق در تصورات ناب می کنیم که این هم هدیه ی خداست به ما.......
پس از خدا بخواه که با دیدی روشن در جریان رشد خودت گام برداری و بعد همه چیز رو به خودش واگذار کنی......
موفق باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)