سلام امید جان،بهترین وقتش همین الانه چون واقعا خودت از ته دلت تصمیم داری بالاخره یه شریک واسه خودت پیدا کنی و این خیلی خبه،و اینکه میترسی خیلی طبیعیه مثلا شوهر من خیلی استرس داشت شب خواستگای و همش عرق میکرد و هیچی هم نمیخورد و اصلا نمیتونست از استرس زیاد حرف بزنهو همه حرفارو مامان و باباش زدن اما چون قبلا ما به هم آشنا شده بودیم و چند ماه آشناییمون طول کشید همه حرفامونم باهم زده بودیم من ناراحت نشدم که توو شب خواستگاری نتونست حرف بزنه اما اگه قبلا با هم حرف نزده بودیم وقتی خودش حرف نزد شب خواستگاری مطمئنم که نسبت بهش تریدیدم بیشتر میشد چون فکر میکردم که حتما از این بچه سوسولاست که همه کاراشو مامان و باباش واسش میکنن و خودش هیچی بلد نیست ،پس ترس و استرس تو هم کاملا طبیعیه و حق هم داری ،ولی تو شب خواستگاریت حتما حتما به نکاتی که کیان جان گفتن توجه کن و سعی کن خودتو اونجور که هستی نشون بدی ،موفق باشی ،واست دعا میکنم ،منتظر نتیجه کارت هم هستم.محکم باش.







و همه حرفارو مامان و باباش زدن اما چون قبلا ما به هم آشنا شده بودیم و چند ماه آشناییمون طول کشید همه حرفامونم باهم زده بودیم من ناراحت نشدم که توو شب خواستگاری نتونست حرف بزنه اما اگه قبلا با هم حرف نزده بودیم وقتی خودش حرف نزد شب خواستگاری مطمئنم که نسبت بهش تریدیدم بیشتر میشد چون فکر میکردم که حتما از این بچه سوسولاست که همه کاراشو مامان و باباش واسش میکنن و خودش هیچی بلد نیست ،پس ترس و استرس تو هم کاملا طبیعیه و حق هم داری ،ولی تو شب خواستگاریت حتما حتما به نکاتی که کیان جان گفتن توجه کن و سعی کن خودتو اونجور که هستی نشون بدی ،موفق باشی ،واست دعا میکنم ،منتظر نتیجه کارت هم هستم.محکم باش.

علاقه مندی ها (Bookmarks)